📖در علم زیست شناسی واژه ای وجود دارد به نام Evolution که در فارسی به صورت تکامل تدریجی ترجمه شده است. برخی محققان آن را معادل مناسبی برای این کلمه نمی دانند. به نظر آنها تکامل واژهای غلط انداز است؛ زیرا در زبان فارسی تکامل به معنی کامل شدن و تکمیل است. درحالیکه Evolution (اولوشن) اصلا به این مفهوم نیست.🌴
📚 فرگشت از معادل سازی های فرهنگستان است.
📈 ⏪⏪ فر (پیشوند) + گشت (گشتن و تغییر یافتن). «فر» یک پیشوند است به مفهوم پیش رونده و ادامه دار [به عنوان مثال؛ فرسایش = فر + سایش. ساییدن متمادی و ادامهدار.
🐬فرگشت یا تکامل به فرایند تغییر گونههای موجود زنده ی روی زمین طی زمان و در طول نسلها اشاره دارد. 🐠
📚ریشۀ لغت تکامل از عربی است، ولی خود عربزبانان از این لغت به عنوان معادل اولوشن (Evolution) استفاده نمیکنند. در زبان عربی ، ترجمه اولوشن، «تطوّر» است -به مفهوم تغییر و تحول- که معادل کاملاً درستی است.
🍂 در قرآن کریم هم آمده است.
قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْوَارًا ﴿۱۴- سوره نوح)
«در حالى که خداوند شما را آفرینش هاى گوناگون داد»
🍁
🌴 درخت تبارشناسی یا اجدادشناسی🎄
🌲 در فرگشت زیستی تغییرات ژنتیکی در طی زمان بسیار طولانی در نسل های یک نوع جاندار انباشته می شود و سرانجام از آن گونه جاندار، گونه های جدیدی بوجود می آید که همه اجداد مشترکی دارند.
🌱 فرگشت گرایان برای نمایش رابطه ی خویشاوندی جانداران(فیلوژنی) از طرحی شبیه درخت استفاده می کنند که درخت تبارشناسی نام دارد.🌵
🌵 در درخت تبار شناسی(فیلوژنی) ریشه درخت نشانگر اجداد ده ها یا صدها نسل قبل و نوک شاخهها نشانگر نوادگانِ این اجداد در حال حاضر است. همینطور که از ریشه به سمت نوک شاخهها حرکت میکنید، در زمان به جلو میروید.🌱
♦ وقتی یک دودمان تقسیم میشود (گونهزایی)، به صورت انشعاب روی تنه درخت نمایش داده میشود.
📋نظریه تکامل در سال ۱۲۳۸ هجری شمسی (۱۸۵۹ میلادی) و با انتشار کتاب «منشا انواع» توسط چارلز #داروین منتشر شد. داروين در كتاب منشأ انواع درباره انسان سخن نگفته بود، امّا در دهه ی بعد در كتابي به نام تبار انسان راجع به منشأ انسان بیان داشت:
👤" نتیجهی مهمی که در این اثر بدان رسیدهایم، یعنی اینکه آدمی از بعضی حیوانات پست که سازمان عالی کمتری داشته اند اشتقاق یافته است"،
👈او در ادامه می نویسد متاسفانه، این موضوع به مذاق بسیاری از کسان خوش نمیآید. اما در این شک نیست که ما از آدمیانی وحشی اشتقاق یافتهایم".
🎩 داروین در این کتاب تمام اختلافات اساسي بين انسان و حيوانات را نفي ميكند و تمام اوصاف جسماني و رواني انسان را حالت تكامل يافتهاي از حيوانات ديگر می داند و به تعبير فلسفه اسلامي اختلاف ماهوي بين انسان و حيوان قائل نمی شود.
📖 وی در این کتاب بیان می کند مغز و هوش انساني حالت كاملتری از مغز ميمون است و انسانهاي بدوي، حلقه واسط انسان و ميمونهاي پيشرفتهاند. و صفات روحي از قبيل تصور و تخيل و توهم و تجريد و تعميم در انسانها را در مورد ميمونها آزمايش و تأثيرات ناقصي از اين موارد در آنها مشاهده كرد و حتي صفات ايثار و فداكاري، عاطفه، نوعدوستي را تحت قانون انتخاب طبيعي درآورد و نتيجه گرفت كه هيچ دليلي وجود ندارد انسان را از مجموعه موجودات طبيعي استثنا كنيم (داروين، 1874).📗
👉بدين سان وجود انسان، كه تا آن زمان، مقدس و آسماني انگاشته ميشد به 👈 حوزه قوانين طبيعي تنزل كرد
⏪ معتقدان به فرضیّه داروین، انسانهای ما قبل تاریخ را اجداد تکامل نیافته ی انسان امروزی می دانند؛ و میمونها را پسر عموهای تکاملی آنها بشمار می آورند. اینها نسل فعلی را تکامل یافته ی میمون نمی دانند، بلکه معتقدند که میمون و انسانهای اوّلیّه ، شاخه های یک شجره ی تکاملی می باشند؛ یعنی تا جاییاجداد تکاملی مشترک دارند( به عنوان تنه درخت) و از آن جا به بعد به دو شاخه ی تکاملی تقسیم شده اند. و آنگاه هر کدام مستقلّاً تکامل یافته اند که نتیجه آن، میمونهای امروزی و انسانهای امروزی هستند.🔸
♻در اینجا یاد آور می شوم که ما در ابتدا دیدگاه فرگشتی سیر تکامل انسان را مورد بررسی قرار می دهیم و بعد به نقد و بررسی آن می پردازیم
🎎فرگشت گرایان (تکامل گرایان) نقشه فرگشتی #انسانها را این گونه در نظر می گیرند که: در مرحله اول: انسان هایی تحت نام کلی هوموهابیلیس( Habilis Homo ) یا انسان ماهر که در ساخت ابزارهای سنگی مهارت پیدا کرده بودند بر روی زمین ظهور پیدا کردند و بعد هومو اركتوس ( Homo Erectus)، یا انسان راست قامت ظاهر شد که برای اولین بار آتش را شناخت و در مرحله بعد انسان نئاندرتال (homo neanderthalensis) و در راستای آن یا بعد از آن كرو ماگنون یا کرومانیون ها (Cro-Magnon) ظهور پیدا کردند و در نهايت به انسان امروزي (Homo sapiens) می رسند.
‼قبل از ادامه ی بحث بد نیست اشاره کنیم، مطالعات خاص در مورد مبدأ حیات انسانها، انسانشناسی با گرایش #دیرینانسانشناسی نامیده میشود.
👥 دیرینانسانشناسان، از نظر علمی رد پای تاریخ فرگشتی انسان ها را از 85 میلیون سال قبل و با بررسی گروهی از جانوران به نام نخستی ها یا نخستی سانان ( Primates) دنبال می کنند که گروه یا راسته ی بزرگی از پستانداران می باشند.
♦تقریباً 60 میلیون سال پیش انواع پستانداران اولیه بیش و کم شبیه به هم بودند. آنها بدنی کشیده و بلند، دست و پای کوتا، چشمانی کوچک داشتند. آنها تفاوت جسمانی چندانی با هم نداشتند آنها همگی غذای نسبتاً مشابهی داشتند وانواع حشره ها، کرمها، و خزندگان کوچک را می خوردند و زندگی یکنواختی هم داشتند.
با گسترش جنگل ها پستانداران اولیه نیز رفته رفته به گروه های جداگانه و کاملاً مشخصی تقسیم شدند که جنگل ها، زیستگاه حشره خواران و پستانداران کوچک شد و #درختان_جایگاه_نخستی ها شد.
🌱
🔶 #نخستیها جاندارانی هستند که با شش ویژگی اصلی شناخته می شوند این گروه دارای:
1- چشمهای با جهت رو به جلو
2- کاسه چشمی
3- دستهای قابل چنگ انداختن و گرفتن اشیا
4- ناخن دست و پا
5- اثر انگشت
و
6- مغزهای بزرگ هستند.
🔹از فرگشت یا تکامل نخستی ها سه گروه زیر یعنی:
لمورها، میمون ها، و انسان ها بوجود آمدند.