مخاطب این دوره کیست؟
تا حالا با این سؤالات درگیر بودهای که خدا مرا برای چه آفریده؟ اصلا چرا از خودم اجازه نگرفته که مرا در این دنیا بیاورد؟ من رشد و سعادت و بهشت نخواهد باید کی را ببینم؟ این همه زحمت و دغدغه و … ، آخرش هیچی؟ فنا؟ چرا هیچ چیز این دنیا سر جایش نیست؟ کجای این دنیا عادلانه است که حالا میخواهند با ترازوی عدالت الهی ما را بسنجند؟ …
اگر چنین سؤالاتی داری، این دوره به دردت میخورد. اگر نه، خوش بهحالت! زندگی خوبی داری. از زندگی لذت ببر.
https://fahhaam.ir/product/khayyaam/
اگر این دوره را ببینم، چه به دست می آورم؟
آرامش!
فکر کن جواب سؤالاتی را که بالا مطرح شده، میدانی. تصورش هم قشنگ است! میدانی که هدف از آفرینش چه بوده؛ میدانی که قرار است چه بکنی و چه نکنی؛ میدانی که حساب و کتاب با چه متر و میزانی خواهد بود و پذیرفتهای که این معیارها کاملا عادلانه است؛ …
دیگر چه میخواهی؟ آرامش همین است!
https://fahhaam.ir/product/khayyaam/
نمونه ای از نظر مخاطبان:
آقای علی رمضانی پور
با سلام
دوره فوق العاده ای بود با بیان عالی استاد
همه ما در زندگی خود زمان هایی بوده که در وجود خود تناقض داشتیم از اینکه این تناقض را در وجود فرد بزرگی مثل خیام بررسی کردیم برایم جالب بود و به بسیاری از سوالات من در باره شخصیت خیام پاسخ داد
به عنوان کسی که به ریاضیات علاقه دارد آن قسمت از بحث که با اعداد و نمودار به اثبات عدالت خداوند پرداختید برایم جالب بود همچنین ابیاتی که از خیام نقل شد جذاب بود و من را تشویق به خواندن اشعار بیشتر از این شاعر بزرگ کرد
بعد از گذشت چندین روز از کلاس هنوز بسیاری از مباحث مطرح شده در کلاس را به یاد دارم و در این چند روز به انها فکر کرده ام حتی توانستم چندی از ابیات رو به خاطر بسپارم
سوالی که ذهنم رو درگیر کرده این است که چرا انقدر در طول زندگی خود مارا از خدای مهربان ترسانده اند؟ و آیا حکیم خیام و یا دانشمندان بزرگ دیگر الان بخاطر خدماتشان به بشریت در بهشت اند یا بخاطر این اشعار و اعتقاداتشان در حال عذاب ؟
هر فردی که در زندگی اش تناقض را تجربه کرده و یا هرکس که مثل من به شناخت خیام علاقه دارد
https://fahhaam.ir/product/khayyaam/
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ذَخِیرَهَ الْمُتَعَبّـِدِینَ
فراخوان سی و نهمین
شبشعر عاشورا
آخرینمهلت ارسال آثار:
غروب عید غدیر/ 5 تیرماه 1403
برگزاری:
10 تا 12 مردادماه 1403
موضوع:
«حضرت امام زینالعابدین، سجاد علیهالسلام»
ارسال آثار:
نشاني پست الكترونيكي:
poemashoora@yahoo.com
- با توجه به فرصت محدود زماني مهلت ارسال آثار تمديد نخواهد شد.
- ذکر مشخصات کامل نام، شماره ملی ، تاریخ دقیق تولد، نشانی، شماره تماس، تحصیلات و شغل همراه اثر الزامی است.
- كليه آثار ارسالي بايستي بهصورت تایپشده در صفحه اصلی ایمیل ارسال شوند. از پذیرفتن آثار بهصورت پیوست، pdf، عکس و یا تایپ بهصورت جدولبندی شده جدا معذوريم.
- شاعران و نغمهسرایان عاشورایی بایستی برداشتهای معرفتی خویش را پیرامون شخصیت حضرت سیدالساجدین و زینالعابدین امام سجاد علیهالسلام در قالب شعر بیان کنند
- مطالعه کتابهای ارزشمند «وارث ارغوان ها» اثر استاد دکتر محمدرضا سنگری و «یک حرف بس است» اثر استاد مهندس سید مجتبی حسینی میتواند شاعران را در دریافتهای معنوی و ادبی یاری کند. نسخه pdf این کتابها از طریق وبلاگ و کانالهای رسمی ستاد در دسترس علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
- شاعران عاشورایی محدودیتی ازلحاظ فرم و قالبهای ادبی نخواهند داشت. اما حداکثر مجاز به ارسال 3 اثر هستند و در صورت ارسال تعداد بیشتر اثر چهارم به بعد حذف میشوند.
- دبیرخانه در استفاده از آثار برای تهیه محصولات فرهنگی و هنری و... آزاد خواهد بود.
وبلاگ: poemashoora.blogfa.com
سلام و نور
به یمن ولادت مولای مهربان، آنچه در توانم است را تقدیمتان میکنم.
محدودیتی در کار نیست؛ هر چند کتاب که بخواهید، با 20% تخفیف تقدیم میشود
https://fahhaam.ir/product-category/form/book/
دورههای آموزشی نیز با 40% تقدیم میشود:
https://fahhaam.ir/product-category/form/workshop/
تنها کارگاه حضوری صنعت آموزش از این تخفیف مستثنی است. این کارگاه حضوری و به شکل محدود برگزار میشود.
🌹🌹🌹🌹
کد تخفیف کتاب:
book20
کد تخفیف دوره:
workshop40
⚫️ آخرین فراز از وصیتنامه امام خمینی رحمة الله علیه
▪️ بدانند كه با رفتن یك خدمتگزار در سدّ آهنین ملت خللی حاصل نخواهد شد كه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند و الله نگهدار این ملت و مظلومان جهان است.
عَنْ عَلِی بْنِ مَهْزِیارَ، قَالَ: قُلْتُ لأبِیجَعْفَرٍ علیهالسّلام:
جُعِلْتُ فِدَاک، زِیارَةُ الرِّضَا علیهالسّلام أفْضَلُ أمْ زِیارَةُ أبِیعَبْدِاللَّهِ الْحُسَینِ علیهالسّلام؟ فَقَالَ:
زِیارَةُ أبِی أَفْضَلُ وَ ذَلِک أنَّ أبَاعَبْدِاللَّهِ علیهالسّلام یزُورُهُ کلُّ النَّاسِ وَ أبِی لایزُورُهُ إلاّ الْخَوَاصُّ مِنَ الشِّیعَةِ.
)کافی 4/584 ح1(
* * *
علی بن مهزیار میگوید: به امام جواد علیهالسّلام عرض کردم: فدایت شوم، زیارت (حضرت) رضا علیهالسّلام برتر است یا زیارت (حضرت) اباعبدالله الحسین علیهالسّلام؟ ایشان فرمودند:
زیارت پدرم برتر است؛ چرا که امام حسین علیهالسّلام را همهی مردم زیارت میکنند؛ ولی پدرم را جز شیعیانِ خاص زیارت نمیکنند.
🟢🟢🟢
فهام: فرهنگ. هنر. ادبیات. مذهب
@fahhaam
قال أبوالحسن عليِّ بنُ موسي الرِّضا عليهالسَّلام:
الإمَامُ الأنِيسُ الرَّفِيقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِيقُ
وَ الأخُ الشَّقِيقُ وَ الأُمُّ الْبَرَّةُ بِالْوَلَدِ الصَّغِيرِ
وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِي الدَّاهِيَةِ النَّآد
الإمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ. (1)
امام، رفیقی است همراه، و پدرى است دلسوز و خيرخواه، و برادری همدم و برابر و مادری بسیار دلسوز به فرزند کوچک،
و پناهگاه بندگان در حوادث ناگوار.
امام يگانه عصر خويش است.
🟢🟢🟢
لینک دانلود PDF کتاب #پناه_بندگان
https://fahhaam.ir/product/panah/
مقدمۀ کتاب #پناه_بندگان
کودک بودم. هنگام نماز پدر، کنار سجادهی او مُهری مینهادم و میایستادم. مثل پدر، لب میجنباندم و خم و راست میشدم؛ ادایش را در میآوردم. نماز میخواندم؛ همانگونه بیطهارت؛ بی آن که چیزی بفهمم. حتی گاهی حوصلهام به سر میآمد و این سو و آن سو را مینگریستم. کودک بودم! هیچ کس مرا جدی نمیگرفت. پدر اما بزرگم میشمرد و پس از نماز، همین نمازها، مرا در آغوش میگرفت و میگفت: خدا همینها را هم از تو قبول میکند. بعدتر، هنگام نماز، پدر کنارم مینشست و نماز یادم میداد. کلمه به کلمه میگفت تا تکرار کنم.
حالا، نماز میخوانم. هنوز هم نمیفهمم چه میخوانم. هنگام نماز بارها و بارها فکر و حواسم به این سو و آن سو میرود. به نماز میایستم؛ با همهی آلودگیهایم. تا حال هیچ کس نگفته که خدا این نمازها را هم میپذیرد. خودم هم امیدی به اینها ندارم. تنها امیدم به شماست. آقا جان، نماز یادم میدهید؟ این بار که مرا به زیارتتان پذیرفتید، در حرمتان، پیش رویتان، دو رکعت میخوانم که شما یادم بدهید؛ کلمه به کلمه ... .
* * *
کودک بودم. یک روز در همان عالم کودکی آمدم و دست به کمر زدم و گفتم: از امروز میخواهم مستقل باشم. نمیخواهم زیر بار منّت هیچ کس باشم؛ حتی پدر! بعد رفتم و غذایم را از سر سفرهی پدرم برداشتم و به کنجی بردم و حس کردم که دیگر دارم نان بازوی خودم را میخورم!
روزی در خاطرم گذشت که دیگر مستقل شدهام. شکر خدا آن قدر عبادت کردهام که نیازمند نگاه و شفاعت شما نباشم و اسباب زحمتتان را فراهم نکنم!
* * *
با پدر به بارگاهتان آمدم. نخستین بار بود. آن روزها برای من، منِ خردسال، پدر مظهر بزرگی بود؛ بزرگترین بود. هنگامی که پدرم، با آن همه بزرگی و شکوه، خم شد و آستانهی حرم شما را بوسید، وقتی که صورتش را به جای پای زائرانتان مالید، خیلی تعجب کردم. گویی غرورم، غرور کودکانهام شکسته بود. پدر فهمید و قبل از هر سؤالی، خود دلیل کارش را گفت. دلیل، شما بودید و بزرگی شما. دلیل شمایی بودید که خدا بزرگتان کرده بود.
جلوتر آمدیم. پدر مرا بلند کرد. دستم به ضریحتان رسید. پدر مرا به شما سپرد. یادتان میآید آقا؟ امروز آمدهام تا شما مرا بلند کنید. مرا به خدا برسانید؛ به قُرب خدا.
* * *
گاه با خود میاندیشم که اگر کوه نبود، وقار شما را چگونه به ذهن میآوردم؟ اگر دریا نبود، شکوه و بخشندگی و بیکرانگی شما چگونه در باورم میگنجید؟ اگر ستاره نبود، خورشید نبود، نور نبود ...؟ اگر آب و ابر و چشمه نبود ...؟ به راستی اگر آسمان نبود، کسی میتوانست باور کند که سایهی شما بر سر خوب و بد یکسان میتابد؟
و اگر پدر نبود، پدری مهربان و دلسوز نبود، مهربانی شما را با چه میسنجیدم؟ اگر پدر نداشتم، چگونه میفهمیدم که باید به شما پناه بیاورم؟
بار الها! تو را سپاس که به من پدر دادی، مادر دادی، برادر دادی ...!
* * *
ناگاه نوری وجودم را فرا میگیرد. گویی کلام شماست که جانم را مینوازد. به ضریح چشم دوختهام؛ میشنوم و میگریم.
«امام، ماه تابان شب چهارده است و چراغ درخشان و نور درخشنده، و ستارهی راهنما در شبهاى تاریك.
امام آب گوارا برای تشنه کامان است.
امام، ابرى است پرباران، و بارانى است پربركت، و خورشیدی درخشنده و آسمانى سایهگستر، و زمینى است پهناور، و چشمهاى جوشان.
امام، رفیقی است همراه، و پدرى است دلسوز و خیرخواه، و برادری همدم و برابر، و مادری بسیار دلسوز به فرزند کوچک، و «پناه بندگان» در حوادث ناگوار.
امام یگانهی عصر خویش است.»
* * *
سر بر آستانتان میسایم. به پناه آمدهام. گویی هنگامهی اذان است. قرآن میخوانند:
فَأمَّا الْیتیمَ فَلاتَقْهَرْ وَ أمَّا السَّائِلَ فَلاتَنْهَرْ (1)
1- سورهی مبارکهی ضحی، آیات 9 و 10
🟢🟢🟢
لینک دانلود PDF کتاب #پناه_بندگان
https://fahhaam.ir/product/panah/