فاء .
یروزی همه دلخوریا و خستگیا و دلشکستگیهامو جمع می کنم تو یه بقچه، می برم میدم امانات رضا(ع)؛ بعدم کز
دیر دعوتم کردیا قربونت برم، ولی اختصاصی دعوتم کردی؛ جبران شد این ۳.۵ سال . .🌱
فاء .
حقیقتا دارم بهشت رو تجربه میکنم این روزا؛)
چشم در چشم تو انداختم و زنده شدم،
یُخْرِجُ الحَىَّ مِنَ المَیِّتِ چشمان ِتو بود .
- دو سفرِ آخرِ مشهدم یکیش سال ۴۰۱ بود و یکیش امسال؛
نشستم مقایسه کردم با همدیگه و در نهایت به این نتیجه رسیدم که چقدر من تغییر کردم، چقدر صبور شدم، چقدر پخته شدم، چقدر دغدغههام تغییر کرده، چقدر تفکیک آدما و هضم کردنشون برام راحت شده، درواقع میتونم بگم من اون آدمِ قبلی رو نمیشناسم و یادم نمیاد چطوری زندگی میکرد . .