•فادیا
میناب گلستانِ گلستانِ میناب گلزار شهیدانِ دبستانِ میناب
ما در آن روز کنار شما نبودیم، اما میدانیم وقتی چشم گشودید دختر سه ساله حسین(ع) به استقبالتان آمده بود؛ همان دختری که دردِ یتیمی، اسارت، موی سوخته، صورت کبود و گوشواره ربودهشده را با تمام وجود چشیده بود. شما را با عزت و اقتدار تشییع کردند و هیچکس زخمهایتان را به رختان نکشید، اما رقیه(س) هم داغ پدر دید، هم رنج اسارت کشید و هم طعنه نامردمان را شنید. شاید برای همین است که امروز بیشتر از هر کسی هوای شما را دارد؛ دستهای کوچکتان را میگیرد، موهای سوختهتان را نوازش میکند و مرهم تنهای زخمیتان میشود. شما خیلی مظلوم و معصوم بودید… اما رقیه، معنای مظلومیت را بیشتر از هر کسی میدانست..
@fadia313