Paria's papers.
به یاد کودکان میناب و همهٔ کودکانی که در این روزها جان پاک خود را از دست دادهاند، ما در طاقچه در پو
بچه ها چک کنید کتابای کودک نیست فقط رمان های بزرگتر از سن کودک هم داره
Paria's papers.
وااایییی یا حسین زنده ای😭😭😭 خوشحالم حالت خوبه من دو هفتهس نگرانتم😭😂🌟
خوشحالم خوبی.
سوپر اپلیکشن ایتا🙏
نه فکر کنم نداره
ترانهای روی زمین افتاده بود. قناری کوچکی آن را برداشت و در گلوی خود ریخت. ترانه در قناری جاری شد. با او در آمیخت. ترانه آب شد. ترانه خون شد. ترانه نفس شد و زندگی.
قناری ترانه را سر داد. ترانه از گلوی قناری به اوج رسید. ترانه معنا یافت. ترانه جان گرفت. قناری نیز؛ و همه دانستند که از این پس ترانه، بودن است. ترانه، هستی است. ترانه، جان قناری است.
در روز قسمت که خدا هستی را قسمت میکرد و به هرکس هرچه میخواست میداد، کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت :
" خدایا، من چیز زیادی از این هستی نمیخواهم. نه چشمانی تیز و نه جثهای بزرگ، نه بالی و نه پایی، نه آسمان و نه دریا، تنها کمی از خودت، تنها کمی از خودت به من بده. "
خدا گفت : آن که نوری با خود دارد، بزرگ است. حتی اگر به قدر ذرهای باشد. تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگی کوچک پنهان میشوی.