قبلاً گفتم، دوباره میگم؛
تو کتاب کیمیاگر بطورِ یقین نوشته «آنچه قسمتِ توست، از کنارت نخواهد گذشت».
واسه چیزای از دست رفته غصه نخورید،
یا برمیگرده یا واستون مایه عذاب بوده
»کُنجِـد«
@farsitweets
🔴مهدهای کودک، مدارس ابتدایی و متوسط دوره اول تهران فردا هم تعطیل شد
🔹با توجه به تشدید آلودگی هوا و در معرض خطر قرار گرفتن شهروندان، بر اساس مصوبه کارگروه هماهنگی شرایط اضطرار آلودگی هوا، فعالیت آموزشی مقاطع کودکستان، دبستان و متوسطه اول استان تهران به غير از فیروزکوه در دو نوبت صبح و عصر فردا یکشنبه ۱۲ آذرماه غیرحضوری و مجازی برگزار می شود.
🔹همه مقاطع تحصیلی مدارس استثنایی در دو نوبت صبح و عصر نیز غیرحضوری است؛ همچنین پلیس راهور تهران بزرگ و پلیس راهور شرق و پلیس راهور غرب تهران، از تردد شبانه خودروهای گازوئیلی سنگین که آلایندگی قابل روئت دارند، جلوگیری خواهند کرد.
»OPT«
@farsitweets
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی یه ساندویچ از بوفه گرفتی
یهو دوستت میاد:
»Zhuan«
@farsitweets
اتاق همکلاسیام توی خوابگاه 😂😐 بعد میگه نترس یه ذره بهم ریخته است
»@LI«
@farsitweets
این خبرنگار ژاپنی از موزه ملی ایران بازدید و از فروشگاه موزه خرید کرده است. فروشگاه خریدهایشان را در کیسه خرید نایلونی با آرم برند گوچی به ایشان داده است.
خبرنگاری ژاپنی ابراز شگفتی کرده که چرا مهمترین موزۀ کشوری مثل ایران باید از کیسه خرید برند گوچی استفاده کند.
👤 Ayat Hosseini
@farsitweets
توی دورهی ما روز معلم و کادوی خوب به معلم دادن خیلی رقابتی بود، کلاس سوم که بودم بابا ورشکست شده بود و یکسال بود افسرده گوشه خونه فقط میخوابید، پول نداشتیم که نون بخریم، مادرم برای مردم سبزی پاک میکرد، رب درست میکرد، مربا، با پولش برامون یه چیزایی تهیه میکرد اونقدر این موضوع رو با پوست و جونم درک میکردم که توی خونه حرفی نمیزدم از اینکه روز معلم نزدیکه، صبح که من رو رسوند سریع خداحافظی کردم و رفتم توی حیاط که بقیه رو نبینه و متوجه بشه. سر کلاس که رفتیم همه هدیه ها رو میبردن جلوی میز معلم و دلبری میکردن، به ترتیب میزهاشون برای اینکه نوبتم رد بشه اجازه گرفتم رفتم دستشویی و آبخوری، توی حیاط چرخیدم و چرخیدم، تا ناظم صدام کرد چرا توی حیاط میچرخم، تا رفتم سرکلاس در کلاس رو زدن ناظم بود، قلبم توی دهنم بود، یه دستهگل بزرگ دستش بود گفت مادرت آورده برای معلم... با بغض و اندوهی آغشته به شادی گل رو دادم به معلمم... ظهر از مادرم پرسیدم مامان چرا کادو گرفتی؟ گرون نبود؟ گفت دیروز خانم فلانی تمام مرباهای به و هویج رو خرید، صبح زودم از مغازه گل خریدم برات. خوشحالی تو ارزشش از هرچیزی بالاتره...
هیچوقت این صحنه یادمنمیره...گرچه هنوزم باور دارم نباید برای معلمم هدیه میگرفت.
»آرِن«
@farsitweets
تنهایی های طولانی مدت باعث میشه در عین حال که نمیخوای تنها باشی دلت بخواد که تنها باشی.
»HO55EIN«
@farsitweets
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بدون اجازه مامانش رفته تو کوچه
ولی خانم محترم کتک زدن طریقه تربیت کردن بچه نیست 😏
»Ayli«
@farsitweets
گویند در مجلسی از ژولیده ی نیشابوری پرسیدند:
میتوانی فی البداهه شعری بگویی که ده تا کلمه ی (دل) داخلش باشد وهرکدام معانی مختلفی داشته باشند ؟
ژولیده رباعی زیر را در همان مجلس سرود:
دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت هر چه کردم ناله ازدل ٫سنگدل نشنید و رفت…
گفتمش ای دلربا ! دلبر زدل بردن چه سود ؟ از ته دل بر من دیوانه دل٬خندید و رفت…🤌🏻
»Raha«
@farsitweets
📲 واکنشها به فصل دوم سریال زخمکاری
زخم کاری اینطوری بود که وسط مراسم ختم یکمم فیلم پخش میشد.
👤 گیسوکمند
به نویسنده فصل دوم زخم کاری تبریک میگم
تونست با دیالوگ های، میثم بس کن، من پسر مالکم، گوشیش خاموشه، ۱۲ قسمت بنویسه
👤قربانی
قسمت آخر فصل دوم زخم کاری رو دیدم و خدا رو شکر منو نکشتن!
کل قسمت آخر همونی بود که خیلیا حدس می زدیم. موقع پخش سکانس آخر اما هی صدای مهدویان رو هی می شنیدیم که می گفت: «داداش ببخشید این فصل اینجوری شد. ایشالا فصل سوم جبران می کنیم»
👤آرش
اسپانسر فصل دوم زخم کاری سازمان بهشت زهرا(س) بود
👤 زرا
هر کجا ندونستید فیلمنامه رو چیکار کنید و کاراکتر و شخصیتهای فیلم سر درهوا بودن، بزنید از دم بکُشیدشون
احساسات مخاطب هم رو جریحهدار کنید و فیلمتون رو آبکی!
👤 عبداللهی
خلاصه فصل دو زخم کاری : قسمتای زوج یکیو میکشتن ، قسمتای فرد مراسم ختمشون بود
👤نادیا
فصل دوم زخم کاری یا در ستایش بازاریابی. مهدویان از جمله چهار کلمهای «مالک زنده است و برمیگردد!» ۱۳ قسمت سریال درآورده.
👤 ناظمی
تو سریال زخم کاری پسر مالک داره گریه میکنه، بهش میگن پسر مالک گریه نمیکنه که، حالا خود مالک تو فصل یک تو همه قسمتا داشت گریه میکرد
👤نیلوفر
@farsitweets