#لیلیوم
#Part_4
هلال احمر اومدن و بردنم بیمارستان تا ...
تا مامان جون صدام زد و گفت :
کجایی تو دختر ؟
جواب دادم :
همین جام مامان جون
گفت: حالا نمیشه این دفعه نری جنگل تازه پات خوب شده
گفتم : آخه مامان جون هفته پیشم میخواستم برم گفتی پات خوب نشده نرو منم...
حرفم تموم نشده بود که صدای بوق ماشین امیرعلی اومد
محنا : مامان جون اومدن دنبالم من برم
مامان جون : باشه دخترم ولی قول بده مراقبت کنی
محنا : چشم مامان جون
کولم رو برداشتم و رفتم تو حیاط در رو باز کردم سوار ماشین شدم که ...
نویسنده : ستایش بانو 🌹
کپی ممنوع 🚫
❤️https://eitaa.com/fatecb❤️
https://eitaa.com/joinchat/2179270347Ccf001c84f2
بیاید اینجا حرف بزنیم