eitaa logo
✨𝔹𝕠𝕪 𝕠𝕗 𝕝𝕚𝕘𝕙𝕥✨
133 دنبال‌کننده
754 عکس
206 ویدیو
0 فایل
[بـه نـام خـالـق زلـف هـای فـر تـو✨] [صــبـح شـد چشمام خـشک شـد💛] [به راه،نیومدی دلـم واسـه تـو خـودشـو کشـت مـرد!✨] [شـروعمـون: 1404/10/15💛] [کـدمـون:346🎟✨] [مـن: @mahla_30975 💛] [اصـکـی؟ مـنـبع یـا فـور بـزن✨] [لـف؟در شـان شـمـا نیـسـت💛]
مشاهده در ایتا
دانلود
974.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Welcome tomy Chanel ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ https://eitaa.com/fallow78hamim ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ Fallow 🐾
Welcome tomy Chanel ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ https://eitaa.com/fallow78hamim ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ Fallow 🐾
Welcome tomy Chanel ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ https://eitaa.com/fallow78hamim ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ Fallow 🐾
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Welcome tomy Chanel ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ https://eitaa.com/fallow78hamim ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ Fallow 🐾
امروز چند تا پارت میدم
بریم برای پارت😉😉
پارت شانزدهم. رمان حامی غذا رو خورد بشقابش رو آورد تو آشپزخونه و خودش بشقابش رو شست مامان لیلا:من امشب میمونم مامان سما:منم جانا:یعنی نمیخواین ما وایسیم دنیا:منم موخوام وایسم حامی:اصلا همگی وایسین باباحمید:نه پسرم من میرم بابا بهرام:منم میرم رایان:منم کار دارم حامی:رایان الان کار داری رایان:حالا حامی:ای شیطون _____________ نیم ساعت بعد ساعت 11:45 بابا حمید و بابا بهرام و رایان رفتند رفتم تو اتاق لباس راحتیم رو پوشیدم و دیدم که همه چه زود لباساشون رو در آوردن و راحتی پوشیدن رویا نشسته بود بالا سر نورا حامی:رویا امشب کجا میخوابی رویا:تو اتاق نورا حامی:چرا رویا:پس کجا حامی:بیا تو اتاق خودمون رویا:پس نورا رو میارم که اگه گریه کرد پیشش باشم حامی:الان هم نیلا حسودیش میشه😂 همه خندیدن و رفتند بخوابن
پارت هفدهم امادس🙂🤍اونو بخونین نظرات هم بدین تا پارت بدم🙂 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a9r8kk&btn=بحرفیم🎧
دیروز 3 ماهگي چنلمون بودا🤦🏼‍♀🥺🥺 ببخشید یادم رفته بود😊😊
پارت هفدهم. رمان صبح شد حامی زودتر از همه بیدار شده‌بود رفت تا صبحانه آماده کنه صبحانه آماده شد ساعت 7:35 دقیقه بود حامی چای دم کرد خودش صبحانه اش رو خورد و سفره رو گذاشت واسه بقیه لباس هاشو پوشید استایلش{تیشرت کرمی با شلوار مشکی} رفت استودیو ساعت 8:10 دقیقه رسید زنگ در رو زد و وارد شد همه اونجا بودن باهمه سلام کردن و بخاطر بدنیا اومدن یدونه از فرشته هام تبریک گفته اند ساعت گذشت8:17 دقیقه که رویا بلند شد و دید حامی نیست رفت پایین بقیه خواب بودن بقیه رو بیدار کرد صبحانه خوردن و رویا زنگ زد به حامی +الو عشقم _سلام نفسم بیدار شدی +چرا بی خبر رفتی خودت صبحانه خوردی الان کجایی _ببخشید نمیخواستم بیدار شین بله خوردم استودیو ام +آوخ یادم رفت امشب کنسرت داری ناهار میای؟ _بهت قول نمیدم چون کار دارم +باشه عشقم _کاری نداری +نه _خداحافظ نفسم تلفن قطع شد _____________ ساعت 13:27 دقیقه بود که خانی گفت:بچه ها بیاین ناهار همه رفتن ناهار خوردن حامی بعد از ناهار کلی خسته بود رفت بخوابه _______ آرش تند رفت به اتاق حانی در زد و وارد شد و گفت:داداش نمیخوای بیداری بشی حامی:مگه ساعت چنده آرش:18:35 دقیقه حامی:آخ ساعت 19:00 کنسرت دارم آرش:آره بلند شو برو برا گریم حلمی:باشه حامی لباسی که می‌خواست برا کنسرت بپوشه رو برداشت د به اتاق گریم رفت
سلام دوباره