eitaa logo
چادرم یادگار مادرم زهرا ♡‌•°
9.3هزار دنبال‌کننده
23.8هزار عکس
9.4هزار ویدیو
426 فایل
°• ❀﷽ ﴿مولاعلے(علیه السلام): هماناعفیف وپاڪدامݧ فرشتہ اےازفرشتہ هاست♥‌°﴾ . همھ چیزصلواتیست |میهمان مادَرماݧ حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها)هسٺیم . خادم : 📩|| @Farmandehh313 تبادلاٺ: 📋| @khademha شعبات: 🛒🛍 @Organic_saraye_bamboo@aramehaye_Jan
مشاهده در ایتا
دانلود
. از خیابان شهدا آرام آرام در حال گذر بودم! . اولین کوچه به نام شهید همت؛ محمد ابراهیم با صدایی آرام و لحنی دلنشین... نامم را صدا زد! گفت: توصیه ام بود! چه کردی... جوابی نداشتم؛سر به زیر انداخته و گذشتم... . . دومین کوچه شهید عبدالحسین برونسی؛ پرچم سبز یا زهرا سلام الله علیها بر سر این کوچه حال و هوای عجیبی رقم زده بود! انگار همین جا بود... عبدالحسین آمد! صدایم زد! گفت: سفارشم توسل بود به حضرت زهرا و رعایت خدا... چه کردی؟ جوابی نداشتم و از از کوچه گذشتم... . . به سومین کوچه رسیدم! شهید محمد حسین علم الهدی... به صدایی ملایم،اما محکم مرا خواند! گفت: و در کجای زندگی ات قرار دارد؟!؟ چیزی نتوانستم جواب دهم! با چشمانی که گوشه اش نمناک شد! سر به گریبان؛ گذشتم... . . به چهارمین کوچه! شهید عبدالحمید دیالمه... آقا وحید بر خلاف ظاهر جدی اش در تصاویر و عکس ها! بسیار مهربان و آرام دستم را گرفت؛ گفت: چقدر برای روشن کردن مردم! کردی؟! برای خودت چه کردی!؟ برای دفاع از !!؟ همچنان که دستانم در دستان شهید بود! از او جدا شدم و حرفی برای گفتن نداشتم... . . به پنجمین کوچه و شهید مصطفی چمران... صدای نجوا و شهید می آمد! صدای و ناله در درگاه پروردگار... حضورم را متوجه اش نکردم! شدم،از رابطه ام با پروردگار... از حال معنوی ام... گذشتم... . . ششمین کوچه و شهید عباس بابایی... هیبت خاصی داشت... مشغول تدریس بود! مبارزه با ،نگهبانی ... کم آوردم... گذشتم... . . هفتمین کوچه انگار بود! بله؛ شهید ابراهیم هادی... انگار مرکز کنترل دل ها بود!! هم مدارس! هم دانشگاه! هم فضای مجازی! مراقب دل های دختران و پسرانی بود که در خطر لغزش و تهدیدشان میکرد! را دیدم... از کم کاری ام شرمنده شدم و گذشتم... . . هشتمین کوچه؛ رسیدم به شهید محمودوند... انگار پازوکی هم کنارش بود! پرونده های دوست داران شهدا را میکردند! آنها که اهل به وصیت شهدا بودند... شهید محمودوند پرونده شان را به شهید پازوکی می سپرد! برای ارسال نزد ... . پرونده های باقیمانده روی زمین! دیدم وساطت میکردند،برایشان... . اسم من هم بود! وساطت فایده نداشت... از تا ! فاصله زیاد بود... . . دیگر پاهایم رمق نداشت! افتادم... خودم دیدم که با چه کردم! تمام شد... . . . . از کوچه پس کوچه های دنیا! بی شهدا،نمی توان گذشت... گاهی،نگاهی... ♡ㄟ(ツ)ㄏʝσɨŋ •♡| @fadaei_hazrat_zahra |♡•
💠مقام معظم رهبری(مدظله): "امروز جوان ایرانی، آگاه، با معرفت، بصیر، سیاسی و اهل تحلیل است؛ و از همه بالاتر با ایمان است. ایمانش هم ایمان عمیقی است؛ البته احتیاج دارد که تغذیه ی معنوی و فکری دائمی شود." ♥️ 🌈 🌸☘ 💝🌿 ㄟ♡ㄏʝσɨŋ⇣ •❥| @fadaei_hazrat_zahra |❥•
چادرم یادگار مادرم زهرا ♡‌•°
‌《♥️🖇‌⇩•'.》
••❀📝⃟📚❀•• من اين را مى‌خواهم عرض كنم كه در منزل خودِ من،همه افراد👥،بدون استثنا، هرشبــ🌙درحال 👓•°خوابشان💤 مى‌برد.خود من هم همين‌طورم.نه‌اينكه حالا وسط مطالعه خوابم ببرد.مطالعهـ📖 مى‌كنم؛ تا خوابم مى‌آيد، كتاب را مى‌گذارم و مى‌خوابم. همه افراد خانه🏡ما، وقتى مى‌خواهند بخوابند حتماً يك كتابـ📙 كنار دستشان است.👌🏻•• «من فكر مى‌كنم🖇كه همه خانواده‌هاى ايرانیـ🇮🇷 بايد اين‌گونه باشند. ↻،اين است💡.» 🌱.• 🔖°^ ✨ ∞| ♡ʝσiŋ🌱↷ 『 @fadaei_hazrat_zahra 』∞♡
•| |• ••• اگر هر شب بہ جاۍ تماشاۍ تلویزیون، پانزده دقیقہ ڪنید، سالےحدودپانزده کتاب را مےخوانید!🌱 ••• ♔♡j๑ïท🌱↷ 『 @fadaei_hazrat_zahra
🕊•° 🌷همیشه یک سفارش به ما مے‌کرد. مے‌گفت:« اگه در معرض قرار گرفتید و خواستید دچار لغزش نشید و از اون گناہ فرار کنید؛ خودتون رو با خوندن و یا مشغول کنید تا حواستون از اون محل و از اون گناہ پرت بشه.» 💌 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🌷همیشه یک سفارش به ما مے‌کرد. مے‌گفت:« اگه در معرض قرار گرفتید و خواستید دچار لغزش نشید و از اون گناہ فرار کنید؛ خودتون رو با خوندن و یا مشغول کنید تا حواستون از اون محل و از اون گناہ پرت بشه.» 💌 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🌷همیشه یک سفارش به ما مے‌کرد. مے‌گفت:« اگه در معرض قرار گرفتید و خواستید دچار لغزش نشید و از اون گناہ فرار کنید؛ خودتون رو با خوندن و یا مشغول کنید تا حواستون از اون محل و از اون گناہ پرت بشه.» 💌 ∞| ♡ʝσiŋ🌱↷ 『 @fadaei_hazrat_zahra 』∞♡