eitaa logo
🤍روزمرگی فاطمه و محیا🤍
156 دنبال‌کننده
814 عکس
198 ویدیو
0 فایل
فاطمه و ستایش هستیم🧕🏻 نه نویسنده‌ایم، نه بلاگر🪞😌✨ فقط یه دختریم که روزمرگیش رو با شما به اشتراک میزاره 🥰 اگه دوست داری بدونی امروز چی گذشت، بیا..🫂🌟 . بزودی خانوادمون بزرگ قراره بشه 🥺✨♥ . کپی ممنوع❌️ تو خلاق تری ✅️ .
مشاهده در ایتا
دانلود
صبحتون بخیر 🦋
بچه ها پارت اول از رمانمون آماده است میریم برای معرفی شخصیت های رمانمون : ( فقط باید دو تا پیام تو ناشناس برام بیاد تا رمان رو شروع کنیم )
شخصیت محنا : نقش اصلی یه دختر بازیگوش و کنجکاو عاشق جنگل و طبیعت رشته دانشگاهی محنا طبیعت شناسیه یه خواهر بزرگتر داره به اسم محیا ولی اصلا باهاشش ارتباط خوبی نداره هفته ای یک بار میره جنگل برای تحقیق و پروژه هاش پدر و مادرش رو توی بچگی توی تصادف از دست میده و با مامان جونش یعنی مادر بزرگ مادریش زندگی میکنه عاشق گل لیلیوم هستش چون متعقده یه دختر تنها تو جامعه با ید مثل گل لیلیوم باشه زیبا ولی سمی
شخصیت مامان جون : نقش اصلی مامان جون مادربزرگ مادری محنا هستش محنا از بچگی پیش مامان جون بزرگ شده مامان جون یه مادربزرگ مهربونه که بچه دار نمی شدن و مامان محنا رو از پرورشگاه آوردن با اینکه محنا نوه مامان جون نمیشه ولی مامان جونم مثل نوه خودش بزرگش میکنه از جنگل میترسه و کلا دو بار رفته
با بستنی بریم فالوده بستنی کنیم😋
صبحتون بخیر ناناص هام💞
ببینید من کاملا منظورشون رو فهمیدم راجع به اون پستی که در مورد سس خرسی بود گفتن و من خیلی خوشحالم که تونستم یکم شما رو آگاه کنم هر کیم ناراحته با کمال احترام لف بده ❤️
بریم برای رمان ؟؟ تو ناشناس بگید 🦋 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_gb0nhqk&btn=(S)
بو/سه روی گونه مامان جون گزاشتم و گفتم : قول میدم زود بیام نگران نباش راستی اگه مشکلی پیش اومد زنگ بزن تا زودتر برگردم در جوابم گفت : آخه دختر جون تو هر بار رفتی جنگل یه دسته گُلی به آب دادی چجوری نگران نباشم ؟ گفتم : قول میدم این دفعه آتیش نسوزونم از بقیه جدا نشم و ..‌. با کلی حرف زدن بالاخره تونستم مامان جون رو دلگرم کنم که دیگه تو جنگل شیطونی نمیکنم و از بقیه جدا نمیشم آخه ... هر بار رفته بودم جنگل یا گم میشدم یا یه حیونی بهم حمله میکرد یا یه وسیله ایم رو گم میکردم یا ... خلاصه یه گند/کاری میکردم :) یادمه همین دو هفته پیش که رفته بودیم بچه ها بهم گفتن این منطقه ورود ممنوعه آخه خرس های وحشی زندگی میکنن ..‌. من که از خدا خواسته تا بچه مشغول شدن منم فلنگ رو بستم و رفتم تو اون منطقه نمیدونم چی شد که یهو کل دور و برم مه شدم دیگه هیچی نمیدیدم تا یهو ... نویسنده : ستایش بانو 🌹 کپی ممنوع 🚫 ❤️https://eitaa.com/fatecb❤️