_
میتِکانم خانهٔ دل را ولیکن جایِ تو ،
تا همیشه خالیُ سبز است، در غمخانهام!
_
_
اقا؛
ما به نوشابه نارنجی میگیم، زرد !
به ماهی نارنجی هم میگیم، قرمز!
انصافا مشکلتون با نارنجی چیه =| ؟!
_
هدایت شده از بـاوان|ʙᴀᴡᴀɴ
اونایی که دهن منو سرویس کرده بودن که ازم بزرگترن هرچی میشد میگفتن من از تو بزرگترم بیان پیوی شماره کارت بدم عیدی منو بدن .
_
انداختن لباس روی صندلی یعنی من از
وضعیت تمیزی این لباس اطلاع کافی ندارم !🦦
_
_
دردودلکـردن بابعضـیا
مثـل پـرکردن خشـاب اسـلحهایـه
کـهقـراره بـعدابهخـودت شـلیککنـه!:)
_
فادیآ | fadia
رفیقم وقتی میخواد دعوا کنه :
من وقتی قراره تا صبح بیدار باشم تا خانواده برا سحر خواب نمونن :
[با ساعت بیدار نمیشن]