شاید قاسم شب عاشورا با برادر اینگونه گفته باشد: عبدالله بیا صحنه ای را یادآوری کنم، اون لحظه ای که
طشت جلوی بابام بود، خون از دهان مبارک، اشک از چشمان بابام می ریخت، من کنار بابام بودم، سراسیمه عموم
ابی عبدالله کنار بابام نشست، بابام تا چشمش به عمو افتاد، هر دو تا با هم گریه کردند، جمله ی بابام را یادم نمی
ره، عمو گریه کرد، فرمود: غارت زده به اونی نمی گند که مالش را بردند، غارت زده به اونی می گند که برادری به خوبی
تو را از دست می ده، بعد بابام گفت: حسین جان ! این طور گریه نکن، من غریب نیستم، الان تو و برادرم و خواهرم
کنارم هستید، غریب تویی، تویی که بین دو نهر آب ناله می زنی، کسی به فریادت نمی رسه، عموم گریه کرد، بعد
چشمای بی رمقش را بابام گردوند، تا رسید به من، دست من را گذاشت تو دست عمو حسین (علیه السّلام)، فرمود:
این دو تا بچه تحویل خودت، سفارش ما را بابامون به عمو کرد … . اما من موندم فردا عموم می خواد سفارش زن و
بچه اش رو به کی کنه؟
۴ شهریور ۱۳۹۹
تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند از قصد روی زخم تنم بیشتر زدند
قبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود گفتم که زاده ی حسنم بیشتر زدند
این ضربه ها تلافی بدر و حنین بود گفتم علی و بر دهنم بیشتر زدند
می خواستند از نظر عمق زخم ها پهلو به فاطمه بزنم بیشتر زدند
۴ شهریور ۱۳۹۹
بیاد آن لحظه ای که قاسم از روی اسب افتاد ، صدا زد : یا عمّاه ادرکنی 1 ،عزیز فاطمه با عجله به سوی قاسم حرکت کرد ببیند دشمن دورش را محاصره کرده ، می خواهند سرش را از بدن جدا کنند . اما وقتی دیدند ابا عبدالله آمد همه فرار کردند، بدن قاسم زیر سم اسبها قرار گرفت همین که غبارها نشست . دیدند ابی عبدالله سر قاسم را به دامن گرفته ، دیگر لحظات آخر قاسم است از شدت درد پاهایش را به زمین می کوبد ، در همین حال فریادی کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد . بدن غرق به خون قاسم را بغل کرد به خیمه آورد کنار بدن جوانش علی اکبر گذاشت ، همه صدا بزنید حسین .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
منم قاسم حسن را نور عینم برادر زاده مولا حسینم
منم قاسم ز آل مصطفایم فروغ دیدگان مجتبایم
اگر چه خسته جان و تشنه کامم کجا من دست بردار از امامم
عمو بده دیگر اذن جهادم که افتاد است شوری در نهادم
نمی خواهم دگر این زندگانی به امید شهادت سخت شادم
همی خواهم چو اکبر کشته گردم چه می شد می رسیدم بر مرادم
۴ شهریور ۱۳۹۹
میان این همه آشوب و نیزه و شمشیر مرا ببخش اگر مثل لاله وا شده ام
به خاک خیمه گه آرام بگذاریدم مر ا که زیر سم اسب نخ نما شده ام
۴ شهریور ۱۳۹۹
چند نکته در میدان رفتن حضرت قاسم قابل تأمل است:
1- مرحوم محدّث قمّى در نفسالمهموم نقل مىکند:
(جَعَلا یَبْکیانِ حَتّى غُشِىَ عَلَیهِما)؛
«هر دو آنقدر گریه کردند که هر دو بیهوش شدند»! ما در وداع هیچ شهیدى از شهداى کربلا این حال را از امام (علیه السلام) نمىبینیم!!(1)و این از مختصات این مظلوم است.
2- امام علیه السلام به قاسم فرمود:
یابن اخی انت من اخی علامه و ارید ان تبقی لِاَتسلی بک.
وجود تو موجب تسلی دل من است. را ستی چه مقام با عظمتی است که در سن سیزده سالگی باعث آرامش دل عموست. (2)
3- نحوه آمدن اما حسین علیه السلام بر بالین او:
فَجَلَّى الْحُسَیْنُ علیه السلام کَمَا یُجَلِّی الصَّقْرُ ثُمَّ شَدَّ شِدَّةَ لَیْثٍ أُغْضِبَ
حسین علیه السلام که فریاد برادرزادهاش را شنید مانند باز شکارى خود را ببالین وى رسانیده و چون شیر ژیانى شمشیر کشیده بقاتل وى حمله کرد.
4- قضایاى کربلا قضایاى روشنى است و سراسر این قضایا هم افتخارآمیز است، ولى ما آمدهایم چهره این حادثه تابناک تاریخى را تا این مقدار مُشوَّه کردهایم! بزرگترین خیانتها را ما به امام حسین علیه السلام کردهایم. ما آمده ایم قاسمى درست کرده ایم که آرزویش فقط دامادى بوده، آرزوى عمویش هم دامادى او بوده است. این را شما مقایسه کنید با قاسمى که در تاریخ بوده است.
۴ شهریور ۱۳۹۹
تا تنهایی عمو رو دید اومد
اجازه میدان بگیره امام دستهایش را به گردن قاسم انداخت ، آنقدر گریه کردند که هر دو بیهوش شدند. امام علیه السلام به قاسم فرمود:
یابن اخی انت من اخی علامه و ارید ان تبقی لِاَتسلی بک.
ای پسر برادرم تو یادگار برادرمنی وجود تو موجب تسلی دل من است.
«فَلَمْ یَزَلْ یُقَبِّلُ یَدَیْهِ وَ رِجْلَیْهِ حَتَّى أذِنَ لَه»
اینقدردستو پای عمو را بوسید تا عمو را راضی کرد رفت میدان اما:
امان زلحضه آخر که دست و پا میزد
عموی بی کس خود را فقط صدا می زد
هنوز زنده بود که اون نانجیب می خواست سر از بدنش جدا کنه .
فَجَلَّى الْحُسَیْنُ علیه السلام کَمَا یُجَلِّی الصَّقْرُ ثُمَّ شَدَّ شِدَّةَ لَیْثٍ أُغْضِبَ
حسین علیه السلام که فریاد برادرزادهاش را شنید مانند باز شکارى خود را ببالین وى رسانیده و چون شیر ژیانى شمشیر کشیده بقاتل وى حمله کرد. بعضی از شهدا همان یک دفعه آقا را صدا می زدند اما این ناز دانه با اینکه ابی عبد الله علیه السلام بالای سرش تشریف داشتند مکرر صدا می زد یا عماه ، و پاشنه پایش را حرکت می داد.
امان زتشنگی و پا کشیدنش بر خاک
که مُهر داغ دلش را به کربلا می زد
عجیب نیست که قدش ، چون قد آقا شد
زبس که بر بدنش خصم، نیزه جا میکرد
هر آنکه بود در آنجا تن یتیمش را
به روی خاک زمین یا کشید یا می زد
۴ شهریور ۱۳۹۹
🍄🍄🍄🍃
🍄🍄🍃
🍄🍃
🍃
#ازدواجهایی_که_حرام_ابدی_اند😵😮
📛🔺اگر مردی با علم به این که زنی شوهر دارد یا درعِدّه طلاق یا وفات به سر می برد وی را به عقد خود درآورد ، هم عقد باطل است و هم آن زن برای ابد به او حرام می شود.
👈اما اگر مرد به موارد مزبور جاهل با شد یعنی نداند زن ، شوهر دارد یا عِدّه اش تمام نشده و زن را به عقد خود در آورد عقد باطل است ؛ اما می تواند پس از اتمام عِدّه ، زن را به عقد خود در آورد ولی اگربین آنها رابطه زناشویی نیز برقرار شده باشد، زن بر وی حرام همیشگی خواهد شد.
📛🔺اگر مردی همسر دائمی اش را که مسلمان و عفیفه است لِعان کند یعنی به وی نسبت زنا دهد یا فرزندش را از خود نفی کند و این کار را با شرایطی نزد قاضی انجام دهد بین این زوجین برای همیشه جدایی واقع می شود و بر هم حرام ابدی می شوند.
📛🔺اگر مرد یا زنی در حال احرام ( حج) با فردی ازدواج کند و به حرمت این کار هم آگاه باشد بین آن دو حرمت ابدی حاصل می شود.
📛🔺اگر مردی با زن شوهر دار یا زنی که در عِدّه طلاق رجعی است زنا کند آن زن برای همیشه به وی حرام می شود.
👈تذکر: بعضی از فقها این کار را موجب حرمت ابدی نمی دانند.
📛🔺اگر مرد بالغ با پسری لواط کند مادرو خواهر و دختر آن پسر بروی حرام ابدی می شوند ؛ ولی مفعول می تواند با مادر وخواهر ودختر آن مرد ازدواج نماید
👈 راههای حرام ابدی شدن زن و شوهر #لعان است و اینست که مرد العیاذ بالله نسبت زنا به خانمش بدهد اما شاهدی بر این مدعا نداشته باشد در اینصورت یا محکوم به حد قذف میشود یعنی ۸۰بار شلاق خوردن یا اینکه در پیش قاضی لعان می کند که در اینصورت زن بر او حرام میشه ...
👈شرایط #لعان اینه
هر دو درحضور حاکم شرع، بهحالت قیام میایستند.مرد پس از تکرار ادعای خود،
چهار بار میگوید: «اُشْهِدُ بِاللَّهِ اَنّی لَمِنَ الصَّادِقینَ فیما قُلتُ»؛ یعنی «خدا را گواه میگیرم که در ادعای خود (نسبت به زنا یا نفی ولد) راستگو هستم
سپس یک بار میگوید: «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَیَّ انْ کُنْتُ مِنَ الْکاذِبینَ»؛ یعنی «اگر در ادعای خود دروغگو باشم، لعنت خدا بر من باد.»
اگر زن ادعای مرد را قبول داشته باشد که در اینجا سکوت کرده و از ادای سوگند امتناع میورزد. در این صورت، زنای او ثابت شده و به مجازات آن محکوم میشود؛ ولی اگر ادعای مطرحشده را نپذیرد، در جواب مرد چهار بار میگوید: «اُشْهِدُ بِاللَّهِ انّهُ لَمِنَ الکاذِبینَ فی مَقالَتِهِ»؛ یعنی «خدا را گواه میگیرم که او (شوهر) در ادعای خود دروغگوست.»
آنگاه میگوید: «اِنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیَّ انْ کانَ مِنَ الصَّادِقینَ»؛ یعنی «اگر او در ادعای خود راستگو باشد، خشم خدا بر من باد.»
طبیعتا نیاز به ذکر همه این مسائل نیست ولی با رعایت کامل حیا😌 در ذکر بعضی از کلمات باید مباحث ارائه شود
۴ شهریور ۱۳۹۹
با عجله اومد بالای سر قاسم:
«یَعِزُّ عَلى عَمِّکَ انْ تَدْعوهُ فَلا یُجیبُکَ اوْ یُجیبُکَ فَلا یَنْفَعُکَ»
یعنى برادر زاده! خیلى بر عموى تو سخت است که تو بخوانى، نتواند تو را اجابت کند، یا اجابت کند و بیاید اما نتواند براى تو کارى انجام بدهد. در همین حال بود که یک وقت فریادى از این نوجوان بلند شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد.
حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را
غم تو موهبت کبریاست در دل من
نمی دهم به سرور بهشت این غم را
اگر بناست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار بمیرم نبینم آن دم را
حسین علیه السلام آرام جانم
حسین علیه السلام روح و روانم
۴ شهریور ۱۳۹۹
مقام معظم رهبری
⬅️آیا زنی که حقوق بگیر است و از مال شوهر جدایی ندارد، باید جدا خمس بدهد یا در مازاد بر نیاز زندگی مشترک، دادن خمس کفایت می کند؟
هر یک از زن و شوهر سال خمسی مستقلی به حسب درآمد سالانه خویش دارند و بر هر کدام واجب است که خمس باقیمانده حقوق و درآمد سالانه خود را در پایان سال خمسی خود بپردازد.
خمس هدیه
⬅️سؤال: اگر شخصی قبل از سال خمسی مبلغی از درآمد کسب خود را به همسرش هدیه بدهد، مبلغ هدیه داده شده خمس دارد؟
جواب: اگر بخشش صوری و به قصد فرار از خمس نباشد و در حدّ شأن او باشد و قبل از سال خمسی به همسرش تحویل دهد، خمس آن واجب نیست در غیر این صورت سر سال خمسی باید خمس آن را بپردازد.
⬅️علما می گویند انسان باید حساب سال داشته باشد، اگر کسی درآمد او کم تر از مخارجش باشد باز هم واجب است حساب سال داشته باشد؟
منظور علما نیز کسی است که درآمد اضافی و پس انداز داشته باشد نه کسی که درآمد اضافی و پس اندازی نداشته باشد.
⬅️کسی که حساب سالانه جهت تعیین خمس قرار داده باشد و به منازل کسانی که وجوه شرعی خود را نمی پردازند به میهمانی برود و از غذای آنها استفاده کند یا با آب منزل آنها وضو بگیرد و در منزل آنها نماز به جا آورد، چه صورتی دارد؟
هرگاه یقین داشته باشد که مال خمس در آن خانه یا غذا وجود دارد، تصرّف در آن جایز نیست؛ مگر اینکه از حاکم شرع اجازه بگیرد.
۴ شهریور ۱۳۹۹
۴ شهریور ۱۳۹۹
۴ شهریور ۱۳۹۹
۴ شهریور ۱۳۹۹