#لیلیوم
#Part_10
وقتی آرمان فهمید ...
این قدر سوگل مظلوم رو کتک زد که...
که سوگل رحمش آسیب دید
چون تازه سقط کرده بود و باید مراقب بود ولی با این کار آرمان مجبور شدن
رحم سوگل رو در بیارن
و دیگه هیچ وقت سوگل نمی تونست بچه دار شه
به خاطر همین آرمان هر روز کتکش میزد و جلوی همه سرزنش میکرد تازه
سوگل اجازه بیرون رفتن نداشت و حتی نمیتونست برادرش رو ببینه
سوگل هم مثل من یتیم بود
مادرش رو توی 10 سالگی به خاطر سرطان از دست داد و دقیقاً 40 روز بعد
یعنی روز چهلم مادرش پدرش رو هم از دست داد
اینجوری شد که فقط یه سامان رو داشت
یه روز سوگل دیگه از کتک خوردن ، سرزنش شدن ، خفت کشیدن خسته شده بود
با یه چاقو شاهرگش رو زد و ....
نویسنده : ستایش بانو 🌹
کپی ممنوع 🚫
❤️https://eitaa.com/fatecb❤️
🧡روزمرگی فاطمه و ستایش🧡
#لیلیوم #Part_1 بو/سه روی گونه مامان جون گزاشتم و گفتم : قول میدم زود بیام نگران نباش راستی اگه
خوشگلای جدید پارت اولمون اینجاست ❤️❤️
#ستی
بهار جون ناراحت نشو شاید بقیه فکر کنن که تو اومدی و جایِ ستایش رو بگیری من این فکرو نمیکنم دوتاتونو ی اندازه دوست دارم و عاشقتونم ولی خب چون ما به ستایش عادت داریم با اون راحت تریم
این طرز فکر منه بقیه رو نمیدونم 😌🤷♀️🤦♀️
.
مرسی از نظرت🤍🫂
آقا جون خیلی دلم برات تنگه... 💔😭
#ستی
روزمرگی های ستایش و فاطمه 👇
💛https://eitaa.com/fatecb💛
بعضی از حرفاتون واقعا باعث میشه من پر انرژی تر ادامه بدم ❤️
گروه بزنم حمایت می کنید ؟
#ستی
روزمرگی های ستایش و فاطمه 👇
💛https://eitaa.com/fatecb💛
اسم گروه چی باشه ؟؟
《1》
꧁༺ گپ روزمرگی فاطمه و ستایش ༻꧂
《2》
𝒢𝒶𝓅 𝑅𝑜𝓏𝓂𝒶𝓇𝑒𝑔𝒾 𝐹𝒶𝓉𝑒𝓂𝑒𝒽 & 𝒮𝒶𝓉𝑒𝓎𝑒𝓈𝒽
#ستی
روزمرگی های ستایش و فاطمه 👇
💛https://eitaa.com/fatecb💛
_حماقت خودت بود.تو بیجا کردی،غلط اضافه کردی عاشق من شدی!کی به تو گفت حق داری عاشق من بشی؟یعنی تو دم و دستگاه سابق بابات یه آدم پیدا نمیشد راجب من تحقیق کنه؟که به دختر خان بفهمونه زده خاکی؟
_بیشرف حیوون!خیلی پستی!خیلی کثیفی!
_ولی انگار نبوده.پس من بهت میگم.زدی خاکی دختر جون.بد هم زدی خاکی.تو حالیت نیس من کیام؟تو فکر کردی اگه عاشقم بشی و واسهم عشوه بیای و لوندی کنی من عاشقت میشم؟نمیدونستی هزار تا بهتر از تو نتونستن؟توقع داشتی عاشقت بشم؟چقدر احمقی!هزار تا دختر بهتر از تو فقط واسه یه نیم نگاه من له له میزنن،عاشقی پیشکش.
_من دوسِت داشتم.فکر میکردم تو هم دوسم داری لعنتی.تو پیشنهاد دادی که با هم آشنا شیم.
_آره!پیشنهاد دادم.ولی نگفتم عاشقتم.فقط برام تفریح بودی.شایدم یه طعمه برای رسیدن به اهدافم!
_دروغ میگی.تو دوسم داشتی.
_خفه شو!من تو این دنیا غیر مادرم و خواهرام فقط یه نفرو دوست دارم.یه نفر که کوچکترین شباهتی به تو نداره و من،دنیا رو به پاش میریزم!
اشک روی گونهش چکید!پوزخند زدم و ..
https://eitaa.com/joinchat/1806370499C8a16e1cb34