eitaa logo
کوثر فرهنگی اجتماعی
1.2هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
1هزار ویدیو
92 فایل
کانال فرهنگی اجتماعی کوثر با هدف انعکاس فعالیت های مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران و ارائه محتوای فرهنگی و اجتماعی ایجاد شده است. راه ارتباط و ارسال نظر و مطلب
مشاهده در ایتا
دانلود
شهید غلامعلی رهسپار: ✍🏻در با هماهنگی اجتماع کنید و با رأی دادن هایتان بر دهن کثیف آمریکای جنایتکار بزنید و همیشه در صحنه باشید. 💐 @farhangikowsar
6.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌺 💐از گهواره تا گور 💐قلب من فقط میخواند یاحسین 🎙 عیدتون مبارک 🌸💐 💐 @farhangikowsar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥🔞 تو آمریکا مردم مشکلات و کدورت‌هاشون رو این شکلی حل می‌کنن! خوش به حالشون چقدر با فرهنگن. 💐 @farhangikowsar
شهید علی عابدینی: همیشه در صحنه باشید و پا به پای مردم صحنه‌ها را پر نگه دارید و در فعالانه شرکت کنید و مواظب دشمنان داخلی و خارجی باشید. 💐 @farhangikowsar
✨ کنشگران فعال در فضای مجازی برای عضویت در قرارگاه مجازی حوزه های علمیه خواهران می توانند فرم زیر را پر و ارسال کنند https://survey.porsline.ir/s/O7ZkixZ (روابط عمومی حوزه های علمیه خواهران کشور) . 🌸کانال رسمی حوزه‌های علمیه خواهران 🆔 @kowsarnews 🌐 news.whc.ir
قدم زدن تو خیابونِ درد و دل با خدا زیرِ بارونِ مهربونی و رحمتش اونم روزی ۵ بار! مگه دیگه برا آدم ناامیدی و ناراحتی می‌مونه؟ 💐 @farhangikowsar🚶
کوثر فرهنگی اجتماعی
! فصل اول [قسمت چهاردهم] - باشه قبول، فقط بگو ؟ حسنا چند دقیقه سکوت کرد و گفت: - گفتم که هنوز تصمیم قطعی نگرفتم؟ به وقتش میگم چرا! - نمیشه که! راه افتادی ردش قول هاتم به من و بابا هم که کشک! حسنا ناراحتی شدید بهاره را متوجه شد، برای همین روسری آویزان به دستگیره ی در اتاق را برداشت و مثل دستمال یزدی چرخاند و با لحنِ لوتی گفت: - نخیرم آبجی! اشتب زدی، اولندش گردن بره، اما قول نوچ! دویمندش، قول زن قولِ ها! تو نمیری راست میگم! والا... . این را که گفت بهاره نتواست جلو خنده اش را بگیرد، از ته دل خندید، بلند شد و حسنا را در آغوش کشید و گفت: - هیچ وقت یادت نره چه قولی دادی! آبجی ها پس از نیم ساعت گفتگو در آرامش به این نتیجه رسیدن برای نماز مغرب به مسجدی که آقا محسن پیش نمازش است بروند تا حسنا تحقیقات خود را کامل کند و بعد تصمیم نهایی را بگیرد. ◾ پس از چند دقیقه پیاده روی طاهره زنگ در خانه مادری را زد و همگی وارد حیاط شدند. بهرام روی لبه حوض کوچک، آبی رنگ و دایره شکلی که ماهی های قرمز در تعقیب و گریز همدیگر بودند نشست و نگاهش را از باغچه های پر گلِ دور تا دور حیاط گرفت و به معماری قدیمی با پنجره های چوبی و شیشه های رنگی خیره شد. طاهره و مهسا از آرامش بهرام خان حسابی کلافه شده بودند که مهسا طاقتش تمام شد و بلند گفت: - بهرام خان! پاشو چقد بی خیالی تو؟ الان مامانم میاد خب! - چی شده مگه! خب بیاد قدمش رو چشم! طاهره همانطور که زیر لب تکرار می کرد «از چیش خوشت اومده آبجی، خدا به خیر کنه» در عمارت باز شد و فروغ خانم با تیپ و وقار خاصی روی پله های ایوان ایستاد، تا بهرام ابهت را دید از جا بلند شد و زیر لب حرف طاهره را ادامه داد «خدا به خیر کنه! خدا به خیر کنه... .» ماهی ها هم که آمدن فروغ خانم را حس کرده بودند دست از تعقیب و گریز کشیدند و همگی به حالت خبردار ایستادند... . 🙏 ادامه دارد ✍عشق آبادی 💐 @farhangikowsar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌼بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ🌼 ✍امام سجّاد عليه السلام: عبّاس را نزد خداوند منزلتى است كه در روز قيامت همه شهيدان بر آن رشك مى برند. 💐 @farhangikowsar
مقام معظم رهبری: هر کس به ایران و ایرانی علاقمند است باید در شرکت کند. 💐 @farhangikowsar