شاید بگذره، ولی یادگاریایی که برات بجا میزاره اصلا قشنگ نیست. ردش میمونه! دقیقا مثلِ جایِ تیغ رویِ رگ.
ولی 99درصد اوقات، حقیقت و راهِ درست، دقیقا همونیه که مامان بابا میگن و ماها نمیخوایم بپذیریم.
کاش تو دادگاه ها یه شغلی بود تحتِ عنوانِ تخریبِ شخصیتی و شکنجه روحیِ دزدها و قاتلین. من تو اون شغل بهترین میشدم.
هربار میگم خب دیگه بیا و آدم باش و از یه عده فاصله بگیر و خودتو نزار تو آمپاس، یچیزی میشه که mp3 میرم تو آمپاسِ 725 درجه!
من هنوز تفکر و شغلِ مورد علاقمو پیدا نکردم؛ بعد تو بهم میگی نمیخوای ازدواج کنی؟ برو گمشو عامو.
قبلا هر مناسبتی دنبال این بودم برنامه بچینیم بریم بیرون. ولی الان اینکه حوصله خودمم ندارم، یکم ترسناکه.
من دلم تنگههههه. از همه بیشتر برای غیبت و چرتو پرت گفتن. واقعا به گرلز نایت های رگباری با اکیپ های مختلف دوستام نیاز دارم؛
بچه ها من اصلا تایپ مشخصی ندارم. واقعا آدمایی که ازشون خوشم میاد هیچ ربطی، تاکید میکنم هیچ ربطی به هم ندارن. دقیقا مثلِ قیاس ترقوه با شقیقه.