eitaa logo
انجمن فامیل سبز|سادات جزایری و وابستگان
405 دنبال‌کننده
958 عکس
180 ویدیو
8 فایل
🔹تاسیس : ۱۳۸۷ 🍀اخبار انجمن 🍀تبلیغ کسب و کار فامیل 🍀اطلاعیه مراسمات و... 🍀مشاهیر 🍀خاطرات و تصاویر (مسئولیت محتوای اطلاعیه ها و تبلیغات با درخواست کننده) 🔻 اطلاعیه و تبلیغات،ارتباط با مدیریت👇 @andisheh_zolal 💠کانال رسمی اندیشه زلال @andishehzolal
مشاهده در ایتا
دانلود
. قسمت سوم آن حضرت مدتی هم آغوش گرم مادر را حس کرد و تحت سرپرستی جد بزرگوار خود عبدالمطلب قرار گرفت و یگانه مایه ی تسلی خاطر بازماندگان عبدالله بود. آمنه تصمیم گرفت برای زیارت مزار شوهرش به مدینه برود و همچنین از اقوام خود هم دیدار به عمل آورد. فرزندش محمد را که شش ساله بود هم در این سفر با خود برد. آنها به مدت یکماه در مدینه در نزد اقوام به سر بردند و سپس آهنگ بازگشت به سوی مکه را نمودند. هنگامی که به منطقه ی ابواء که بین مکه و مدینه است رسیدند آمنه به شدت بیمار شد و طولی نکشید که در اثر همان بیماری از دنیا رفت و در همان منطقه به خاک سپرده شد. و حضرت محمد که از مادر هم یتیم شده بود به همراه ام ایمن کنیزشان به مکه بازگشت. در آن هنگام جد بزرگوارشان جناب عبدالمطلب سرپرستی آن حضرت را به عهده گرفت و چون متوجه نجابت و بزرگواری محمد شده بود بیشتر از فرزندان خود به او محبت می ورزید و دلسوزی می نمود. هرگاه جناب عبدالمطلب درکنار کعبه می نشست و فرزندانش به دور او حلقه می زدند تا چشمش به محمد می افتاد دستور می داد راه را باز کنند و او را با احترام در نزدیک خود می نشاند. هنوز بیشتر از هشت سال از عمر شریف رسول گرامی اسلام نگذشته بود که برای بار سوم دچار مصیبتی بزرگ شده و سرپرست خود عبدالمطلب را از دست داد...‌ مرگ عبدالمطلب چنان آن حضرت را متاثر نمود که تا سر قبر اشک ریخت و هیچ گاه ایشان را فراموش ننمود. 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .
. قسمت چهارم پس از وفات عبدالمطلب ابوطالب عموی آن حضرت سرپرستی فرزند برادر را به عهده گرفت. ابوطالب از نظر مالی فردی تهیدست بود ولی شخصیتی با شهامت و اهل جود و بخشش بود و محمد را بسیار دوست می داشت و همیشه او را کنار خود نگه می داشت و اگر برای کاری هم از خانه بیرون می رفت او را با خود می برد. هنگامی که محمد دوازه ساله شد ابوطالب تصمیم گرفت به سفر تجارتی شام برود. جدایی آن دو بسیار سخت بود. پس ابوطالب تصمیم گرفت محمد را با خودش به سفر ببرد. کاروان تجاری بازرگانی قریش در مسیر خود به طرف شام در نقطه ای به نام بصری توقف کرد. در آن منطقه صومعه ای بود و راهبی مسیحی به نام بحیرا در آنجا مشغول عبادت بود و همواره مورداحترام مسیحیان. از حُسن تصادف، چشم او به جمال محمد روشن شد و توجهش به سوی آن وجود مقدس جلب شد. دقایقی خیره خیره او را نگاه کرد و گفت این طفل متعلق به کدام یک از شماهاست؟ گروهی گفتند برادرزاده ی ابوطالب است. بحیرا گفت این طفل آینده درخشانی دارد و همان پیامبر موعود است که کتابهای آسمانی از نبوت جهانی و حکومت گسترده او خبر داده اند. برشما لازم است که او را از چشم یهود پنهان سازید زیرا اگر او را بیابند حتما می کشند. 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .
. 🌷از امام صادق (علیه‌السلام) روايت شده كه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: ☀️هنگامى‌ كه نامه‌هاى اعمال گشوده مى‌شود و ميزانها (براى سنجش اعمال) بر پا مى‌گردد، براى اهل مصیبت و بلا، ميزانى بر پا نشده و نامه عملى گشوده نخواهد شد. آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود: 🔆«انما يوفى الصابرون اجرهم بغير حساب».  🔅صابران اجر و پاداش خود را بى‌حساب دريافت مى‌دارند. سلام و درود به برادر عزیزمان آقای سید مهدی سیدموسوی عضو محترم شورای مرکزی انجمن فامیل سبز صبر و شکیبایی شما و خانواده گرامی تان، جلوه ی درخشانی از ایمان به آفریننده ی مهربان و اعتقاد به حکمتی است که پروردگار مقدر فرموده. اطاعت راسخ تان در برابر مشیت خداوندی، قابل احترام و ستایش است، به این صبوری، افتخار باید کرد؛ سر بر سجده می سائیم و از خدای مهربان، صبر جزیل و عوض خیر و سربلندی و تسلای دل را برایتان مسئلت داریم. قلبتان تا همیشه سرشار از عشق و نور الهی باد...💞 .
. #الله قسمت پنجم چند سال از آن سفر گذشت. حضرت محمد دوران جوانی خود را طی می کرد از نظر خلق و خو سرآمد همه مردم بود. آن حضرت از به زبان آوردن ناسزا پرهیز می کرد و از رذایل اخلاقی که به شخصیت فرد لطمه وارد میکند به شدت پرهیز میکرد. آن قدر صفات پسندیده و نیک در ایشان وجود داشت که به وی لقب 💚محمدامین💚 داده بودند‌... همین صفات پسندیده باعث شدند خدیحه بنت خویلد که یکی از زنان ثروتمند و همچنین یکی از بازرگانان معروف شهر مکه بود کسی را به دنبال محمد فرستاده و از او تقاضا نماید که کاروان تجاری او را سرپرستی نماید. محمد امین پذیرفت و کاروان به سمت شام حرکت کرد درحالی که کالاهای بازرگانی خدیجه هم در میان آن بود. خدیجه به غلامانش دستور داده بود در تمام مراحل رعایت ادب و احترام را نسبت به محمد داشته باشند. بالاخره کاروان به مقصد رسید و همگی از این سفر سود بردند و با رضایت کامل به سوی مکه به راه افتادند. میسره غلام خدیجه همه آنچه را که در طول سفر از محمد دیده بود را برای او به طور مفصل بیان کرد. 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .
. قسمت ششم خدیجه از شنیدن صحبتهای غلامش در مورد درستکاری و امانتداری محمد بسیار شگفت زده شد و از بهره ی فراوانی که در این سفر تجاری نصیب آنها گشته بود شادمان شد و تمایل پیداکرد تا با محمد ازدواج کند. لذا شخصی را به محضر رسول گرامی اسلام فرستاد و علاقه ی خود را به ازدواج با آن حضرت بیان کرد... حضرت محمد صلی الله علیه و آله با عموهای خویش ابوطالب و حمزه مشورت نمودند و به اتفاق بزرگان خانواده برای خواستگاری از خدیجه نزد خویلد پدر ایشان رفتند. حضرت محمد چهارصد دینار یا بیست شتر جوان را مهریه خدیجه قرار دادند و سپس جناب ابوطالب عقد آنها را خواندند و بدین ترتیب افتخار همسری پیامبر بزرگوار اسلام به خدیجه رسید. وی نخستین زنی است که به رسوال الله ایمان آورد و هر آنچه از مال و ثروت فراوانی که داشت را برای پیشرفت اسلام در اختیار رسول الله قرار داد و همه ی فرزندان پیامبر به جز ابراهیم از خدیجه متولد شدند. حضرت خدیجه پس از شصت و پنج سال زندگی با شرافت و با فضیلت در کنار پیامبر در سال دهم بعثت و سه سال قبل از هجرت پیامبر از دنیا رفتند و در قبرستان ابوطالب در شهر مکه به خاک سپرده شدند. درود خدا بر حضرت خدیجه سلام الله علیها... 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .
🌿🍃هر روز یک صفحه با قرآن🍃🌿 قرائت صفحه ۴۴۶. در سالروز وفات مرحوم مغفور آیت الله حاج سیدمحمدحسن آل غفور هدیه کنیم ثواب صفحه امروز را با ذکر قرائت فاتحه و صلوات بر محمد و آل محمد
. قسمت هفتم رسول گرامی اسلام هر سال مدتی را در غار حرا واقع در کوهی در شمال مکه به سر می برد. در آستانه ی چهل سالگی طبق عادت در غار مشغول مناجات بود که جبرئیل به دستور خدا به نزد وی آمد و گفت: اقرا... از آنجا که آن حضرت اُمی و درس نخوانده بودند پاسخ دادند من توانایی خواندن ندارم فرشته ی وحی او را سخت فشرد. سپس دوباره گفت بخوان و دوباره همان جواب را شنید فرشته برای بار سوم او را فشار داد و رها نمود و گفت بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید. کسی که انسان را از خون بسته خلق کرد. بخوان و پروردگار تو گرامی است. آنکه به وسیله ی قلم تعلیم داد و به انسان آنچه را که نمی دانست آموخت. جبرئیل ماموریت خود را انجام داد و پیامبر پس از نزول وحی از غار پایین آمد و به سوی خانه رفت و به همسرش خدیجه فرمود مرا بپوشانید تا استراحت کنم. 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .
. قسمت هشتم آن حضرت در بستر آرمیده بودند که آیات ابتدایی سوره مدثر توسط جبرئیل بر ایشان نازل شد: ای در بستر آرمیده برخیز و مردم را هشدار بده و پروردگارت را بزرگ بشمار و لباست را پاک کن و از پلیدی ها بپرهیز و منت مگذار و فزونی مطلب و به خاطر پروردگارت مقاومت کن. دعوت رسول گرامی اسلام از محیط خانه و زندگی خودشان شروع شد. حضرت علی علیه السلام که در آن زمان در خانه پیامبر زندگی می کردند و حضرت خدیجه همسر گرامی آن حضرت، اولین افرادی بودند که ایمان آوردند و رسالت ایشان را تصدیق کردند. پیامبر درشرایط سختی بودند و به مدت سه سال مخفیانه اطرافیان خود را به یکتاپرستی دعوت میکرد در این مدت عده ای ایمان آوردند و اسلام را پذیرا شدند. 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .
. قسمت نهم بعد از گذشت سه سال از بعثت رسول الله، پروردگار عالم دستور دادند خویشاوندان نزدیک خود را از عذاب الهی بترسان. پس از این فرمان، پیامبر به امام علی که در آن زمان نوجوان بودند دستور دادند مقداری غذا تهیه کند وسپس نزدیک به چهل نفر ازبزرگان بنی هاشم را دعوت نموده وتصمیم داشتند ضمن پذیرایی راز نهفته را آشکار کنند. اما پس از صرف غذا و پیش از آن که حضرت محمد آغاز به سخن کنند، یکی از عموهایش به نام ابولهب با سخنان بی اساس نظم مجلس را به هم ریخت و مهمانان پراکنده شدند. بنابراین پیامبر اکرم فردا هم دوباره برنامه خود را تکرار نمودند‌‌ و پس از صرف غذا رو به سران فامیل نمودند و گفتند «ای فرزندان عبدالمطلب من از جانب خداوند به سوی شما مژده دهنده و ترساننده هستم. به من ایمان بیاورید و مرایاری کنید تا هدایت شوید.» 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .
. قسمت دهم «هیج کسی مانند من برای خویشان خود چنین ارمغانی نیاورده است؛ من خیر و سعادت دنیا و آخرت را برای شما آورده ام؛ آیا کسی هست که با من برادری کند و مرا پشتیبانی کند تا خلیفه و وصی من گردد.» سخنان آن حضرت که به اینجا رسید سکوت مطلق مجلس را فرا گرفت و دعوت شدگان به فکر فرو رفتند. ناگهان علی علیه السلام که در آن زمان نوجوانی سیزده ساله بود برخاست و گفت: «ای رسول خدا من تو را یاری میکنم». رسول الله فرمودند بنشین و درخواست خود را تا سه بار تکرار نمودند و در هر سه بار فقط علی علیه السلام آن حضرت را اجابت نمودند. پیامبر در این مرحله رو به خویشاوندان نموده و فرمودند «این جوان برادر و وصی وجانشین من است به سخنان او گوش دهید و از اوپیروی کنید». در این هنگام مجلس به پایان رسید درحالی که هرکس سخنی در رد پیامبر می گفت. ابولهب به صورت مسخره آمیزی رو به جناب ابوطالب کرده و گفت محمد پسرت علی را بزرگ تو قرار داد و دستور داد از او پیروی کنی. پیامبر بزرگوار اسلام بعد از دعوت خویشان دستور گرفتند که دعوت خود را برای عموم مردم آشکار نمایند. لذا یک روز در کنار کوه صفا بالای بلندی قرار گرفته و با صدای نسبتا بلندی فرمودند «یا صباحا». عرب از این کلمه در مواقع خطر استفاده می کند. هتگامی که تعدادی از مردم و سران قبائل جمع شدند آن حضرت فرمودند ای مردم هرگاه من بگویم درپشت این کوه صفا دشمنان شما موضع گرفته اند و قصد جان و مال شما را دارند، آیا مرا تصدیق میکنید؟ همگی گفتند آری باور میکنیم زیرا تاکنون از تو دروغی نشنیده ایم..‌‌. 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .
. قسمت یازدهم سپس فرمود «ای گروه قریش من شما را از عذاب و کیفر الهی بر حذر میدارم» قریش که کم و بیش از آیین او مطلع شده بودند، این بار دچار ترس در دلهای خود شدند و سکوت کردند یکی از سران کفر یا همان ابولهب سکوت را شکست و گفت وای بر تو برای این ما را دعوت کردی. سپس جمعیت متفرق شدند. روزی حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم بر مسجد الحرام واردشدند و دیدند که بت پرستان بر بت ها سجده می کنند. آن حضرت آنان را از این کار نهی کردند و آنها را به خاطر مخالفت با آیین ابراهیمی مورد نکوهش قراردادند. آنها علت سجده ی خود بر بت ها را این گونه عنوان کردند که این بت ها وسیله تقرب ما به خدا هستند. پیامبر برایشان بیان کرد که این همان شرک است و خداوند از آن ها نخواهد پذیرفت. وخداوند به بت ها هیچ قدرتی عطا نکرده. اما آنها پیامبر را جادوگر و دروغگو خواندند و به علاوه به وی تهمت کاهن و دیوانه زدند و قرآن را افسانه های پیشینیان دانستند. گروهی از سران قریش نزد ابوطالب عموی آن حضرت آمدند و گفتند برادر زاده ات از خدایان ما به زشتی نام میبرد و ما و پدران ما را گمراه می خواند؛ او را از این کارها بازدار یاحمایت خود را از او بردار ابوطالب به نرمی با آنان سخن گفت و به گونه ای محترمانه آنها را بازگرداند. پیامبر به دعوت خود ادامه میدادوهیچ چیز او را از آشکار نمودن آیین الهی باز نمی داشت و مردم را به یکتا پرستی دعوت می کرد و همین عمل خشم سران قریش را برانگیخت... 🌴 https://eitaa.com/joinchat/1127547093Cbf654d403a .