هدایت شده از " زایش افکار "
و نه لاجورد که در سنگ فروشی از دستم بیفتد هزاران تیکه شود
خانوم ِ ** خواند نوشته اش را
بچهها ریختند و باریدند و دست زندند
گفتم ببخشید شما وبلاگ هم دارید؟
مردد بله گفت
خندیدم
بچه ها گفتند وبلاگ یعنی چی
فقط گفتم سِرور هایش در کاناداست و آدم های خوب در آن زندگی میکنند
خانوم** از کلاس بیرون رفت
چرب زبان ها هم دنبالش
پرسیدم در بلاگفا مینویسد؟ تایید کنید قول میدم دنبالتان نگردم.
لبخند زد فکر کنم ترسیده بود
فکر کنم.
پاییز را دیده ای برگ هایش چه بی حوصله میریزند؟ این روز ها پاییزی شده ام که حتی حوصله خودش را هم ندارد.
"زایشافکار"
قانون پانزدهم:" برای عاشق شدن ابتدا باید خود را عاشق بود"
قانون شانزدهم" مرگ حق همه است، حقتو بگیر"