یه استادی داشتیم؛ کلی خاطره تعریف میکرد ماهم هرهر و کرکرمون به راه بود. بعد که یه دل سیر میخندیدیم میگفت هرچی گفتم دروغ بود . .🚶🏻در این حد یزید بود؛)
چه اول ماه مزخرفی!'
امروز یکی ازون روزاس که فکم خیلی در حال جنبیدنه؛
خستهام، و اندازه اقیانوس گریه دارم . .🚶🏻
امروز یه جا خوندم: رنج، نعمتِ . . ؛)
رنج، عاملِ شکوفایی فکر و خلاقیتِ؛ درواقع رنج، محرکِ حرکته!'
میخوام برم تغییر جنسیت بدم؛ تو جمع جنس مخالف بیشتر بهم خوش میگذره؛ دغدغههامون بهم شبیه تره . .
بعضی هم هستند که
به نظر فراموششان کردهایم،
اما وقتی حرفشان به میان میآید،
دیگر نمیتوانیم لبخند بزنیم؛)
#نزارقبانی
اما شاعر باید که سلیمالفطره، عظيمالفكره، صحيحالطبع، جيدالرويه و دقيقالنظر باشد، در انواع علوم متنوع باشد و در اطراف رسوم مستطرف، زیرا چنانکه شعر در هر علمی به کار همیشود هر علمی در شعر به کار همیشود. و شاعر باید که در مجلس محاورت خوشگوی بود و در مجلس معاشرت خوشروی. و باید که شعر او بدان درجه رسیده باشد که در صحيفه روزگار مسطور باشد و برالسنه احرار مقروء، بر سفائن بنویسند و در مدائن بخوانند که حظ اوفر و قسم افضل از شعر بقاء اسم است و تا مسطور و مقروء باشد این معنی به حاصل نیاید، و چون شعر بدین درجه نباشد تاثیر او را اثر نبود و پیش از خداوند خود بمیرد، و چون او را در بقاء خویش اثری نیست در بقاء اسم دیگری چه اثر باشد؟
_نظامی عروضی سمرقندی، چهار مقاله.
لازمهٔ کنش آگاهی است. پس آگاهانه کاری را انجام ندادن کنش است و نه انفعال و هر چرند دیگری. نبرد بر سر درجاتیست مشخص از آگاهی.