بازار کارشان خوابیده بود از طرفی نیاز داشتند به عرضه کنندهای که مشتری را جذب کند. گفتند چه کنیم؟! 'آها، وای! پس استقلال زنان چه میشود؟! هر زنی که مستقل باشد برنده است. اصلاً زن نباید به هیچ مردی نیاز داشته باشد، چقدر مستقل بودن خوب است.!' افتاد بین زنان جامعه و یکی بر یکی پیشی گرفتند هر کدام دستشان در جیبشان بود به خود میبالیدند. کمی گذشت متقاضی کم شد و عرضه کننده بسیار. دوباره شد چه کنیم چه کنیم و ای وای و وای! حال باید برای بازارشان مشتری داشته باشند، پس؛ ' انرژی زنانه چه میشود؟! زنان باید به خود برسند، باید مردی کنارشان باشد تکیه کنند، اصلاً نباید زن کار کند از ناز او میافتد. انرژی! انرژی زنانهتان را بالا ببرید و حفظش کنید.' این چنین بود که زنانی مستقلِ دست در جیب خود، با خستگی و نیروی از دست رفته، به دنبال انرژی زنانه خویش هستند.
خوبی رفیق اینه که به چشم یک عاقلتر نگاهش نمیکنی.
ازش راهکار نمیخوای.
فقط همین که میدونی حرفات رو راحت میتونی بهش بگی بدون این که بخواد قضاوتت کنه، ارزشمندترین چیزه.
قرار بود بعدِ خلاصی، همش برم بیرون با دوستام؛ ولی الان؟ حتی از اتاقمم نمیرم بیرون.🤣💔
ازم اشکال نگیرین، خداشاهده حال و حوصله ندارم. دچارِ بیهویتی شدم، سعی دارم باهاش کنار بیام.🤍🤝🏻
مامانبزرگ میگفت: «آدم همیشه باید یه سیم بین خودش و خدا نگه داره که اگه یه وقت گیر افتاد، روش بشه بگه سلام، من فلانیام.»
اعترافاتهولناکیکلاکپشتمُرده| #مرتضی_بزرگر🌱