.
🍃 تقسیم پرده و النگوهای فاطمه (س)
عادت پیغمبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بر این بود هرگاه میخواست مسافرت برود آخرین کسی که با او خداحافظی میکرد، فاطمه (علیه السلام) بود و از خانه دخترش زهرا به سفر میرفت.
و چون از سفر بر میگشت، اول به دیدار فاطمه (علیها السلام) میرفت، سپس به خانههای همسران.
یک بار رسول گرامی که به سفر رفت، علی (علیه السلام) مقداری از غنیمتهای جنگی را که سهم آن حضرت شده بود، به فاطمه (علیها السلام) داد.
زهرای اطهر با آن مبلغ دو النگوی نقره، و یک پرده تهیه کرد و بر در خانهاش آویخت.
وقتی پیامبر گرامی از سفر برگشت، طبق معمول به خانه فاطمه (علیها السلام) رفت.
فاطمه زهرا مشتاقانه به سوی حضرت شتافت و با شوق فراوان از پدر خود استقبال نمود.
ناگاه چشم پیامبر گرامی به النگوها و پرده در خانه افتاد. با تعجب به فاطمه (علیها السلام) نگریست و فورا برگشت.
بانوی اسلام که چنین رفتاری از پیامبر ندیده بود گریان و غمگین شد، و با خود گفت: تاکنون پیامبر با من چنین رفتاری نداشته است، لابد به خاطر دیدن پرده و النگوهاست، که داخل خانه نشد و زود برگشت.
آنگاه حسن و حسین را خواست، پرده را کند و النگوها را از دستش بیرون آورد، النگوها را به یکی و پرده را به دیگری از فرزندانش داد و فرمود:
نزد پدرم بروید، سلام مرا برسانید و بگویید ما پس از رفتن شما غیر از اینها چیزی را اضافه نکردهایم، اکنون هرطور صلاح میدانید در مورد آنها انجام دهید.
چون حسنین محضر رسول گرامی رسیدند و پیام مادرشان را رساندند، پیامبر آنان را بوسید و در آغوش کشید و روی زانوی خود نشانید.
سپس دستور داد آن دو النگو را شکستند. آنگاه اهل صفه (۱) را فرا خواند پارههای النگو را بین آنها تقسیم نمود و پرده را قطعه قطعه کرد و به چند نفر که برهنه بودند، قطعاتی از آن پرده را داد تا خویشتن را بپوشانند.
سپس فرمود:
خداوند رحمت کند فاطمه را و در عوض این پرده از لباسهای بهشتی به او بپوشاند و در مقابل این دو النگو از زیورهای بهشتی به او عنایت کند.
----------
(۱): گروهی از مهاجرین بودند که اموال و منزلی نداشتند، در گوشه مسجد رسول خدا زندگی میکردند.
📔 بحار الأنوار: ج۴٣، ص٨٣
#حضرت_زهرا
📥 نشر معارف ایام فاطمیه با کلیک در لینک زیر 👇
https://eitaa.com/fatemi222/18145
هدایت شده از منبرک فاطمی
✋سلام وارادت
🌹هر روز خود را با تدبر در یک آیه از سوره بقره بهمراه تفسیر نور شروع ميکنيم و میگوییم.
🔺«الْحَمْدُ لله عَلَى کُلِّ نِعْمَةٍ
🔺و أَسْأَلُ اللهَ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ
🔺و أَعُوذُ باللهِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ
🔺و أَسْتَغْفِرُ اللهَ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ»؛
🔹الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
🔹اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تُرِیدُ
🔸تلاوت هر روزصبح سوره یس و زیارت عاشورا
🔸وشب ها تلاوت سوره واقعه
✍️دعاهای رزق و روزی
🇮🇷 @fatemi222
📡حداقل برای یک☝️نفر ارسال کنید
002259 (1).mp3
زمان:
حجم:
1.2M
⚜البقره⚜
#آیه۲۵۹
🌺بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
🌺أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَى قَرْیَةٍ وَهِیَ خَاوِیَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى یُحْیِی هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ
یا همانند کسی که از کنار یک آبادی (ویران شده) عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن، به روی سقفها فرو ریخته بود، (و اجساد و استخوانهای اهل آن، در هر سو پراکنده بود، او با خود) گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده میکند؟!» (در این هنگام،) خدا او را یکصد سال میراند، سپس زنده کرد، و به او گفت: «چه قدر درنگ کردی ؟» گفت: «یک روز، یا بخشی از یک روز».
✨✨✨✨✨
#حفظ_قرآن
#حفظ_النور
🇮🇷 @fatemi222
🌸🍃﷽🍃🌸
🕋أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیَهٍ وَ هِیَ خاوِیَهٌ عَلی عُرُوشِها قالَ أَنّی یُحْیِی هذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللّهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَهَ عامٍ فَانْظُرْ إِلی طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلی حِمارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَهً لِلنّاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ«259بقره»
🕋یا همانند کسی(عُزَیر)که از کنار یک آبادی عبور کرد،در حالی که دیوارهای آن بر روی سقف هایش فرو ریخته بود(و مردم آن مرده و استخوان هایشان در هر سو پراکنده بود، او با خود)گفت:خداوند چگونه اینها را پس از مرگ زنده می کند؟ پس خداوند او را یک صد سال میراند و سپس زنده کرد(و به او)گفت:چقدر درنگ کردی؟ گفت یک روز،یا قسمتی از یک روز را درنگ کرده ام! فرمود:(نه)بلکه یک صد سال درنگ کرده ای،به غذا و نوشیدنی خود(که همراه داشتی)نگاه کن(که با گذشت سالها)تغییر نیافته است.و به الاغ خود نگاه کن(که چگونه متلاشی شده است،این ماجرا برای آن است که هم به تو پاسخ گوییم)و(هم)تو را نشانه (رستاخیز)و حجتی برای مردم قرار می دهیم.(اکنون)به استخوان ها(ی مَرکب خود)بنگر که چگونه آنها را بهم پیوند می دهیم و بر آن گوشت می پوشانیم.پس هنگامی که(این حقایق برای آن مرد خدا)آشکار شد،گفت:(اکنون با تمام وجود) می دانم که خداوند بر هر کاری قادر و تواناست.
📥نکته ها:
* آیه ی قبل گفتگوی حضرت ابراهیم با نمرود را بازگو کرد که پیرامون توحید گفتگو می کردند و هدایت از طریق استدلال بود و ابراهیم با استدلال پیروز شد.نمونه ی دوّم خروج از ظلمات به نور،در این آیه است که پیرامون معاد گفتگو می شود و هدایت از طریق نمایش و به صورت محسوس و عملی صورت می گیرد.در تفاسیر و برخی روایات آمده است که نام این شخص«عُزیر»بوده است.در تفسیر المیزان می خوانیم که این شخص باید پیامبر باشد،زیرا خداوند با او سخن گفته است.
📥پیام ها:
1-به تمدن های ویران شده گذشته،باید به دیده عبرت نگریست و درسهای تازه گرفت. «مَرَّ عَلی قَرْیَهٍ»
2-هرچند می دانید،امّا باز هم علم خود را با تجربه و پرسیدن بالا ببرید. «أَنّی یُحْیِی هذِهِ اللّهُ»
3-صد سال مردن،برای یک نکته فهمیدن بجاست. «فَأَماتَهُ اللّهُ مِائَهَ عامٍ»
4-گذشت زمان طولانی،خللی در قدرت خداوند وارد نمی آورد. «فَأَماتَهُ اللّهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ»
5-رجعت و زنده شدن مردگان در همین دنیا و قبل از قیامت قابل قبول است. «فَأَماتَهُ...بَعَثَهُ»
6-نمایش،از بهترین راههای بیان معارف دینی است. «فَانْظُرْ إِلی طَعامِکَ وَ شَرابِکَ...وَ انْظُرْ إِلی...وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ...»
7-با اراده الهی استخوان محکم،متلاشی می شود،ولی غذایی که زود فاسد می شود،صد سال سالم باقی می ماند. «لَمْ یَتَسَنَّهْ»
8-نمایش قدرت پروردگار برای ارشاد و هدایت مردم است،نه برای سرگرمی و یا حتّی قدرت نمایی. «وَ لِنَجْعَلَکَ آیَهً لِلنّاسِ»
9-خداوند صحنه ای از قیامت را در دنیا آورده است. «فَأَماتَهُ... ثُمَّ بَعَثَهُ... وَ انْظُرْ إِلی اَلْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها»
10-معاد،جسمانی است.زیرا اگر معاد روحانی بود،سخن از استخوان به میان نمی آمد. «وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظامِ»
11-مشت نمونه ی خروار است.خداوند گوشه هایی از قدرت خود در قیامت را در دنیا به نمایش گذارده است. «فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»
@fatemi222
ترجمه و شرح حکمت 218 نهج البلاغه:
👌حسادت، آفت دوستی
📮وَ قَالَ (علیه السلام): حَسَدُ الصَّدِيقِ، مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ.
📮و فرمود (ع): رشك بردن دوست، نشان خلل در دوستى اوست.
توضیحات
https://eitaa.com/a_fatemi24/2199
.
✨ نورِ حضرت زهرا (س)
از ابان بن تغلب نقل میکند که گفت: از امام جعفر صادق علیه السلام پرسیدم: یا ابن رسول اللَّه! برای چه فاطمه اطهر، زهرا نامیده شد؟
فرمود: «برای اینکه نور حضرت زهرا سلام الله علیها روزی سه مرتبه برای امیرالمؤمنین علیه السّلام میدرخشید. نور صورت آن بانوی معظمه در وقت نماز صبح، آن هنگام که مردم هنوز در رختخواب خود بودند میدرخشید.
سفیدی آن نور داخل اتاقهای اهل مدینه میگردید و حیاط خانه هایشان سفید میشد. آنها از مشاهده این منظره در شگفت میشدند، نزد پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله میآمدند و درباره سرچشمه نور میپرسیدند.
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله آنان را به سوی خانه زهرای اطهر سلام الله علیها روانه میکرد.
زمانی که آنها به طرف خانه آن بانو میرفتند، میدیدند که او بر سر سجاده عبادت نشسته و نور صورت وی از محراب عبادتش ساطع میشود. آنگاه در مییافتند آن نوری که دیده اند، از نور فاطمه علیها السلام بوده است.
هنگامی که ظهر میشد و فاطمه اطهر سلام الله علیها آماده نماز ظهر میگردید، نور زرد خاصی از پیشانی وی میدرخشید و داخل خانههای اهل مدینه میشد؛ به گونه ای که در و دیوار خانه ها، لباس و رنگ چهره هایشان زرد میگردید.
وقتی درباره سرچشمه آن نور میپرسیدند، پیامبر خدا صلی اللَّه علیه و آله آنان را به سوی خانه زهرای اطهر علیها السلام روانه میکرد.
زمانی که آنها به سمت خانه آن بانوی مکرمه میرفتند، مشاهده میکردند که او در میان محراب عبادت ایستاده و نور زردی از پیشانی وی ساطع میشود. آنگاه در مییافتند آن نوری که دیده اند، از نور پیشانی مبارک آن حضرت بوده است.
زمانی که آفتاب غروب میکرد، صورت حضرت زهرای اطهر سلام الله علیها سرخفام میشد و نوعی نور سرخ از آن ساطع میگردید و آن بانو بابت این نعمت، شکر حضرت پروردگار را به جای میآورد.
نور سرخی که از چهره وی میدرخشید، داخل خانههای مردم میگردید، به شکلی که حیاط خانههای آنان به رنگ سرخفام در میآمد.
مردم که از مشاهده آن منظره تعجب میکردند، به حضور رسول خدا میشتافتند و درباره سرچشمه آن نور میپرسیدند.
پیامبر خدا آنان را به طرف خانه زهرای اطهر علیها السلام میفرستاد. هنگامی که آنها به خانه فاطمه زهرا میرسیدند، میدیدند که آن بانوی معظمه بر سر سجاده عبادت نشسته و سرگرم تسبیح و تمجید پروردگار است و نور قرمزی از صورت وی میدرخشد. آنگاه در مییافتند آن نوری که دیده اند، از نور چهره آن بانوی مکرمه بوده است.
آن نور تا زمان ولادت امام حسین علیه السّلام همچنان با او بود و در صورت ما امامان نیز هر کدام پس از دیگری خواهد بود، تا روز قیامت.»
📔 بحار الأنوار: ج۴۳، ص۱۱
#حضرت_زهرا
📥 نشر معارف ایام فاطمیه با کلیک در لینک زیر 👇
https://eitaa.com/fatemi222/18145
.
❣ دوستدار فاطمه (س)
از محمّد بن مسلم نقل شده است که حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود:
«فاطمه زهرا سلام الله علیها بر در جهنم موقفی خواهد داشت. هنگامی که روز قیامت فرا رسد، در میان دو چشم هر کسی نوشته میشود که وی مؤمن یا کافر است،
آنگاه به کسی که دوستدار فاطمه است اما بسیار گناه کرده، امر میشود که به طرف جهنم برود.
وقتی که آن حضرت میبیند که بین دو چشم آن شخص نوشته شده «دوست فاطمه»، میگوید:
«پروردگارا! تو مرا فاطمه نامیدی و وعده دادی کسی که مرا و فرزندانم را دوست داشته باشد، به وسیله من از آتش جهنم نجات دهی. همانا که وعده تو بر حق است و خلف وعده نخواهی کرد!»
خداوند رئوف خواهد گفت: «راست میگویی، من تو را فاطمه نامیدم و کسی که تو را و فرزندانت را دوست داشته باشد، از آتش جهنم بر کنار خواهم داشت. وعده من حق است و خلف وعده نخواهم کرد.
من بدین منظور دستور دادم این بندهام را به جهنم ببرند که تو شفیع او شوی و من شفاعت تو را بپذیرم تا مقام و منزلتی که تو نزد من داری، برای ملائکه و پیامبران و اهل محشر معلوم شود.
حال دست هر کس را که در میان دو چشم او نوشته شده «مؤمن» بگیر و داخل بهشت کن.»
📔 بحار الأنوار: ج۴۳، ص۱۵
#حضرت_زهرا
📥 نشر معارف ایام فاطمیه با کلیک در لینک زیر 👇
https://eitaa.com/fatemi222/18145
سلام علیکم
میخواهیم یک سفر مجازی به عتبات عالیات داشته باشیم و هر روز یکی از اماکن رو مرور کنیم
اول آداب سفر به عراق را مرور کنیم جهت آمادگی بیشتر
اگر شما روحانی یا مداح یا مدیر کاروان هم هستید برای اطلاعات شما بهتر خواهد بود .
شما هم مطالب و متنهایی که مناسب میبینید برای ما ارسال کنید بسیار ممنون خواهیم بود
این آدرس 👇
https://eitaa.com/fatemi414/909
هدایت شده از منبرک فاطمی
✋سلام وارادت
🌹هر روز خود را با تدبر در یک آیه از سوره بقره بهمراه تفسیر نور شروع ميکنيم و میگوییم.
🔺«الْحَمْدُ لله عَلَى کُلِّ نِعْمَةٍ
🔺و أَسْأَلُ اللهَ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ
🔺و أَعُوذُ باللهِ مِنْ کُلِّ شَرٍّ
🔺و أَسْتَغْفِرُ اللهَ مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ»؛
🔹الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
🔹اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِی دِرْعِکَ الْحَصِینَةِ الَّتِی تَجْعَلُ فِیهَا مَنْ تُرِیدُ
🔸تلاوت هر روزصبح سوره یس و زیارت عاشورا
🔸وشب ها تلاوت سوره واقعه
✍️دعاهای رزق و روزی
🇮🇷 @fatemi222
📡حداقل برای یک☝️نفر ارسال کنید
.
🟢 فرزندان حضرت فاطمه (س)
ابو هاشم جعفری میگوید: در زمان متوکل زنی مدعی شد که من زینب دختر فاطمه زهرا علیهما السّلام دختر پیغمبرم!
متوکل به او گفت: تو زن جوانی هستی، با اینکه از زمان پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم سالها میگذرد.
گفت: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دست بر سرم کشیده و دعا کرده است که هر چهل سال یک مرتبه جوانی به من برگردد! من تا کنون خود را به مردم معرفی نکرده بودم اما احتیاج مرا واداشت که خود را معرفی کنم.
متوکل گروهی از اولاد علی علیه السّلام و بنی عباس و طایفه قریش را خواست و جریان او را به آنها گفت؛ چند نفر وفات حضرت زینب را در سال فلان روایت کردند.
متوکل به او گفت: در مقابل این روایت، تو چه میگویی؟
گفت: روایت دروغی است، از خودشان ساخته اند. من از نظر مردم پنهان بوده ام! کسی مرگ و زندگی مرا نمی دانسته.
متوکل به آنها گفت، غیر از این روایت دلیل دیگری دارید که این زن را مغلوب کنید؟
گفتند: نه. متوکل گفت: من از جدم عباس بیزار باشم اگر او را مانع از ادعایش شوم مگر با دلیل.
گفتند: خوب است ابن الرضا (حضرت هادی علیه السلام) را احضار کنی شاید او دلیل دیگری غیر از این روایت داشته باشد! از پی آن جناب فرستاد و جریان آن زن را برایش نقل کرد.
امام فرمود: دروغ میگوید، حضرت زینب علیها السّلام در فلان ماه و فلان روز از دنیا رفت!
متوکل گفت: اینها نیز همین روایت را نقل کردند ولی من قسم یاد کردهام که مانع ادعایش نشوم مگر با دلیل!
امام فرمود: چیز مهمی نیست، دلیلی بیاورم که او را ملزم نماید و دیگران نیز بپذیرند. پرسید: چه دلیلی؟
فرمود: گوشت فرزندان فاطمه علیها السّلام بر درندگان حرام است. او را وارد گودال درندگان کن! اگر از فرزندان فاطمه علیها السّلام باشد درندگان به او کاری ندارند.
متوکل به آن زن گفت: چه میگویی؟ گفت: او مایل است مرا به کشتن دهد، اینجا فرزندان امام حسن و امام حسین زیادند. هر کدام را مایلی پیش درندگان بفرست.
در این موقع رنگ از چهره همه پرید. بعضی از دشمنان امام گفتند: میخواهد دیگری را با حیله به چنگ درندگان اندازد، چرا خودش نمی رود؟
متوکل نیز به این پیشنهاد اظهار تمایل کرد. چون میل داشت بدین وسیله امام از بین برود بی آنکه او در خونش دخالتی کرده باشد.
رو به امام کرده و گفت: چرا خودتان نمی روید؟ فرمود: اگر شما مایل باشید میروم. گفت: بفرمایید. نردبانی آوردند و راه وارد شدن به محل درندگان را گشودند.
شش شیر در آنجا بود. امام پایین رفت و میان شیرها نشست. آنها اطراف امام علیه السّلام را گرفتند، دستهای خود را روی زمین پهن کرده، سر بر روی دست خویش نهادند.
امام علیه السّلام دستی بر سر یکایک آنها کشید. به هر کدام اشاره مینمود که فاصله بگیرد و کنار برود، به سمتی که امام دستور داده بود میرفتند و در مقابل امام ایستادند.
وزیر متوکل به او گوشزد کرد که این کار بر ضرر تو است، بگو قبل از اینکه جریان منتشر گردد از آنجا خارج شود.
متوکل گفت: ما نظر بدی درباره شما نداشتیم، منظورمان این بود که فرمایش شما ثابت شود. اکنون خوب است بالا بیایید.
امام از جای حرکت کرد و نزدیک نردبان آمد. شیرها اطرافش را گرفتند و خود را به لباسهای ایشان میمالیدند.
همین که پای بر اولین پله نردبان گذاشت، اشاره کرد برگردید. همه رفتند. ایشان بالا آمد و فرمود: هر کسی مدعی است فرزند فاطمه زهرا علیها السّلام است میان این درندهها برود.
متوکل رو به آن زن کرده گفت: پایین برو. زن شروع به التماس نموده و گفت: من به دروغ گفتم دختر فلان کس هستم! از فقر و تنگدستی این ادعا را کردم.
متوکل گفت او را میان درندهها بیاندازید ولی مادرش درخواست کرد که آن زن را ببخشد.
📔 الخرائج و الجرائح: ج۱، ص۴۰۶
📥 نشر معارف ایام فاطمیه با کلیک در لینک زیر 👇
https://eitaa.com/fatemi222/18145
✅اسرار زیارت
✍چرا ما به زیارت بقاع متبرکه میرویم؟
۱ - بزرگداشت اولیای الهی
۲ - دوری از گناهان و آلودگیها
۳ - تقرب و نزدیکی به خدا
۴ - جلوهگاه دوستی با اهل بیت
۵ - شناخت بیشتر اهل بیت
۶ - شفاعت و آمرزش گناهان
۷ - یادآوری مرگ و آخرت
۸ - بهره مندی از پاداشها
روی هر گزینه کلیلک نمایید 👆