هدایت شده از بـاوان|ʙᴀᴡᴀɴ
اونایی که دهن منو سرویس کرده بودن که ازم بزرگترن هرچی میشد میگفتن من از تو بزرگترم بیان پیوی شماره کارت بدم عیدی منو بدن .
_
انداختن لباس روی صندلی یعنی من از
وضعیت تمیزی این لباس اطلاع کافی ندارم !🦦
_
_
دردودلکـردن بابعضـیا
مثـل پـرکردن خشـاب اسـلحهایـه
کـهقـراره بـعدابهخـودت شـلیککنـه!:)
_
فادیآ | fadia
رفیقم وقتی میخواد دعوا کنه :
من وقتی قراره تا صبح بیدار باشم تا خانواده برا سحر خواب نمونن :
[با ساعت بیدار نمیشن]
_
_چرا ازدواج بایه پسر باایمان مهمه؟
+چون پسری که از خدا بترسه از بازی کردن با قلب یه دخترم میترسه:))
_
_
[حـَضرترسـُول]
خوشا به حال
بـَندهای گـُمنام که
خدا او را بـشناسـَد،
ومـَردم او را نشناسـَند=)
_