eitaa logo
فارسی هشتم
506 دنبال‌کننده
3 عکس
12 ویدیو
7 فایل
ادبیات متوسطه اول
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
درس چهارم: سفر شکفتن صفحه ۳۶ پند: نصیحت، اندرز انرژی: قدرت رویایی: خیالی آرمان: آرزو/ امید منطقی: آنچه از روی منطق باشد استعداد: توانایی جدید: نو طراوت: شادابی مهار: کنترل نفرت: متنفربودن از کسی نصیب: قسمت، بهره تصویر: شکل مبادا: هرگز اصول: جمع اصل، پایه‌ها بنیاد: ریشه فراز: بلندی نشیب: سرازیری حکیمی: دانشمندی سرشار: پر، لبریز خاص: ویژه آداب :جمع ادب: شیوه، رسم آراسته: زیبا اطلاع: خبر نامدار: مشهور شیوع: فاش شدن، پراکنده شدن جهل: نادانی طفل: کودک، نوزاد رسا: واضح آبله: نوعی بیماری که به‌صورت تاول روی پوست ظاهر می‌شود ۱. ماهی را هروقت از اب بگیری تازه است. معنی:برای انجام هر کاری هیچ وقت دیر نیست. ۲. با قدرت خیال خود به آینده بروید. معنی:با اندیشه و فکر به آینده خود فکر کنید. ۳. در نوجوانی هرگز در خیال کسی نمی‌گنجد که در آ ینده به انسانی بی‌عاطفه و بد‌اخلاق تبدیل شود. معنی: در دوران نوجوانی هرگز کسی فکر نمی‌کند که ممکن است در آینده به انسانی بی‌محبت و بد اخلاق و پرخاشگر تبدیل شود. ۴. مدت این سفر برای عده‌ای کم و برای عده‌ای دیگر طولانی و پر فراز و نشیب است. معنی: عمر بعضی از انسان‌ها در این دنیا کوتاه است و عمر بعضی دبگر بلند است و سختی‌ها و شیرینی‌های زیادی دارد. ۵. چیرگی بر احساسات و هیجانات. معنی: غلبه یافتن بر احساسات و عواطف خودمان. خودارزیابی صفحه ۳۹ ۱. چرا زندگی به یک سفرتشبیه شده است؟ زیرا مانند یک سفر می‌گذرد. گاهی این سفر کوتاه مدت و گاهی بلند مدت است اما همیشگی نیست. ۲. علت اصلی بحران‌های زندگی چیست؟ مهم‌ترین بحران‌هایی که درزندگی انسان‌ها به وجود می‌آید به دلیل این است که افراد مهارت‌های زندگی را نمی‌شناسند و گاهی وقت‌ها هم مهارت‌ها را می‌شناسند اما در زندگی خود از آنها استفاده نمی‌کنند. ۳. برای حل مشکل کم‌رویی یا گستاخی، چه بایدکرد؟ حل مشکل کم‌رویی این است که ارتباط موثری با دیگران داشته باشیم برای حل مشکل گستاخی می‌توان گفت که فرد چیرگی بر اساس هیجانات و مهار احساسات گوناگون مانند خشم و ترس را داشته باشد. توضیح بیشتر: کم‌رویی یک بیماری است که در بعضی از افراد بروز می‌کند و در این موقعیت نزدیکان آن فرد باید سعی کنند که شچخص کم‌رو‌‌ را در میان جمع بیاورند و او را خوشحال کنند وخود فرد کم‌رو نیز باید به خود بفهماند که برای ادامه‌ی زندگی باید با دیگران ارتباط بیشتری برقرارکند. گستاخی نیزیک مشکل و بیماری حساب می‌شود که بروز این بیماری در افراد باعث می‌شود که اطرافیان از کردار آن شخص آزرده خاطر و ناراحت شوند. راه‌حل منطقی برای حل این مشکل این است که اطرافیان فرد گستاخ سعی کنند باصبر و حوصله این مشکل را برطرف سازند و همچنین فردگستاخ باید بداند که اگر به این رفتار ادامه دهد همه‌ی اطرافیان از او فاصله می‌گیرند پس او هم باید چاره‌ای بیندیشد. ۴. منظورازاین سخن"افسوس که جوان نمی‌داند و پیر نمی‌تواند" چیست؟ جوانان چون تجربه‌ای ندارند نمی‌توانند کارهای خود را بدون عیب انجام دهند ولی پیران می‌دانند که باید چه کار کنند اما توانایی انجام آن را ندارند. فعل - اسم - نقش‌ها تعریف فعل: فعل بخشی از جمله است که در بارۀ انجام یک عمل، انجام یک رویداد، یا ایجاد یک حالت، به ما اطّلاعاتی می‌دهد. فعل کلمه‌ای که بر انجام کار یا روی دادن حالت یا ایجاد ارتباط در یکی از زمانها(گدشته، حال، آینده) دلالت می‌کند. هر فعل هم‌زمان چهار ویژگی دارد: ۱. انجام کار(روی دادن حالت‌ یا ایجاد ارتباط) ۲. زمان ۳. شخص ۴. مفرد یا جمع بودن (رفت) فعل است؛ چهار ویژگی آن: ۱. رفتن ۲. گذشته ۳. سوم شخص ۴. مفرد فعل اصلی‌ترین بخش جمله است و معمولاً در پایان جمله می‌آید. تعریف اسم: اسم کلمه‌ای است که برای نامیدن کسی یا چیزی حیوانی یا مفهومی به کار می‌رود. مانند: فرهاد، اسب، سیب، داستان، فروشنده، عقل و... اسم می‌تواند در جمله نقش نهادی، مفعولی یا متمّمی داشته باشد ولی فعل فقط نقش فعلی دارد. نوشتن صفحه ۴۱ ۱. استعداد‌ها و ضعف‌ها - مهارت‌های لازم - بهره و نصیب- احساسات و هیجانات - نظیر و مانند ۲. ندا آمد. نهاد -> ندا مفعول -> ندارد متمم -> ندارد فعل -> آمد حسین سیب خورد. نهاد -> حسین مفعول -> سیب متمم -> ندارد فعل -> خورد علی روزنامه را به دوستش داد. نهاد -> علی مفعول -> روزنامه متمم -> دوست فعل -> داد اعداد، در متن املا همیشه با حروف نوشته می‌شوند؛ مانند "هفت آسمان" ، "چهارده معصوم" این موارد را هنگام نوشتن انشا نیز رعایت کنید.
شعر خوانی: شوق مهدی (عج) صفحه ۴۲ ۱. گفتم: که روی خوبت از من چرا نهان است؟ گفتا: تو خود حجابی ورنه رخم عیان است معنی: گفتم که چرا چهره‌ی زیبایت ازمن پنهان هست و من تو را نمی‌بینم گفت: تو با اعمالت پرده و حجابی بین من و خودت درست کرده‌ای وگرنه من صورتم آشکار است. ۲. گفتم: که از که پرسم، جانا نشان کویت؟ گفتا: نشان چه پرسی، آن کوی، بی‌نشان است! گفتم ای جان من آدرس کوچه‌ات را از که بپرسم؟ گفت: از چه آدرسی می‌پرسی؟ آن محله بی‌نشان است. ۳. گفتم: مرا غم تو خوش‌تر ز شادمانی گفتا: که در ره ما غم نیز شادمان است. معنی: گفتم که انتظار دوری تو برای من از شادمانی بهتر است گفت: غم انتظار ما خود یک نوع شادمانی است. ۴. گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم گفت: آنکه سوخت او را کی ناله یا فقان است؟ معنی: گفتم از شوق دیدار تو از درون دارم می‌سوزم گفت آن کسی در راه ما سوخت ناراحتی و آه و ناله نمی‌کند. ۵. گفتم: ز فیض بپذیر، این نیم‌جان که دارد گفتا: نگاه دارش غم خانه‌ی تو جان است! به او گفتم از فیض کاشانی این نیم جان را بپذیر گفت آن را نگه دار غم خانه‌ی تو جان تو است فیض کاشانی شاعر و فقیه دوره‌ی صفوی شاگرد ملاصدرا آثار: تفسیر صافی کتاب وافی شرح صحیفه‌ی سجادیه دیوان اشعار شوق المهدی چو ایران نباشد، تن من مباد بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد اگر قرار است که ایران نابود شود، از خدا می‌خواهم که من هم نیست و نابود شوم و هیچکس دیگری در این سرزمین، زنده نباشد. آرایه: واج آرایی حرف«ن» تن و من: جناس نکته دستوری: چو (= اگر) : حرف ربط مباد: فعل دعایی است زنده: مسند یک تن: نهاد فصل آزاد باید توسط دانش‌آموزان نوشته شود موضوع و شیوه‌ی نوشتن به اینگونه است که دانش‌آموز با خود می‌اندیشد که اگر خودش عضو مولفان کتاب بود و نوشتن این درس به عهد‌ه‌ی او قرار داده می‌شد در معرفی استان خود چه متنی را می‌نوشت. متن درس را به روش درس‌هایی که تا به حال در فارسی خوانده‌ای در پیش نویس آماده نمایید سپس با خط خوانا در کتاب بنویسید و پس از آن نام خود جزء مولفان کتاب قرار دهید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لینک کانال های آموزشی مقاطع سه گانه مدیریت آموزش و پرورش مهاباد آموزش ابتدایی(پایه ها به تفکیک): @aemahabad آموزش متوسطه اول: @motavasete1 متوسطه دوم: @motavasete2mahabad روابط عمومی آموزش و پرورش مهاباد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
30.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درس #ادبیات /درس ۱۲ پایه #هشتم صبح پنجشنبه ۲۲ اسفند ۹۸ 🅰️ @amozeshtv
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
درس ششم: راه نیک بختی صفحه ۴۸ خوانش: خواندن مؤثر: اثر گذار درک: فهم پیکارگرانه: باجنگاوری فروتنی: خاکساری، تواضع محتوا: شامل، درون مایه لحن: آهنگ حماسی: شجاعانه گونه‌ای: نوعی نصیحت: پند سعادت: نیک بخت خرسند: راضی می‌کوش: کوشش کن چابکی: زرنگی، چالاکی زنهار: پرهیز کن تامّل: اندیشه کردن نشمار: به شمار نیاور زین گفته سعادت تو جویم پس یاد بگیر هرچه گویم سعادت: خوشبختی،نیک بختی معنی: از این سخن خوش‌بختی تو را می‌خواهم؛ پس هر چه را که می‌گویم، یاد بگیر. می‌باش به عمر خود سحرخیز وز خواب سحرگهان بپرهیز سحرخیز: کسی که صبح زود از خواب برمی‌خیزد. سحرگهان: هنگام سحر، سحرگاه معنی: در تمام زندگی خود،آدم سحرخیزی باش و از خوابِ دمِ صبح دوری کن. بیت تلمیح دارد به:«سحر خیز باش تا کامروا شوی». با مادر خویش مهربان باش آمادۀ خدمتش به جان باش معنی: با مادرت همیشه مهربان باش و آماده باش تا از جان و دل به او مهربانی کنی. با چشم ادب نگر پدر را از گفتۀ او مپیچ سر را نگر: نگاه کن معنی: با نهایت ادب و فروتنی و احترام به پدرت نگاه کن و از سخنان و دستورهای او سرپیچی نکن چون این دو شوند از تو خرسند خرسند شود ز تو خداوند خرسند: قانع، راضی، خشنود معنی: اگر این دو(پدر و مادر) از تو راضی و خشنود شوند؛ مطمئن باش که خداوند نیز از تو راضی می‌گردد. چون با ادب و تمیز باشی پیش همه کس عزیز باشی معنی: اگر مؤدّب و پاکیزه باشی، همه دوستدارِ تو خواهند شد. می‌کوش که هرچه گوید استاد گیری همه را به چابکی یاد چابکی: چالاکی، سرعت معنی: تلاش کن تا هرچه را که استاد و راهنمایت می‌گوید، همه را به سرعت و چالاکی یاد بگیری. زنهار مگو سخن به جز راست هر چند تو را در آن ضررهاست زنهار: برحذر کن، آگاه باش، بپرهیز معنی: آگاه باش که سخنی به جز راستی بر زبان خود جاری نکنی؛ حتّی اگراز این جهت به تو ضررهایی برسد. بیت تلمیح دارد به سخن پیامبر (ص): «قُولوا الحقَّ وَلَو عَلَی اَنفُسِکُم؛ حق را بگویید هرچند به زیانتان باشد». هر شب که روی به جامۀ خواب کن نیک تاّمل اندر این باب کان روز به علمِ تو چه افزود وز کردۀ خود چه بُرده‌ای سود جامه: پوشاک، لباس، اینجا به معنی رختخواب تأمّل: اندیشه‌کردن، فکرکردن، درنگ‌کردن، دقت‌کردن‌درامری معنی: هرشب هنگام خواب، در این مورد خوب فکر و اندیشه کن که در آن روز چه چیزی به علم و آگاهی خود اضافه کردی و از کارهایی که انجام دادی چه سود و بهره‌ای برده‌ای؟ نکته: بیت‌هایی که خواندن آنها و همچنین معنی آنها به یکدیگر وابسته باشند ابیات موقوف المعانی (وابستگی معنایی) نام دارند. روزی که در آن نکرده ای کار آن روز ز عمر خویش مشمار معنی: روزی را که در آن کار مفید و مؤثّری انجام نداده‌ای، آن روز را جزء عمر خود به حساب نیاور (ایرج میرزا: دیوان اشعارا) درس ۶ ص ۴۹ ۱.شاعر برای سعادت وخوشبختی چه کارهایی پیشنهاد می‌کند؟ ۱: سحرخیزباشد. ۲:با مادرش مهربانی کند و در خدمتش باشد. ۳: با ادب وتمیز باشد.۴: حرفهای پدر را گوش کند. ۲. این جمله "جز راست نباید گفت؛ هر راست نشاید گفت" باکدام قسمت شعر تناسب دارد؟ زنهار مگو سخن به جز راست هرچند تورا در آن ضررهاست ۳. برای پر بار کردن روز‌های زندگی چه بایدکرد؟ باید اندیشید و هر روز کار مفیدی انجام داد چون روزی که در آن کار انجام نگرفته است جز عمر آدمی حساب نمی‌شود. روزی که در آن نکرده ای کار آن روز ز عمر خویش مشمار ۴. به نظر شما چه کارهای دیگری باعث سعادت و خوشبختی انسان می‌شود؟ توکل به خدا، نظم و برنامه‌ریزی در کارها، تلاش مستمر در زندگی، آرامش و ... "دانش های زبانی و ادبی" نکتۀ اوّل: گاهی اوقات شاعر برای رعایت وزن مجبور می‌شود کلمه‌ها را مخفّف(کوتاه شده) به کار ببرد. می‌باش به عمر خود سحر خیز وز خواب سحرگهان بپرهیز سحرگاهان نکته ی دوم: ادبیات اندرزی یا تعلیمی چیست؟ شاعران و نویسندگان همۀ ملت‌ها سروده‌ها و نوشته‌هایی دارند که در آنها راه بهتر زیستن، خوشبختی و سعادت را نشان می‌دهد به این نوع سروده‌ها و نوشته‌ها ادبیات اندرزی یا تعلیمی می‌گویند. چند نمونه از بهترین ادبیات اندرزی یا تعلیمی ایران را نام ببرید. بوستان و گلستان سعدی – مثنوی معنوی مولوی – کلیله و دمنه پاسخ فعالیت‌های نوشتاری ۱. خواب- خویش- خواندن- خوانش ۲. با مادر خویش مهربان باش آمادۀ خدمتش به جان باش(مهربان-جان) با چشم ادب نگر پدر را از گفتۀ او مپیچ سر را (پدر- سر) چون با ادب و تمیز باشی پیش همه کس عزیز باشی(تمیز- عزیز) ۳. متمم -> گفته - مفعول-> سعادت ۴. می‌کوش که هرچه گوید استاد گیری همه را به چابکی یاد در املای واژه‌های 《جزء》و《جز》باید دقت کنیم؛:《جزء》به معنای 《بخشی از کل چیزی》است و 《جز》به معنای مگر، غیر، الّا و ...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
درس هفتم: آداب نیکان صفحۀ ۵۱ عارفان: بزرگان طلب: خواستن ارشاد: راهنمایی طعام: خوراک برخاست: بلند شد مستمعان: شنوندگان آداب: قواعد دامنش بگرفت: کمک خواست دعوی: ادعا کردن فرع: جز‌ء، شاخه نیت: قصد رضا: رضایت حسد: حسودی خلق: آفریده مستمع: شنونده طلب کنید: بخواهید پیوسته: پی در پی زیست: زندگی دستاورد: اختراع استعداد: توانایی آسایش: آسودگی بیفزاید: اضافه کند چرتکه: وسیله‌ای که در قدیم برای شمارش اعداد از آن استفاده می‌شد اسطرلاب: ابزاری که منجمان در روزگار قدیم برای تعیین وضعیت ستارگان از آن استفاده می‌کردند داد و ستد: خرید و فروش پایبند: ایستاده، معتقد هنجار: روش متناسب: مناسب معیار: وسیله‌ای برای اندازه‌گیری حصار: دیوار آراسته: مرتب، تزیین شده، زینت یافته نسنجیده: فکر نکرده هویت: شخصیت رهاورد: نتیجه، سوغات، هدیه سفر تمدن: فرهنگ مظاهر: ج مظهر، نمونه‌ها روح انگیز: جلادهندۀ روح، آنچه روح را به‌هیجان آوَرَد، دل انگیز کمال: اوج متعالی: عالی شده اسارت: اسیر بودن هیاهو: فریاد غوغایی: شلوغی فضایل: خوبی‌های اخلاقی ویرانگر: خراب کننده غفلت: فراموش کردن پاس داشتن: مراقبت کردن جلوه: ظاهر آسیب: صدمه سنّت: راه، روش سیرت: سرشت، طبیعت، شریعت آورده‌اند: نقل کرده اند، روایت کرده‌اند شُکوه: بزرگی، عظمت ابزار: وسیله شیخ: مردپیر، بزرگ، دانشمند، شخص‌بزرگوار، مرشد احوال: جمع حال، حال‌ها طعام: خوراک، غذا از بهر: به‌خاطر عارف: دانا، حکیم‌ربانی، خداشناس اسارت: اسیر شدن، اسیری عرض کردن: بیان کردن استعداد: آمادگی، توانایی غفلت: فراموش کردن، ازیادبردن، بی‌خبری، فراموش کاری فرع: غیر اصل، مقابل‌اصلی، شاخه اصل: بنیان، اساس فرهنگ: دانش، تربیت، مجموعۀ آداب و سنّت‌های دینی و ملّی یک سرزمین اعتقاد: عقیده داشتن، یقین کردن، باور کردن فضایل: جمع فضیلت، خوبی‌ها، برتری‌ها باری: به هرجهت، به هرحال کارایی: به کار آمدن، مورد استفاده قرار گرفتن بغض: دشمنی، کینه، ضدّ حب کمال: کامل‌شدن، آراستگی صفات، معرفت، ترقّی پیک: فرستاده، نامه رسان، قاصد کینه عداوت، دشمنی، نفرت، مقابل مهر و محبّت تسلّط: مسلّط شدن، چیره شدن، دست یافتن بر کسی یا چیزی لای: گِلی‌که‌ ته‌ ظرف‌ یاجوی‌ یا حوض آب‌ می‌نشیند، لجن چاپار: پیک، نامه بر، قاصد مرشد: راهنما، رهبر مرید: شاگرد، آنکه پیرو پیری شود و از او آداب طریقت بیاموزد، مقابل مرشد چیرگی: غلبه، ظفر، پیروزی، استیلا، تسلّط مُستَمِع: شنونده حرمت: احترام، عزّت مسیر: راه حریم: آنچه‌ حرام‌ شده، پیرامون ‌و گرداگرد خانه‌ و عمارت، مکانی که دفاع از آن واجب باشد. مُعتَرِف: اعتراف کننده، اقرار کننده حسد: بدخواهی، بدخواستن وارونه: برعکس، واژگون داد و ستد: بِده و بستان کردن، دادن و گرفتن هنجار: راه، طریق، راه‌وروش، راه‌راست، طبق قاعده و رسم دعوی: ادّعا هویّت: حقیقت‌ شی ‌یا شخص ‌که ‌مشتمل ‌بر صفات‌ جوهری ‌او باشد، شخصیّت، ذات، هستی وجود، شناسنامه ذِکْر: یاد کردن، بیان کردن رایانه: کامپیوتر خودارزیابی ۱- سه درس که بهلول به جنید آموخت، چه بود؟ در خوردن اصل آن است که لقمۀ حلال باید و اگر حرام را صد از این گونه آداب به‌جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود. در سخن گفتن نیز باید اوّل، دل، پاک باشد و نیّت درست باشد و آن گفتن برای رضای خدا باشد وگرنه سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد و در آداب خواب، اصل این است که در دل تو بغض و کینه و حسد مسلمانان نباشد و در ذکر حق باشی تا به خواب روی. ۲- درزندگی امروزی، چه آسیب‌هایی انسان را تهدید می‌کند؟ استفاده از فناوری‌های پیشرفته هرچه که ما را کمک می‌کند، امّا اگر از آنها درست استفاده نشود همان‌قدر که کمک می‌کند مارا تهدید هم می‌کند. استفاده نابه‌جا و نسنجیده از امکاناتی که فراهم آمده است. شکستن شکوه وحرمت انسانی و کم‌رنگ شدن آداب و اخلاق، رهاورد تمدّن ماشینی و علم زدۀ غرب است. ۳- به نظرشما بهترین زمان سخن گفتن و بهترین زمان سکوت و خاموشی، چه هنگامی است؟ زمانی که از شخص سؤالی پرسیده می‌شود جواب دهد و هنگامی که دیگران سخن می‌گویند و از او سؤال نشده است سکوت کند. ۴- چرا حریم قانون، دین وهنجارهای اخلاقی، فرهنگ و آداب جوانمردی را رعایت کنیم؟ چون رعایت آن به نفع ماست و وظیفه هر شهروند، رعایت آنهاست. گذشته از آن اگر ما رعایت نکنیم ممکن است به آتش همان بی‌حرمتی خود، بسوزیم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا