💥متن املا
از هر قسمت متن درس های فارسی که معلم صلاح دانست می تواند املا طرح کند
حداکثر ۵ بند و به خط دانش آموز ۱۱ الی ۱۲ سطر مناسب متن املاست .
در املای ترم تمام دانش آموزان کلاس در نظر گرفته شود و سطح املا و دشواری واژگان متوسط باشد .
خانم #دکتر_رویا_جدّی
💥💥 داستانک : نگار
✍ زمستان بود و هوای سرد دی ماه ، صبح خیلی زود و چشم ها در خواب ناز ،
ناگهان با لرزش های تند ، شهر تکان خورد ...زلزله ...زلزله ؟!
همه هراسان و ترسان با چهره های وحشتزده به خیابان ها ریختند ...
خدا به دادمان برسد ... وای ! خیلی شدید بود ...
مرکزش کجا بود ؟؟؟
نگران و چشم به راه خبر ،
خدای من ! زمزمه ها به گوش رسید و فریاد شد... نابودی و آوار شهر " بم " !؟ اشک و خون ، ناله و درد ؟! خاک بر سر شدیم ،
مردم و نیروهای امداد دست به کار شدند... آذوقه ...لباس ...پتو ... و و و ...
هر کس هر چه داشت دوان دوان برداشت ، ماشین ها به سمت بم برای کمک و نجات عزیزان حرکت کردند و ...
شهر کرمان به هم ریخت ، " بم " ویران شده و عمق فاجعه از اونی که فکر می کردیم خیلی بیشتر بود ، اعلام کردند که ازدحام و ترافیک بیش از حدّ شده ... دیگر کسی نباید به منطقه بیاید ، ماشین ها و مردم را بر می گرداندند ؟! شهر بم پر از جمعیت شده و کارها به درستی پیش نمی رفت . محشری دیگر ... واویلا ... چه بلایی ..؟!
راننده ای با موهای پریشان تعریف کرد که از چند کیلومتری شهر بم رد می شدم ... برای اینکه خواب از سرم بپرد و بتوانم به راهم ادامه بدهم از ماشین پیاده شده و سرم را پایین گرفتم تا آبی به سرو صورتم بزنم ... یک دفعه زمین لرزه شروع و بعد از شنیدن صدای وحشتناکی تمام شد ... وقتی سر را بلند کردم و نگاهم را از دور به سمت شهر" بم " دوختم ، آسمان پر از گرد و غبار و شهر در بین آن ها گم شده بود ... با عجله سوار شده و با سرعت به سوی شهر رفتم ، فقط آوار و خون و درد و ...
کم کم بیشتر خانواده ها برای اسکان به کرمان و نزد اقوام آمدند و... پس از مدتی بچه ها را برای آرام شدن به مدارس فرستادند .
عده ای هم به مدرسه ما آمدند ...
هر کدام با چهره ای غمگین و افسرده داستانی رنج آور را در سینه داشت که با اشک چشم نقل می کرد ...
برای تسلای دلشان کاری به غیر از گوش کردن و همدردی نداشتیم .
یک چشممان خون بود و دیگری اشک ...
نگار گوشه ای نشسته ، مات و مبهوت نگاه می کرد ، بر صورت زیبایش گرد غم نشسته و در سکوتی ناباورانه به ماجرا می اندیشید ، کنارش نشستم ، رو به من کرد و با بغض گفت : خانم شما نمی دونید چقدر سخته ...؟! آخه ! ما توی هال خوابیده بودیم ...
بالای سر من و مادرم کمد بزرگی بود ... به محض اینکه زمین تکون خورد ... از خواب پریدیم ولی هنوز حرکت نکرده بودیم که توی کمد گیر افتادیم .
صداهای بیرون و جیغ و فریادها رو می شنیدیم ... هر لحظه هوای داخل کمد کمتر و حال ما بدتر می شد ، گرد و خاک کم کم به درون می آمد .
دلمون شور می زد ...می ترسیدیم...صداهای بیرون بیشتر و بیشتر می شد ، هر چه فریاد می زدیم فقط صدامون در کمد می پیچید و کسی اونا رو نمی شنید ...
همدیگه رو نمی دیدیم ... ما رو پیدا نمی کردند ، از گرسنگی و تشنگی بی حال شده و چشمامون رو بستیم ، توانی نداشتیم و کم کم داشتیم یخ می زدیم ، مادرم دست منو گرفته و فقط دعا می کرد ، به سختی صداشو می شنیدم که می گفت : نترس عزیزم ... من کنارتم ... حتماً پدر و برادرت پیدامون می کنند و ...
بالاخره نیروهای امداد ما رو پیدا کرده و بیرون آوردند .
به دورمان پتو پیچیده و به چادری بردند ... چای گرم نوشیدیم و کم کم به حالت طبیعی برگشتیم ...
ولی کاش همونجا مونده بودیم و این روز رو نمی دیدیم ...
پدر و برادرم در زیر آوار مُرده ، شهرمون خراب و از بین رفته بود ... همه مات و پریشان با دست خالی به هر طرف می دویدند تا شاید بتوانند عزیزی رو نجات بدهند ...
تازه فهمیدیم وقتی زلزله شده ... کمد درهاش باز شده و روی ما افتاده ... خدا خواسته که ما زنده بمونیم و گرنه از خونه مون فقط مشتی خاک باقی مونده بود. .
همش پشت سر هم ، خبرای بد ... از هر خانواده ای یک یا دو نفر باقی مونده یا همگی مُرده بودند ... گرد و خاک و آوار و اشک و خون ... خانم به خدا خیلی دلم پر درده !
همین جور پشت سر هم حرف می زد و اشکاش بی امان می ریخت ... منم اونا رو پاک می کردم و همراهش شده بودم ... چه کاری غیر از این می تونستم بکنم !!؟؟
فقط بوسیدمش و بغلش کردم ...😔
سرش رو از بغلم بیرون کشید ، به چشمام نگاه کرد ، مشتش را گره کرده و به سینه اش کوفت و گفت : خانم شما بگین ، چرا بم ؟ چرا من ؟ چرا اینهمه ماتم ؟ چرا غم ؟چرا و چرا ...؟؟!!😔💔 🖤🖤
✍#معصومه_طهمورسی
⏳امروز 5 دی ماه ، سالروز زلزله ی بم ...گرامی باد 🙏😔🖤
@farsikerman
19.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فاطمه محیا شجاع حیدری، پایه چهارم شهرستان بم، مدرسه شمس، موسسه رازی
💠لحن:
یعنی آواز خوش و موزون، نوا، کشیدن صدا یا اجتماع حالتهای صداهای مختلف. (دهخدا).
لحن، نحوه خواندن و بیان کردن جملات است با توجه به شرایط موجود و فضای حاکم بر جمله وکلّ متن. باید دانست که به هنگام ادا کردن متن و به لفظ در آوردن آن، نه تنها هر متن، لحن خاصّ خودرا - اعم از طنز یا جد- میطلبد، بلکه هر بند و هر جمله نیز به تنهایی لحن خودرا دارد و ممکن است در هر بند انواع واقسام لحنها و حالات به کار گرفته شود و در کنار این موارد در هر جمله، هر کلمه نیز می تواند شکل و آوای خاصّ خود را داشته باشد؛ به عنوان مثال در شعرها، قافیه ها و ردیفها در انواع مختلف، آواهای متفاوت وتلفّظ های گوناگون را میطلبند.
⏺لحن ستایشی:
ستایش مخصوص خداوند است و شاعر یا نویسنده خداوند را در آن به خاطر آفرینش بی همتا، قدرت بینظیر و الطاف فراوانش میستاید. در این هنگام خواننده نیز باید خود را موجودی از آفریدههای او بداند که تسلیم او و شاکر بخشش ها و آفرینش اوست؛ مانند مثال زیر :
«آفرین جان آفرین پاک را/ آن که جان بخشید و ایمان خاک را
آسمان چون خیمه ای بر پای کرد/ بی ستون کرد و زمینش جای کرد»
⏺لحن مدحی:
این لحن به ستایش غیر خدا می پردازد و شامل اولیای دین،بزرگان علمی و ملی و حاکمان و امیران می شود.این لحن، نسبت به متون ستایشی و نیایشی از صلابت بیشتری برخوردار است و به تناسب جایگاه ممدوح، صلابت و استحکام آن متغیر است.
ای شاه سوار ملک هستی
سلطان خرد به چیره دستی
ای سید بارگاه کونین
نسابه شهر قاب قوسین
رفته ز ولای عرش والا
هفتاد هزار پرده بالا
ای صدرنشین عقل و جان هم
محراب زمین و آسمان هم
زان نافه به باد بخش طیبی
باشد که به ما رسد نصیبی
⏺لحن نیایشی / مناجات:
مناجات به معنی راز و نیاز گفتن و نیایش با خداوند است. در این لحن واین متن خواننده باید خاکسارانه، با شوقمندی و نیاز به درگاه خداوند تضرع نمایید. لحن او بایستی کاملا فروتنانه باشد و آهنگی افتان داشته باشد. به ظرافت و لطافت آهنگ صداها که متناسب با نیاز بنده است توجه کنیم.(ستایش و نیایش هر دو یکی است)
مانند: نیایشهای فرهاد و شیرین در خسرو و شیرین نظامی و ...
⏺لحن تغزلی:
شعر تغزلی، شعری است که با احساسات و عواطف انسان سروکار دارد.در این گونه متنها خواننده باید با ظرافت تمام، نهایت احساس را به مخاطب منتقل کند. بیان او بایستی نرم و لطیف باشد و کلام آهنگین و تأثیر گذار ادا شود.خواننده با کششهای آوایی ،آن هم به صورت لطیف، برتأثیر خوانش خود بیفزاید.
⏺لحن تعلیمی( اندرزی):
لحنی است که خواننده تلاش میکند با گویشی آرام و آهسته در دل شنونده نفوذ کرده و نکات مهم خوب زیستن را به مخاطب خود القا کند.متون اندرزی لحنی واعظانه و اندکی تحکمی دارد و لحن گوینده بسیار محکم و کوبنده است و چنان با شور و حرارت میخواند که گویی از عاقبت انسان خطاکار کاملا آگاه است و دلش به حال او میسوزد.
⏺لحن حماسی:
حماسه به معنای داستان دلاوری وشجاعت است؛ کسی که شعر حماسی را می خواند باید به گونه ای بخواند که این دلاوری ها را به شنونده منتقل کند؛ پس لحن حماسی لحنی کوبنده و استوار است وخواننده شعر حماسی، به ویژه شاهنامه فردوسی، باتوجه به ویژگی های این گونه اشعار باید لحن خودرا متناسب با محتوای این اشعارکند؛ محتوای این اشعار بیشتر جنگ ها ونبرد های پهلوانان با یکدیگر، بادشمنان وبا موجوداتی چون دیو واژدها وکارهای شگفت انگیزو خارق العاده است.
⏺لحن داستانی – روایی
حکایت، تعریف کردن صمیمانه داستانی کوتاه با آهنگی نرم و ملایم است به گو نه ای که شنونده یا از آن پند بگیرد و یا تحت تاثیر قرار بگیرد. آغاز چنین لحنی از گذشته با قصه خوانی ها همراه بود؛ قصه هایی که سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر انتقال می یافت و در بر دارنده مفاهیمی چون راد مردی، خوبی، از خود گذشتگی، بخشش و… بود و با عبارت ” یکی بود، یکی نبود ” آغاز می شدند. بعد از قصه، داستان ها و حکایت ها شکل گرفتند و با مفاهیمی چون آموزه های زندگی، پند ها و اندرزها همراه بوده اند .
⏺لحن طنز آمیز:
بیشتر در قالب حکایت خود نمایی می کند.طنزها معمولاًدر پایان خود به نتیجه می رسندوخواننده
را تحت تأثیر قرار میدهند و میخندند. مثال: « وای وای ! الهی رودت ببره ! حوصله ام سر رفت...» ( دهخدا)
⏺لحن توصیفی
توصیف یعنی وصف کردن و بیان جزئیات و ویژگی ها یا آوردن صفات و قیدهای حالت پیاپی برای چیزهایی که قرار است برای شنونده، بازگو کنیم.
مثال:
شعر تغزلی، شعری است که با احساسات و عواطف انسان سروکار دارد.در این گونه متن ها خواننده باید با ظرافت تمام ، نهایت احساس را به مخاطب منتقل کند.
@Farsikerman
⏺لحن گفت و گو ( مناظره / پرسش و پاسخ ):
گفت و گوها انواع مختلفی دارند:
۱- مناظره:
مناظره رقابت کردن با یکدیگر در بحث و گفت و گو یا پرسش و پاسخ است. در این نوشته ها معمو لا لحن پرسش کننده تند و محکم، به دور از خرد گرایی و همراه با فخر فروشی است؛ در حالی که لحن پاسخ دهنده همواره آرام و متین و توام با خرد است؛ به عبارت دیگر پرسش گر که فکر می کند بر حق است، سوالی را از طرف مقابل می پرسد اما چنان پاسخی می شنود که دیگر حرفی برای گفتن نمی ماند. خواننده چنین متنی می تواند همانند یک بازیگر نقش آفرینی کند؛ یعنی در عین حال دو لحن را با دو چهره متفاوت بیان کند. گاه با این طرف و آن طرف رفتن جایگاه و صدای خود را تغییر می دهد که مفهوم را بهتر بتواند بیان کند .
بهترین مناظره های ادبیات فارسی عبارتند از : مست و محتسب از پروین اعتصامی، فرهاد و خسرو از نظامی. در خواندن چنین متن هایی باید به نکته های زیر توجه کرد:
۱- به کشش های آوایی و جملات پرسشی توجه شود.
۲- به فروکشهای لحن پاسخ گوینده توجه شود.
۳- حس غرور وخود خواهی در جملات پرسش گر حفظ شود.
۴- حس گفتن جملات عاقلانه و حکیمانه در جملات پاسخ گودر نظرگرفته شود.
۵- استفاده از دست وصورت و بدن درتفهیم موضوع بسیار مفید است .
نخستین بــــار گفـــتش کز کــجایی ؟ بگــــفـــتـت از دار ملــــک آشــــنایـی
بگفت آنجا به صنعت در چه کو شند ؟ بگــتتفت انـــده خرنــــد و جان فروشند
بگفتا جان فـــــروشی در ادب نیــست بگـــفت از عشقبازان این عجب نیســـت
بگفــت از دل شــدی عاشق بدینسان ؟ بگـــفت از دل تو می گوئی من از جان
بگفـــتا دل ز مهـــرش کی کنی پاک ؟ بگفت آنگه که باشم خفته در خـــاک …
( نظامی)
۲- رجز خوانی:
که هر دو نفر به شرح دلاوری ها و نژاد و افتخارات خود با لحنی حماسی می پردازند؛ مانند: رستم و اسفندیار یا رستم و اشکبوس در شاهنامه فردوسی .
۳- گفت وگوهای عادی:
می تواند به دستههای مختلفی تقسیم شود. این گفت وگو ها باتوجه به فضای داستانها و عواطف موجود در آنها شکل ولحن خاص خودرا می یابند؛ مانند : گفت وگو ی رستم با سهراب پس از زخمی شدن .
⏺لحن ميهني:
لحن ميهنی، گونه ای از لحنِ خوانش متن است كه در آن، خواننده مي كوشد با شور و حرارتي برانگيزاننده،
غيرت ملّي و حس همدلی را بيدار سازد و با بهره گيری از عاطفه و حس و حال مناسب، شنونده را به احترام و
دوستی ميهن، فراخواند.
نمونه:
اي ايستاده در چمن آفتابي معلوم
اي وطن من!
اي تواناترين مظلوم
تو را دوست مي دارم...
و پسران تو
مردان نيايش و شمشيراند
و مادران صبوری داری
و....
@Farsikerman
60.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خانم مبینا موحدی پایه هفتم مدرسه شهید نصراللهی ناحیه ۲. دبیر ادبیات خانم مینا احمدی نسب
ادبیات متوسطه اول استان کرمان
🔻در راستای شناسایی، معرفی و پرورش دانش آموزان علاقه مند به رشته های ادبی صورت پذیرفت. 🔸در جلسه ای ب
قابل توجه دانش آموزان مستعد و علاقه مند به شعر و داستان
با سلام
عزیزانی که علاقه مند به شعر و داستان هستند لطفا وارد لینک زیر شده و مشخصات خواسته شده را ثبت نمایند.
اسامی دانش آموزان مستعد جهت شناسایی و معرفی، به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان کرمان ارسال خواهد شد.
https://digiform.ir/w3fe61f53
با احترام
گروه آموزشی ادبیات فارسی متوسطه دوره اول