چایی که کنارم سرد شده ، آهنگ بی کلامی که هنوز درحال پخش است و قلمی که در دستانم می چرخانم تا بتوانم چیزی بنویسم
به خود که می آیم جای اشک هایم روی صفحه کاغذ خود نمایی میکنند و هنگامی که آخرین اشک از آسمان چشمانم بر زمین سرد و سفید کاغذ می بارد سبب می شود تا چیزی خط اول صفحه بنویسم
موضوع: داستانی از جنس خاطرات
و دفتر را می بندم
خوشحال باش دختر زیبای من! برو، بدو، پرواز کن، آرزو کن، بزرگ شو، درد بکش یا خوشگذرانی کن، ولی زندگی کن! کمی زندگی کن...!
📚زندگی بهتر
🖋#آنا_گاوالدا
هدایت شده از آفتاب 🌤 | SunShine
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکم درد و دل با خدا❤️🫂
🌤@Sun_Shine_e🌤
زندگی ساز دل اَست ...
تو نوازندهی این سازی و بس،
تو اگر شاد زَنی، شاد شود 🎻
صبح بخیر🌱
او آدمی منزوی بود، از تعریف و تمجید خوشش نمی آمد ، برای احترام دستی به کلاهش میبرد و فوری میگذشت؛ لبخند میزد که حرف نزند✨
رفیق
دنبال چه هستی؟!
این بی قراری دلت برای چیست؟!
بسپار دلت را به خدا تا ببینی چگونه احوالت را متحول می کند
نیازی نیست دنبالش بگردی او همیشه در این نزدیکی است
خب اما اندکی از این حال خوش در آغوش مادر نیز پیداست دوست خوبم من 🌻
اشک را نه برای غم گذشته
بلکه برای آرامش دلت بریز
آنگاه چشمانت را ببند و با چشمان بسته به زیبایی زندگی بنگر
بخدا که این زندگی ارزش ناراحتی ندارد
گل من✨