eitaa logo
ادبیات متوسطه اول استان کرمان
1.5هزار دنبال‌کننده
351 عکس
316 ویدیو
273 فایل
جهت داشتن یک الگوی مناسب، مشترک و بهره مندی از گنجینه‌ ادبیات، این کانال راه اندازی شده است. سوالات استاندارد ادبیات فارسی:👇 https://eitaa.com/sanjeshfarsinegaresh "کانال رسمی گروه آموزشی ادبیات متوسطه اول استان کرمان"
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 سوالات رایج همکاران جهت شرکت در فراخوان تغییر دنده: 🔺 ۱. گروهی شرکت کنیم یا فردی؟ در گروه های دو نفره و یا فردی می توانید در فراخوان شرکت کنید. 🔺۲. اثر را به چه کسی ارسال نماییم؟ به راهبر سنجش استان خودتان 🔺۳. شرایط شرکت کنندگان از نظر جنسیت و محدوده خدمت چگونه است؟ محدودیت جنسیتی در گروه شرکت کننده وجود ندارد. افراد شرکت کننده باید از یک استان باشند، محدودیت در شهرستان، منطقه، ناحیه استان وجود ندارد. 🔺 ۴. آیا شرکت کنندگان یک تیم می توانند از رشته های مختلف باشند؟ خیر، افراد گروه حتما باید در رشته تخصصی خود شرکت نمایند و هم رشته و مرتبط با موضوع درسی فراخوان باشند. 🔺 ۵. کدام تقسیم بندی استان‌ها معیار طراحی سوال می باشد؟ نسخه منتشر شده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴ در کانال دبیرخانه @evalu_gam1
💠 سوالات رایج همکاران جهت شرکت در فراخوان تغییر دنده: (۲) 🔺 ۶. الگوی طراحی سوال را دقیق تر توضیح می دهید؟ بله قدم اول: بر اساس تقسیم بندی دروس استان‌ ها، فصل و یا درس مربوط به استان خود را پیدا کنید. قدم دوم: بر اساس درس و یا فصل سهم استان خود هدف آموزشی تعریف کنید. یادتان باشد تعریف هدف آموزشی مناسب نقش مهمی در طراحی سوال دارد. قدم سوم: برای هر سطح دو سوال طبق شناسنامه مندرج در فراخوان طرح می کنید. سطح اول: دانستن و فهمیدن، سطح دوم: به کار بستن و تحلیل کردن، سطح سوم: ارزشیابی کردن و آفریدن قدم چهارم: همه قسمت های فرم شماره ۲ را تکمیل نمایید. 🔺۷. تاکید به نقش تعریف مناسب هدف آموزشی داشتید، چگونه باید تعریف کنیم که مناسب باشد؟ هدف آموزشی یک‌فرمول ساده اما علمی دارد، محتوی آموزشی + حیطه شناختی. مثلا دانش آموز بتواند مساحت مثلث قائم الزاویه را تعریف نماید. مساحت مثلث محتوی آموزشی و تعریف نماید حیطه شناختی این هدف آموزشی است. 🔺 ۸. به طور شفاف مشخص نمایید چند سوال باید طرح شود؟ ۶ سوال که بر اساس یک هدف آموزشی مشترک طرح می شوند. سوال اول: سطح دانستن، سوال دوم : سطح فهمیدن، سوال سوم، سطح به کاربستن، سوال چهارم سطح تحلیل کردن، سوال پنجم سطح ارزشیابی کردن، سوال ششم سطح آفریدن. به همین خاطر فراخوان تغییر دنده نام دارد. 🔺 ۹. آیا می شود مثلا در سطح یک دو سوال سطح دانستن و یا فهمیدن طرح نماییم؟ بله می توانید اما در مقایسه با طراحی که به همه سطوح به ترتیب بپردازد امتیاز کمتری کسب خواهید کرد. 🔺 ۱۰. تا کی فرصت ارسال آثار را داریم؟ تا هفته اول بهمن که داوران استانی فرصت داوری را داشته باشند. آثار برتر هر استان تا دهه اول اسفند باید برای دبیرخانه ارسال گردد. @evalu_gam1
🔔 اطلاعیه شماره 3⃣1⃣ ✨ تمدید مهلت ثبت‌نام دوازدهمین دوره جشنواره نوجوان خوارزمی ✨ 📢 به اطلاع کلیه دانش‌آموزان خلاق، اولیای گرامی و مدیران محترم مدارس می‌رساند؛ به منظور فراهم آوردن فرصت بیشتر برای حضور پرشور و حداکثری دانش‌آموزان عزیز، مهلت ثبت‌نام در دوازدهمین دوره جشنواره نوجوان خوارزمی تا پایان روز چهارشنبه، ۱۵ بهمن ماه ۱۴۰۴ تمدید شد. ⏳ 🏢 دبیرخانه کشوری جشنواره ملی استعدادیابی نوجوان خوارزمی کانال نوجوان خوارزمی👇 @nojavan_kharazmi
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻راهنمای شرکت در دوازدهمین دورهٔ جشنوارهٔ نوجوان خوارزمی، محور «زبان و ادبیات فارسی» «گروه آموزشی ادبیات فارسی استان کرمان» https://eitaa.com/farsikerman
:my.medu.ir ✅آمار ثبت نام مرحله مدرسه ای جشنواره نوجوان خوارزمی ⏰آخرین زمان ثبت نام مرحله مدرسه ای ۱۵ بهمن ها
ادبیات متوسطه اول استان کرمان
🔸 دوازدهمین دوره جشنواره دانش‌آموزی نوجوان خوارزمی 📌 وبینار تشریح و توجیه شیوه‌نامه 🔹 محور: «ادبیات
وبينار.pdf
حجم: 622.5K
🔻گواهی حضور وبینار «تشریح و توجیه دوازدهمین دوره جشنواره نوجوان خوارزمی - محور زبان و ادبیات فارسی» تاریخ برگزاری: ۹ آذر ماه
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوانش غزل شماره 9 ازغزلیات استاد شهریار دانش آموز :رعنافقیرشاهی پایه :هفتم دبیر:خانم معناصری مدرسه:نجمیه شهرستان :عنبراباد
23.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاهنامه خوانی داستان زال و سیمرغ دانش آموز:حنانه دوستکی پایه :هفتم دبیر:خانم معناصری مدرسه:نجمیه شهرستان : عنبرآباد
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعر نظامی گنجوی(یک شبی مجنون نمازش را شکست) دانش آموز :رعنافقیرشاهی دبیر:خانم معناصری مدرسه :نجمیه شهرستان : عنبرآباد
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاهنامه خوانی دانش آموز :رعنافقیرشاهی پایه ی هفتم دبیر:خانم معناصری مدرسه:نجمیه شهرستان: عنبرآباد
فهمیدن این که چقدر برای گفتن و شنیدن حرف هایمان وقت داشته باشیم، کار هر کسی نیست. کاش قبل از این که دیر شود می گفتیم و می شنیدیم؛ قبل از آن که سکوت باعث شود حسرتی به دل بماند. قبل از آن که پرواز را به خاطر نسپرده باشیم و پرنده پر بزند. صفحه گوشی را پایین کشید و پیامش را خواند و بی تفاوت یا از روی تمسخر لبخندی زد. نوشته بود: دلم برایت خیلی تنگ شده. مراقب خودت باش! جایی خوانده بود مراقب خودت باش یعنی: دوستت دارم! و او نمی دانست که اگر برایش مهم نبود و دوستش نداشت، این جمله را نمی نوشت. سکوت کرد و جوابی نداد و هر بار که پیامی می فرستاد داستان از همین قرار بود. اما روزی یک بار پیام متفاوتی دید. نوشته بود: یا مغروری، یا خجالتی یا بی تفاوت! دلش لرزید و روی پیامش زوم کرد. چند بار خواندش. آنلاین شد و در جوابش نوشت: هر سه! و باز آفلاین شد و این آغاز بازی با روح و روان آدمی بود که به او دل بسته بود و نمی خواست آسان از دستش بدهد. گاهی بدش نمی آمد به او اعتماد کند پیامهایش را بارها می خواند و سبک و سنگین می کرد. به علاقه اش پی برده بود اما ته دلش قرص نبود. انگار همیشه می خواست فاصله اش را با آدم ها حفظ کند تا آسیب نبیند. از وقوع یک وابستگی یا شکست یا هر چیزی که به آرامش او لطمه می زد، می ترسید. همیشه دو گزینه برایش خیلی مهم بود: تنهایی و آرامشش! و حاضر نبود تحت هیچ شرایطی این دو، لطمه ببینند. بدجوری روی این دو مورد تعصب داشت و حالا کسی آمده بود که اعتماد به او می توانست نگرانش کند. روزی برایش یکی از شعرهای سهراب سپهری را فرستاده بود: "صدا کن مرا، صدای تو خوب است! صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی ست که در انتهای صمیمیت حُزن می رویَد. من از طعم تصنیف در متن ادراک، یک کوچه تنهاترم! بیا تا برایت بگویم، چه اندازه تنهایی من بزرگ است !!! کسی نیست . . . بیا زندگی را بدزدیم. آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم." با این که این شعر را از حفظ بود، اما چند بار خواندش جوری که انگار اولین بار است می خواند و می فهمدش. یعنی او هم تنهاست؟ تنهایی یک آدم چقدر می تواند بزرگ باشد که حاضر است آن را با دیگران تقسیم کند و از حجم تنهایی اش برای او بگوید؟ دلش نمی خواست پاسخی به پیام ارسالی اش بدهد اما بعد از کلی کلنجار رفتن با خود نوشت: بزرگ بودن تنهایی یک آدم به معنی همیشه و زیاد تنها بودن نیست. از نظر من یعنی تنهایی، با عظمت است، با شکوه است. قابل وصف نیست البته برای کسی که به معنی واقعی درکش کرده باشد. و در ادامه نوشت: دلا، خو کن به تنهایی، که از تن ها بلا خیزد سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد لحظه ارسال باز هم دو دل شد یک بار دیگر جوابش را خواند و گزینه ارسال را چنان زد که انگار تیر خلاص را به سمت احساسات او نشانه گرفته است. پیامش را دید و خواند ولی عکس العملی نشان نداد. نه توضیحی، نه اعتراضی! چند روزی پیامی از او دریافت نکرد. کمی نگران شد. صفحه مجازی اش را چک کرد. واتساپ، روبیکا، تلگرام. انگار بعد از دریافت آخرین پیام دیگر آنلاین نشده بود. یعنی چه اتفاقی افتاده؟ شناخت چندانی از او نداشت. نمی دانست چطور از حال او باخبر شود و باز گزینه سکوت را انتخاب کرد. سکوتی از سر غرور و شاید . . . ! و سکوت و سکوت! و این سکوت و بی خبری و انتظار هیچ نتیجه ای نداشت. زمستان است. آسمان یک دست سفید بود خوب که دقت می کردی به سرخی می زد. گویی آماده انفجار بود و ناگهان به یکباره قلبش شکافت و دانه های سفید برف را با سرعتی باورنکردنی به بیرون پرت کرد. دانه ها رشته رشته شدند و سرخوش و رقصان خودشان را مثل شادباشی شگفت انگیز نثار سر و روی زمین کردند. درخت ها و کوه ها و خانه ها همه سفیدپوش شد. بی نهایت زیبا و تماشایی! صندلی راکش را برداشت و گوشه ای از بالکن گذاشت. هم از دیدن برف ها ذوق زده بود، هم دلواپس غیبت آن غریبه ی آشنا. دفترچه یادداشت و خودکارش را در دست گرفت و روی صندلی اش نشست. سرما را احساس نمی کرد. توی دلش انگار داغی محبتی بود که بی توجهی به آن می سوزاندش. مضطرب و پریشان بود. افکارش افسار گسیخته بودند و رامش نمی شدند. سعی کرد تمرکز کند. شروع به نوشتن کرد، از فروغ نوشت: "پشت شیشه برف می بارد پشت شیشه برف می بارد در سکوت سینه ام دستی دانه ی اندوه می کارد چون نهالی سست می لرزد روحم از سرمای تنهایی می خزد در ظلمت قلبم وحشت دنیای تنهایی بعد از او دیگر چه می جویم بعد از او دیگر چه می یابم اشک سردی تا بیفشانم گور سردی تا بیاسایم پشت شیشه برف می بارد...