تمامی کودکان در زمان جنگ و در شهرهای ویران زاده میشوند. به محض زاده شدن، آوار زندگی بر سر ما فرو میریزد.
- نور جهان
نویسندگی من به سان شرارهای است که بی درنگ استقلال خود را به کف میآورد و با این حال، از ضربهی سنگین ترین و سیاهترین مواد نشأت میگیرد. روشناییهایی که آنها را میزیم، پیوسته از دل تیرگی برکنده میشوند.
- نور جهان
میتوانم به شما اطمینان دهم که یک گلبرگ گل سرخ چندان استوار است که مانع از فرو غلطیدن کسی به ورطهی نیستی شود.
- نور جهان
آنگاه که به آن مینگرم، دیگر نمیدانم کتاب کجا است و خواننده کجا.
- نور جهان
دیگر بهشتی روی این زمین نیست، اما این خاطره ی بهشتی است که در استوار ساختن ایمان من به زندگان سهم داشته است.
- نور جهان
به نام خواندن آنچه دوستش میداریم، در حکم بهتر دوست داشتن آن است، در حکم فزونی گرفتن عشق است.
- نور جهان
در دامن صحرا، از آفتاب همان پیغامی را میتوانم بگیرم که به انبوه درختان میرسد.
- نور جهان
شاید شب جز لحظهای نیست که در آن، واژهها محو میشکند و از صفحهای به صفحهی دیگر گذر میکنیم.
- نور جهان