eitaa logo
شعر مداحی و مرثیه اهلبیت
4.1هزار دنبال‌کننده
83 عکس
81 ویدیو
37 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
القصه باز قاصدک خوش خبر رسید جبریل باز با خبری تازه سر رسید آورده است وحی! که بی چون و بی چرا بنشین به چله بار دگر گوشه‌ی حرا آورده است وحی! که خلوت کن ای رسول حالی دوباره ترک جماعت کن ای رسول از خلق رو بگیر که حکم خداست این با دوست خو بگیر که حکم خداست این :: اینک محمد ست که شیدا و بیقرار با پای سر به سوی حرا گشته رهسپار می‌گفت من چه گویم اگر عزم، عزم اوست هر جا که چشم وا بکنی بزم، بزم اوست جانم هماره تشنه‌ی دیدار و صحبت‌ است جز روی او مرا به تماشا چه حاجت است! خیری نهفته! در پس این چله بی گمان خیری شبیه بارش رحمت از آسمان القصه باز! قاصدک خوش خبر رسید طی شد زمان خلوت و چله به سر رسید گویی دوباره وقت بشارت رسیده است گویی رسول باز به بعثت رسیده است آورده جبرئیل چه آیاتی از بهشت شیرین‌تر از همیشه چه سوغاتی از بهشت سیبی که دستچین خدا بوده از ازل دارد نهفته در دل خود یازده غزل جان خدیجه را به لب آورده انتظار چشمش به در که می‌رسد از راه بوی یار این عطر احمد است که انگار پشت در... آری محمد است که انگار پشت در ... ای خنده‌ات بهشت به خانه خوش آمدی! بر صورتم شکفت جوانه! خوش آمدی از دوری تو نیست عذابی عذاب‌تر از انتظار توست چه کاری ثواب‌تر ؟! از اشک شوق ساحت چشمان من تر است از هر چه بگذریم صدای تو خوشتر است اینک! بزن دوباره صدایم رسول عشق آورده‌ای چه هدیه برایم رسول عشق؟! خوشبوتر از همیشه شدی، چیست ماجرا؟! آورده‌ای چه بوی خوشی با خود از حرا! این عطر سیب رایحه‌ای آشناست!نه؟! قدری شبیه بوی خوش مرتضی است!نه؟! ای خنده‌ات بهشت؛ به خانه خوش آمدی‌! بر صورتم شکفت جوانه، خوش آمدی! وقتی دل است کشته‌ی خال سیاه تو چشمم چگونه سیر شود از نگاه تو گفتی بناست تا که به اعجاز روشنی در سینه‌ام خدا بنهد راز روشنی این راز روشنی که همان راز خلقت است با من عجیب نیست اگر گرم صحبت است :: با من چه خوب دختر من! گرم صحبتی والله، مادری تو دارد سعادتی شکر خدا که محرم تنهایی‌ام شدی تسکین درد و مرهم تنهایی‌ام شدی از من اگر زنان قریشی گسسته‌اند قلب مرا نه! حرمت خود را شکسته‌اند حس می‌کنم تورا و نفس می‌کشم تورا لبریزم از خدا و نفس می‌کشم تورا حتی شبی نخفته‌ام از شوق دیدنت تنها نه من شکفته‌ام از شوق دیدنت! هستند بیقرار تو ای نفس مرضیه کلثوم و ساره، مریم عمران و آسیه القصه باز وقت بشارت رسیده است هنگامه‌ی شگفتی و حیرت رسیده است این راز خلقت است که اینک عیان شده است شوری به پاست، ولوله در آسمان شده است در ساق عرش وه که چه سوری گرفته‌اند در خانه‌ی رسول چه شوری گرفته‌اند کلثوم و ساره، مریم عمران و آسیه گرد سر خدیجه به طوفند و تلبیه ده حور از بهشت به تهنیت آمدند ده حور از بهشت به این نیت آمدند تا پر کنند کاسه‌ی چشمان خویش را از نور کوثری که فرستاده کبریا در جامه‌ای سپیدتر از چهره‌ی رسول پیچیده‌اند جان تو را زهره‌ی بتول ای بضعة الرسول! به دنیا خوش آمدی راضیه، زهره ،انسیه ،حورا خوش آمدی کام تو را گشود، محمد به بوسه‌ای غم از دلش زدود محمد به بوسه‌ای بر لب جز ان یکاد نمی‌کرد زمزمه از بس که بود روی تو چون ماه فاطمه باید که از نگاه محمد تورا شناخت از خشم و از تبسم احمد تورا شناخت دارد به صدق! خصم تو این گفته را قبول تنها صدیقه بود، جگر گوشه‌ی رسول باید به وقتش از غم جانکاه تو نوشت از قلب خون و سینه‌ی پر آه تو نوشت از میخ و شعله و در و دیوار ! ... بگذریم وقتش کنون نیامده بگذار بگذریم ! ✍️ @fatemi8
بر عالم سرما زده گرما دادند خورشيدترين! تو را به دنيا دادند با سجده و سجاده چهل روز گذشت تا عاقبت آن سيب خدا را دادند مفهوم حقيقی حياتی بانو! با تو به زمين معنی و معنا دادند تا اينكه به سوی آسمان‌ها بپريم با نام شما به بالمان پا دادند بامعجزه‌ی كنيز چشمان شما هی مرده گرفتند و مسیحا دادند ای قبله‌ی لب‌های محمد، زهرا سر سبزی طوبای محمد، زهرا تسبيح خدا كه از ازل می‌كردی سجده به هو عزوجل می‌کردی در لحظه‌ی ناب سحر هر جمعه ياد همه‌ی اهل محل می‌كردی با شهد نگاه مهربانت هر روز تلخی زمانه را عسل می‌كردی لبخند كه می‌زدی همه غم‌ها را در چشم علی چه زود حل می‌كردی يک دست به آسياب سنگی با درد با دست دگر بچه بغل می‌كردی زحمت‌كش خانه‌ی علی! يا زهرا مهتاب شبانه‌ی علی! يا زهرا تو فاطمه هستی و كسی كوثر نيست از رتبه‌ی قدسی تو بالاتر نيست تا روز ابد اگر بماند دنيا غير از تو كسی هم‌نفس حيدر نيست ای شأن نزول همه‌ی آيين‌ها بی‌معرفت مهر تو پيغمبر نيست هر روز می‌آيد دم در بابايت يعنی احدی از گل من بهتر نيست اين واجب عينی است ببوسد دستت اين مهر پدر به ناز يک دختر نيست يعنی كه تویی بانی خلقت زهرا يعنی كه تويی راه سعادت زهرا ای بال و پر فرشته‌ها دور و برت اي حور زمين كه آسمان زير پرت با پای ورم كرده سر سجاده هرگز نشود ترک دعای سحرت صد بار شنيده شد كه پيغمبر گفت ای روی دو پهلوم فدايت پدرت خرمای بهشتی تورا می‌خواهد اين معتكف دائمی پشت درت تا حشر بماند به دل دنيامان غمنامه‌ی اين زندگی مختصرت ای ناله‌ی جان‌سوز مدينه! زهرا خاكستر تو مانده به سينه! زهرا بی‌تو همه‌ی باغچه‌هامان زردند از داغ و غم دوشنبه‌ها دل سردند از روز سقيفه تا كه بازوت شكست بر حرمت اين خانه بلا آوردند با ضربه‌ی يک غلاف بی‌شرم و حيا ای وای بميرم چه كبودت كردند تو رفتی و مادران اين داغ هنوز مارا به بهانه‌ی غمت پروردند حالا همه‌ی قبيله‌ات در به درند كی در حرم امن تو بر می‌گردند عجل لوليک تو بخوان! يا زهرا اي مادر صاحب الزمان! يا زهرا ✍️ @fatemi8
شنیده می‌شود از آسمان صدایی که... کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ... نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که... نوشت نام تو را، نام آشنایی که - پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد دلیل خلق زمین و زمان معین شد نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد ز درک خاک مقام فراتری دارد خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد درون خانه بهشت معطری دارد پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت برای وصف تو از عرش، واژه بر می‌داشت چرا که روی زمین واژه‌ی وزینی نیست و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست و جای صحبت این شاعر زمینی نیست و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را گمان کنم که تو را، اصلاً آفریده تو را که گرد چادر تو آسمان طواف کند و زیر سایه‌ی آن کعبه اعتکاف کند ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند که این شکوه جهان را پر از عفاف کند کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود و وصف مردمش الهاکم‌التکاثر بود درون خانه‌ی تو نان فقر آجر بود شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود بهشت عالم بالا برایت آماده است حصیر خانه‌ی مولا به پایت افتاده است به حکم عشق بنا شد در آسمان علی علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی چه عاشقانه همه عمر مهربان علی! به نان خشک علی ساختی، به جان علی از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم- به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم کنار شعر دو رکعت، نشسته بنویسم شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم به شعر از نفس افتاده جان تازه بده و مادری کن و این بار هم اجازه بده به افتخار بگوییم از تبار توأیم هنوز هم که هنوز است بی‌قرار توأیم اگر چه ما همه در حسرت مزار توأیم کنار حضرت معصومه در کنار توأیم فضای سینه پر از عشق بی‌کرانه‌ی توست "کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست" ✍️ @fatemi8
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سلام مادر سلام عمرم 🔹روز زن و هفته بزرگداشت مقام مادر بر جمع بانوان حاضر مبارک باد 🔸شعر مذهبی ❤️ @fatemi8