داشتم فکر میکردم بالاخره یه روزی یه خونه با آشپزخونه بزرگ و کابینتهای زیبا میگیرم
بعد شروع کردم حساب کردن که کرایهش چقدر میشه که بفهمم اگه چقدر پول دربیارم میتونم بگیرم
فهمیدین چی شد؟ تو رویاهامم مستأجر بودم
قاوف
@farsitweets
وقتایی که یه اتفاق خوب و جالب برات میفته ولی کسی نیس که براش تعریف کنی، قشنگ یه سال پیر میشی.
یاسی
@farsitweets
صبح زنگ زدم برای سرویس کولر گفتم هزینه تعویض پوشال و راه اندازی چقد میشه؟ گفت ۳۰۰؛ دوباره زنگ زدم گفتم این ۳۰۰ که گفتید میاید پوشال عوض می کنید کولرو راه میندازید دیگه؟ گفت بله گفتم پس لطفا بیاید. گفت عصر میام.
عصر زنگ زد من اگه بیام صد تومن هم ایاب ذهابه! گفتم من ۲ بار باهاتون حرف زدم، گفت من یادم نبود هزینه ایاب ذهاب رو بگم. میشه ۴۰۰؛ گفتم نمیخواد بیای. زنگ زدم یکی دیگه گفت ۳۰۰ ولی شنبه وقت دارم. خودم رفتم پوشال و انبر و چسب نواری ازون سفیدا با اتصال شیر خریدم اومدم همه رو درست کردم گذاشتم کنار.
دست و بالم پاره پورهست از در آوردن پوشالها و جا زدن اون شبکه های فلزی. ولی میدونی چیه؟ آدمها باید روش کسب و کار رو یاد بگیرن. وقتی من دوبار بهت زنگ میزنم و قیمت می گیرم دیگه نمی تونی بعدش بگی ۱۰۰ تومنش یادم نبود. اگه از اول میگفت ۴۰۰ می گفتم اوکی ولی این مدلی آدم حس می کنه وقتی تعهدی رو حرفش نداره رو کارش چطور می تونه داشته باشه
👤 Sabam
@farsitweets
"کمآوردن" یه روند تدریجیه. یه آسیبدیدگی بلندمدت. به کسی که میگه کم آورده، نگیم صبور باش. همه صبرش رو جمع کرده که هنوز میتونه حرف بزنه.
چی بگیم؟ نمیدونم. هیچی. یا "درکت میکنم". یا اگه آدم وایسادن پای ادعا هستیم، "من کنارتم".
همین.
حميد سليمی
@farsitweets
كاش حداقل وقتی بيشعورين و نميخواين جواب بدين، سين كنيد پیام رو، بعد جواب ندين. ما بر عكسِ شما كمي عاطفه داريم، نگرانتون ميشيم
میری که لاشی نیست!
@farsitweets
خانومه اومده میگه الان ۷ ماهه حس میکنم کیست دارم و شکمم سفت شده! گفتم بخواب رو تخت معاینه کنم! پروپ سونیکید رو گذاشتم و صدای ضربان قلب تو اتاق پیچید :)) رفت سونوگرافی و سن حاملگی ۳۰ هفته (معادل ۷ ماه و خوردهای) گزارش شد :)))
👤 Maryam
@farsitweets
میخوام اسم سلامت روانم رو بذارم رضا. وقتایی که خیلی اوضاع داغونه برم بالا سرش تکونش بدم بگم آقا رضا؟ رضا جان؟ آقا رضا؟ رضا؟
》حشمت کرایست《
@farsitweets
با دیدن توهینها به فیروز نادری، یاد رفتار پیامبر با پیرمرد یهودی افتادم که هر روز از پشتبام خاکستر روی سر ایشان میریخت. یک روز که خبری از خاکستر نبود، پیامبر پیگیر شد که چرا این همسایه ما نیست؟ گفتند خداروشکر بیمار شده! بله؛ پیامبر به عیادتش رفت.
خدای ما شفایت دهد آقای نادری
👤محرداد
@farsitweets
شعور یعنی پذیرش اینکه حبابِ کوچکِ زندگیِ هر آدمی که برات وقت میذاره بهاندازهی حبابِ کوچکِ زندگیِ خودت محترمه.
لوکوموتیو
@farsitweets