دل من یک صدفِ خالیِ بی گوهر بود ؛
علی انداخت شبی دُرِّ نجف در صدفم...
_
𝐟𝐚𝐫𝐚𝐠𝐡_𝟓𝟗
« فــراق ☫ »
_
لبخند تو را چند صباحیست ندیدم
یک بار دگر خانه ات آباد بگو سیب...