eitaa logo
توییت فارسی 🇮🇷
45.8هزار دنبال‌کننده
50.4هزار عکس
17.5هزار ویدیو
15 فایل
ناب ترین توییت ها رو برای اولین بار تو پیام‌رسان ایتا بخون 🐦🐦🐦 ارتباط با ادمین : @admin_for کانون تبلیغاتی پر بازده"موهیتو" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعا خنده بازار سمی بود که اون دوران درک نشد =)))) •Alireza• @farsitweets
بچه ها مطمئن باشم داداشای شما هم اینجوری ان؟؟ هشتصد تومن پول شال توری دادم هر بار میگه چرا پشه بند سرت کردی🙄🙄 》Nasrin《 @farsitweets
پزشکیان: از سوزاندن ۷۰۰ میلیون دلار ثروت ملی جلوگیری شد @farsitweets
‏72 ساعت پیش بهترین نقطه‌ی این کره‌ی خاکی بودم! «حسین» @farsitweets
خوابگاه متاهلی دانشگاه علوم پزشکی کرمان،به همت «دکتر سید جلال مهدویان»،جراح کرمانی مقیم آمریکا در سه بلوک(۴۸واحد) ساخته شد و چه اسم زیبایی داشت؛«آشیانه مادر». 》مهدی چگین《 @farsitweets
فقط از یه ایرانی چنین خلاقیت‌هایی بر میاد😁 امینی آزاده @farsitweets
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غیر قابل پیش بینی ترین تبلیغ تاریخ: 》Hajii《 @farsitweets
امروز صبح رفتم یه کافه که مثلا صبحانه بخورم. به خانم فروشنده گفتم: یه چای و کیک لطف کن بی‌زحمت. چای آورد با یه قوطی نوشابه! گفتم: این چیه!؟ گفت: کیکه! حالا چند تا دختر پسر نوجوون هم نشسته بودن نگاه میکردن. گفتم این چه کیکیه؟! چه‌جوری باز میشه؟ قوطی رو مثل نوشابه از بالا باز کرد و گفت باید با قاشق کیک رو در بیارید! یه قاشق پلاستیکی هم بهم داد. در زورآزمایی قاشق و کیک، قاشق شکست خورد و قاشق از کمر شکست. دردسر ندم، تلاش و تقلای بیهوده‌ای بود برای بیرون آوردن یه ذره کیک. دوست داشتم با لگد بزنم زیر میز و قوطی کیک رو بکوبم تو قاب عکس گابریل گارسیا مارکز که زده بودن تو کافه. به خانم فروشنده گفتم این ادا اصول‌ها چیه در میارید! یه ذره کیک خواستم، قوطی نوشابه آوردی برام! حساب کردم و رفتم قهوه خونه یه املت مَشتی زدم. یاد اون کارتن افتادم که، روباه لک لک رو دعوت کرد و سوپ رو داخل بشقاب گذاشت جلوش که نتونه بخوره. 》سِتوان کُلُمبو《 @farsitweets
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از دوستان این فیلم رو از جلوی مغازه‌ش گرفت، نمیدونم چطور توصیفش کنم. 𝔰𝔥𝔞𝔥𝔞𝔞𝔡 @farsitweets
لاریجانی: یکی از مسوولان کشورهای منطقه می‌گفت، روز اول جنگ نتانیاهو با او تماس گرفته و گفته کار ایران تمام شد؛ روز چهارم یا پنجم جنگ من تماس گرفتم با او گفتم وضع‌تان چطور است؟ گفت خیلی مشکل داریم. اولین توپوزی درست و حسابی پس از ٧٠ سال تک تازی. عبدالله گنجی @farsitweets
همکار جدیدم با خودش دو تا ساندویج اورده بود مغازه، تعارف‌ زد گفت میخوری؟ گفتم اره ممنون. گفت: شرمنده خودم گشنمه میخوام جفتشو بخورم، تعارف زدم چون فکر نمیکردم قبول‌ کنی و بعدش دوتا ساندویچش رو خورد😐 》خلافکار《 @farsitweets
مردی از روستای ما شنیده پدر اسد بیگ در روستای همسایه مُرده. پیاده رفته اونجا و دیده هیچ خبری نیست. اسد بیگ رو دیده و گفته به من گفتند پدرت مُرده و اومدم اینجا، دیگه وقتی مُرد نمیام، گلایه نکنی‌ها :))))) 》Echinops《 @farsitweets