آزادی بیانی که نتونی حقیقتو بگی به چه درد میخوره؟ کیهانی که نتونه فریاد حقیقت بزنه به کدوم درد میخوره؟
اونجا دقیقا همون لحظه ای که میخوای با کنترل تلوزیون کلرو خاموش کنی ، بابا ی لیوان اب میخواد و لیوانو برای مامان میبری ، پاتو لگد میکنن و حس نمیکنی یعنی خسته ای خسته از فکر کردن و وسواس
"زایشافکار"
دقیقا "چگونه به تاول های پشت پایم بگویم راه را اشتباه آمده اند؟"
حتی نمیدونم از کی شنیدم و انقدر ساله که تو ذهنم مونده این جمله زیبا
"زایشافکار"
کنون من مانده ام و صادق هدایتی که پدر عمری مرا از او ترسانده بود.
من مانده ام صادق ولی نه.
او خسته است از انزوا
قلبی را که ویران کرده ای هندسه نمیشناسد
حتی اگر "محدب "هم ببینمت باز هم دلم را میلرزانی.