مجلس اول:
شب سومه دلها رو روانه کنیم خرابه شام خیلیا هر سال حاجتاشونو از این خانم می گیرن
یه زیارتی داره در زاد المعاد علامه مجلسی با اون سلام بدیم به بانوان حرم حسینی
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ مَكَّةَ وَ مِنَى السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ زَمْزَمَ وَ صَفَا السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى زَيْنَبَ التَّقِيَّةِ وَ كُلْثُومَ الْمَرْضِيَّةِ وَ عَلَى سَكِينَةَ الْمَسْبِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ وَ رُقَيَّةَ ... السَّلَامُ عَلَى بَنَاتِ الْهَاشِمِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى السَّادَاتِ الْعَلَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ جَمِيعاً وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه
دیدی بچه تا خواب بد میبینه اول تو رختخوابش میشینه فریاد میزنه گریه می کنه بعد دنبال پدر و مادرش می گرده
گفتن نکنه جلوی بچه ها دعوا کنی ممکنه شب خواب بد ببینه
گاهی اوقاتم همون صحنه های وحشتناک رو که تو بیدای دیده تو خواب میبینه
می خوام بگم شاید از روزی که سر بابا رو تو مجلس یزید دیده هی خواب میبینه
دختر هر اتفاقی براش بیافته تو دلش نگه می داره برای بابا تعریف کنه
نه ...! اصلا هرکی اذیتش کنه همون جا بابا صدا رو میزنه
لازم نیست دختر کوچیک باشه بابا رو صدا بزنه آخه مادرش فاطمه تو سن هجده سالگی بود از بین در و دیوار بابا رو صدا زد
صدا زد یا ابتاه یا رسول الله هکذا یفعل بحبیبتک و ابنتک
رقیه م هی صدا میزد بابا یادته تا خسته می شدم منو رو دوشت سوار می کردی حالا بیا و ببین روی خارا منو می دوونن
حسنین سنی بیشتر از سه سال داشتن اما زهرای مرضیه بعد پیغمبر براشون نوحه خوانی می کرد میگفت بچه ها بابا تون کجاست اون بابایی که نمی ذاشت شما رو زمین راه برید این ابوکما فلا یدعکما تمشیان علی الارض
اینجام شاید رقیه صدا می زد عمو عباسم کجایی؟ یادته منو رو دوشت سوار می کردی
داداش علی کجایی؟
همه این درددلارو تو دلش نگهداشته بود تا به بابا که رسید حرفاشو بزنه اما
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
یه وقت چشماشو باز کرد ببینه خرابه نورانی شده ... [این روضه را باید با روضه پایانی کامل کرد]
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
مجلس دوم:
شب سوم محرمه شب یتیم نوازیه
میخوایم دست توسل بزنیم به ریشه های چادر یه دختر سه ساله
همون چادری که مثل چادر مادرش زهرا خاکیه
اصلا یه بابی داریم تو احادیث باب استحباب آرام کردن بچه یتیم
روایت زیاد داریم فرمود هروقت گریه یتیم بلند میشه عرش خدا میلرزه خدا تو آسمون ندا می کنه ای ملائکه من شاهد باشید هر کی بره این بچه رو آرومش کنه راضیش کنه من روز قیامت راضیش می کنم.
امشب عرضه بداریم یا امیر المومنیین چطور بچه یتیما رو آرام می کردی براشون بابا می شدی ای کاش بودی خرابه شام به یتیمان حسینت سر می زدی ...
مناقب نقل می کنه یه مقدار آرد و غذا برداشت در خونه اون همسر شهید در زد اجازه گرفت او علی رو نمی شناخت فرمود من خمیر درست کنم یا با بچه بازی کنم؟
اون همسر شهید صدا زد من خمیر می کنم تو میدونی با بچه ها ... علی غذا رو لقمه می کرد تو دهن بچه ها میذاشت میگفت بچه ها علی رو حلال کنید
عرضه بداریم علی جان کجا بودی خرابه شام ببینی رقیه رو چی جور آرومش کردن
آخه کجا دیدی برا آروم کردن یه بچه یتیم سر بابا رو براش ببرن
یه وقت دید خرابه نورانی شد ...
(این روضه باید با روضه پایانی کامل شود)
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
مجلس سوم: «روضه پایانی»
یه وقت دید خرابه نورانی شد بمیرم تا پارچه رو از روی طبق کنار زد اول خیره خیره به سر بابا تماشا می کرد هی صدا می زد
ابه ابه من الذی ایتمنی
بابا من للشعور المنشورات من للعیون الباکیات من للنساء الحاسرات بابا حسرت این همه دختر و بچه ها رو کی آروم کنه ببین دیگه طاقت نداره عمه فقط برا ما زنده مونده هرکی ما رو میزنه عمه سپر میشه
اما طبق نقل ذریعة النجاه تا سرو دید اول سرو گذاشت تو بغلش اولین حرفیم که زد این بود بابا
یا ابتاه من ذا الذی خضبک بدمائک بابا بگو ببینم کی محاسنتو با خون سرت گلگون کرده
بابا بگو ببینم یه سوالی دارم بابا من ذالذی قطع وریدک!
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
مجلس چهارم: «پیوند روضه حضرت رقیه با حضرت زهرا (سلام الله علیهما)»
دختر هر اتفاقی براش بیافته تو دلش نگه می داره برای بابا تعریف کنه
نه اصلا هرکی اذیتش کنه همون جا بابا صدا رو میزنه
لازم نیست دختر کوچیک باشه بابا رو صدا بزنه آخه مادرش فاطمه تو سن هجده سالگی بود از بین در و دیوار بابا رو صدا زد
صدا زد یا ابتاه یا رسول الله هکذا یفعل بحبیبتک و ابنتک
خیلی این جمله معنی داره یعنی بابا ببین تو رفتی همه چیز عوض شده ببین اینا با من چه میکنن
بابا همون دستی که تو می بوسیدی اینا شکستن
عیبی نداره روضه رقیه م روضه زهراست اگه تو کوچه بنی هاشم به زهرا سیلی نمی زدن اینجا کسی جرئت نمی کرد به رقیه سیلی بزنه
بابا یا رسول الله ببین اون سینه ای که سرت رو میذاشتی می گفتی بوی بهشتو استشمام میکنم حالا از سینه زهرا خون تازه جاریه
رقیه م هی صدا میزد بابا یادته تا خسته می شدم منو رو دوشت سوار می کردی حالا بیا و ببین روی خارا منو می دوونن
عشق بابا خسته شدن نداره دست کوچیک بسته شدن نداره
سه ساله که تازیونه نمی خواد کشیدن وحشیونه نمی خواد
سه ساله دختر که کتک نداره اون که قباله فدک نداره
منابع:
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج30 ؛ ص294 وَ قَدْ صَرَخَتْ صَرْخَةً حَسِبْتُهَا قَدْ جَعَلَتْ أَعْلَى الْمَدِينَةِ أَسْفَلَهَا، وَ قَالَتْ: يَا أَبَتَاهْ! يَا رَسُولَ اللَّهِ! هَكَذَا كَانَ يُفْعَلُ بِحَبِيبَتِكَ وَ ابْنَتِك
الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص400 كَانَتْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَيْهِ رَحَّبَ بِهَا، وَ قَبَّلَ يَدَيْها
كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج2 ؛ ص586 فَكَاثَرُوهُ [وَ ضَبَطُوهُ] فَأَلْقَوْا فِي عُنُقِهِ حَبْلًا وَ حَالَتْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَهُ فَاطِمَةُ ع عِنْدَ بَابِ الْبَيْتِ فَضَرَبَهَا قُنْفُذٌ الْمَلْعُونُ بِالسَّوْطِ فَمَاتَتْ حِينَ مَاتَتْ وَ إِنَّ فِي عَضُدِهَا كَمِثْلِ الدُّمْلُجِ مِنْ ضَرْبَتِهِ لَعَنَهُ اللَّه
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص151 فَأَنَا إِذَا اشْتَقْتُ إِلَى الْجَنَّةِ أَدْنَيْتُهَا فَشَمِمْتُ رِيحَ الْجَنَّةِ فَهِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص240 فَكُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَى الْجَنَّةِ قَبَّلْتُهَا وَ مَا قَبَّلْتُهَا إِلَّا وَجَدْتُ رَائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبَى مِنْهَا فَهِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ «
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد ؛ ج11-قسم-2-فاطمةس ؛ ص586
«نبت المسمار في صدرها عليها السّلام»
مؤتمر علماء بغداد: و نبت مسمار الباب في صدرها
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
.🔴🔰ارتباط بین مناجات با امام زمان، روضه حضرت زهرا و روضه حضرت رقیه سلام الله علیهم
🔸 در دعای ندبه فرمود:
«هل من معین فاطیل معه العویل و البکاء»
یا صاحب الزمان کجاست گریه کنی که با هم برای غربت تو گریه کنیم
آخه خیلی سخته برای گریه کن که همراه نداشته باشه
برای گریه کن خیلی سخته وقتی برا عزیزش ناله میزنه اذیتش کنن
بهش اعتراض کنن
🔸عرضه بداریم یا صاحب الزمان
دلا بسوزه برا مادرتون
وقتی برا بابا ناله میزد
[یا به این تعبیر:
برای گریه کن سخته تنها باشه تنها گریه کنه اما از اون سخت تر اینه گریه می کنی بهت اعتراض کنن زخم زبان بزنن
قربون اون مادری که گوشه خونه شم ناله میزد میومدن به علی اعتراض می کردن ...]
اومدن اعتراض کردن به امیرالمومنین:
«علی بگو به فاطمه یا شب گریه کن یا روز» صدا زد علی جان به مردم بگو من مدت زیادی بین شما نمیمونم «ما اقل مکثی بینهم»
🔸اما عرض کنیم بی بی جان مردم مدینه به شما اعتراض کردن اما امان از مردم شام!
🔴گریز اول:
چرا؟!
آخه مردم شام برای آروم کردن دختر سه ساله سر بابا رو می برن
کجای دنیا وقتی بچه گریه کنه سر بریده بابا رو براش می برن ....
عمه جان این سر منور را
کمکم می کنی که بردارم
شامیان ای حرامیان دیدید
راست کفتم که من پدر دارم
*
ای پدر جان عجب دلی دارم
ای پدر جان عجب سری داری
گیسویم را به پات می ریزم
تا ببینی چه دختری داری
*
آیه های نجیب و کوتاهم
شبی از ناقه ام تنزل کرد
غنچه هایی شبیه آلاله
روی چین های دامنم گل کرد
*
دستی از پشت خیمه ها آمد
لاجرم راه چاره ام گم شد
در هیاهوی غارت خیمه
ناکهان گوشواره ام گم شد
*
هر بلایی که بود یا می شد
به سر زینب تو آوردند
قاری من چرا نمی خوانی؟
چه به روز لب تو آوردند
*
چشم های ستاره بارانم
مثل ابر بهار می بارد
من مهیای رفتنم اما
خو اهرت را خدا نگه دارد
🔴گریز دوم:
بی بی جان ای کاش بودی شهر شام
آخه امام باقر فرمود هر کدوم از ما گریه می کردیم با تازیانه آروممون می کردن ...]
یه گوشه خواب بودم خیلی آروم
ولی پیچید تو گوشم صداشون
نمیبردن اگه گشواره هامو
خودم میبخشیدم به دختراشون
گذشت و گم شدم توی بیابون
آخه از قافله جا مونده بودم
یکی اومد برم گردوند بابا
ولی کاشکی همونجا مونده بودم
بد اخلاقن چقدر مردای شامی
به جای قلب سنگه تو دلاشون
با این دستای سنگینی که دارند
دلم میسوزه واسه بچه هاشون
یه جوری زد چشام تاره هنوزم
یه جوری زد قدم از درد خم موند
جای دستش یکم بهتر شده اما
جای انگشترش رو صورتم موند
تو روی نیزه و من روی ناقه
تو چشمات باز و من دستام بسته
چقدر شکل همیم بابا نگاه کن
منم مثل تو دندونم شکسته
به ماه آسمون میگفت
شمع شبستون منی
یاد عمو بخیر که تو
مثل عمو جون منی
راستی تو از تو آسمون
ببین بابای من کجاست
بهش بگو که دخترت
ساکن تو خرابه هاست
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
.
🔰متن مستند روضه حضرت رقیه به همراه ترجمه:
🔸... فقالت: ما هذا الرّأس ؟ قالوا لها: رأسُ أبيك. فرفعته من الطّشت حاضنة له وهي تقول:
يا أباه ! مَن ذا الذي خضّبك بدمائك؟
يا أبتاه! مَن ذا الذي قطع وريدك؟
يا أبتاه ! مَن ذا الذي أيتمني على صغر سنّي ؟
يا أبتاه ! مَن بقي بعدك نرجوه ؟
يا أبتاه ! مَن لليتيمة حتّى تكبر ؟
يا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات ؟
يا أبتاه ! مَن للأرامل المسبيّات ؟
يا أبتاه ! مَن للعيون الباكيات ؟
يا أبتاه ! مَن للضائعات الغريبات ؟
يا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات ؟
يا أبتاه ! مَن بعدك ؟ واخيبتنا !
يا أبتاه ! مَن بعدك ؟ واغربتنا !
يا أبتاه ! ليتني كنت الفدى ،
يا أبتاه ! ليتني كنت قبل هذا اليوم عميا .
يا أبتاه ! ليتني وسدت الثّرى ولا أرى شيبك مخضّباً بالدّماء .
ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّريف , وبكت بُكاءاً شديداً حتّى غشي عليها ، فلمّا حرّكوها , فإذا بها قد فارقت روحها الدُنيا
🔸ترجمه: ... وقتي سر بريده امام حسين را براي رقيه سلام الله عليها آوردند گفت اين سر كيست؟ به او گفتند: سر پدرت حسين است. سر را با احتياط از داخل طشت برداشت و به سينه چسبانيد و با گريه هاي سوزناك خود خطاب به سر چنين گفت: پدر چه كسي تو را به خون آغشته كرد؟ چه كسي رگ هاي گردنت را بريد؟ پدر چه كسي در خردسالي يتيمم كرد؟ پدر دختر يتيم تو به چه كسي پناه ببرد تا بزرگ شود؟ پدر جان زنان بي پوشش چه كنند؟ پدرجان زنان اسير و سرگردان كجا بروند؟ پدر جان چه كسي چشمان گريان را چاره ساز است؟ پدر جان چه كسي يار و ياور غريبان بي پناه است؟ پدر جان چه كسي پريشان مويي ما را سامان مي بخشد؟ پدر جان بعد از تو چه كسي با ماست؟ واي بر ما بعد از تو واي از غريبي! پدر جان كاش فدايت مي شدم. پدر جان اي كاش بيش از اين نابينا مي شدم و تو را اينگونه نمي ديدم. پدر جان كاش پيش از اين در خاك خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمي ديدم. سپس لب ها را بر لب هاي پدرش امام حسين نهاد و چنان گريست كه همان لحظه بيهوش شد و وقتي او را حركت دادند دريافتند كه از دنيا رفته است.
منبع: المنتخب في جمع المراثي و الخطب، طريحي، ص 136-137
به نقل از سایت حاج میثم مطیعی
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
.
🔰متن مستند روضه حضرت رقیه به همراه ترجمه:
🔸... فقالت: ما هذا الرّأس ؟ قالوا لها: رأسُ أبيك. فرفعته من الطّشت حاضنة له وهي تقول:
يا أباه ! مَن ذا الذي خضّبك بدمائك؟
يا أبتاه! مَن ذا الذي قطع وريدك؟
يا أبتاه ! مَن ذا الذي أيتمني على صغر سنّي ؟
يا أبتاه ! مَن بقي بعدك نرجوه ؟
يا أبتاه ! مَن لليتيمة حتّى تكبر ؟
يا أبتاه ! مَن للنساء الحاسرات ؟
يا أبتاه ! مَن للأرامل المسبيّات ؟
يا أبتاه ! مَن للعيون الباكيات ؟
يا أبتاه ! مَن للضائعات الغريبات ؟
يا أبتاه ! مَن للشعور المنشرات ؟
يا أبتاه ! مَن بعدك ؟ واخيبتنا !
يا أبتاه ! مَن بعدك ؟ واغربتنا !
يا أبتاه ! ليتني كنت الفدى ،
يا أبتاه ! ليتني كنت قبل هذا اليوم عميا .
يا أبتاه ! ليتني وسدت الثّرى ولا أرى شيبك مخضّباً بالدّماء .
ثمّ إنّها وضعت فمها على فمه الشّريف , وبكت بُكاءاً شديداً حتّى غشي عليها ، فلمّا حرّكوها , فإذا بها قد فارقت روحها الدُنيا
🔸ترجمه: ... وقتي سر بريده امام حسين را براي رقيه سلام الله عليها آوردند گفت اين سر كيست؟ به او گفتند: سر پدرت حسين است. سر را با احتياط از داخل طشت برداشت و به سينه چسبانيد و با گريه هاي سوزناك خود خطاب به سر چنين گفت: پدر چه كسي تو را به خون آغشته كرد؟ چه كسي رگ هاي گردنت را بريد؟ پدر چه كسي در خردسالي يتيمم كرد؟ پدر دختر يتيم تو به چه كسي پناه ببرد تا بزرگ شود؟ پدر جان زنان بي پوشش چه كنند؟ پدرجان زنان اسير و سرگردان كجا بروند؟ پدر جان چه كسي چشمان گريان را چاره ساز است؟ پدر جان چه كسي يار و ياور غريبان بي پناه است؟ پدر جان چه كسي پريشان مويي ما را سامان مي بخشد؟ پدر جان بعد از تو چه كسي با ماست؟ واي بر ما بعد از تو واي از غريبي! پدر جان كاش فدايت مي شدم. پدر جان اي كاش بيش از اين نابينا مي شدم و تو را اينگونه نمي ديدم. پدر جان كاش پيش از اين در خاك خفته بودم و محاسنت را آغشته به خون نمي ديدم. سپس لب ها را بر لب هاي پدرش امام حسين نهاد و چنان گريست كه همان لحظه بيهوش شد و وقتي او را حركت دادند دريافتند كه از دنيا رفته است.
منبع: المنتخب في جمع المراثي و الخطب، طريحي، ص 136-137
به نقل از سایت حاج میثم مطیعی
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
🔰«پیوند روضه حضرت رقیه با حضرت زهرا (سلام الله علیهما)»
دختر هر اتفاقی براش بیافته تو دلش نگه می داره برای بابا تعریف کنه
نه اصلا هرکی اذیتش کنه همون جا بابا صدا رو میزنه
لازم نیست دختر کوچیک باشه بابا رو صدا بزنه آخه مادرش فاطمه تو سن هجده سالگی بود از بین در و دیوار بابا رو صدا زد
صدا زد یا ابتاه یا رسول الله هکذا یفعل بحبیبتک و ابنتک
خیلی این جمله معنی داره یعنی بابا ببین تو رفتی همه چیز عوض شده ببین اینا با من چه میکنن
بابا همون دستی که تو می بوسیدی اینا شکستن
روضه رقیه م روضه زهراست اگه تو کوچه بنی هاشم به زهرا سیلی نمی زدن اینجا کسی جرئت نمی کرد به رقیه سیلی بزنه
بابا یا رسول الله ببین اون سینه ای که سرت رو میذاشتی می گفتی بوی بهشتو استشمام میکنم حالا از سینه زهرا خون تازه جاریه
رقیه م هی صدا میزد بابا یادته تا خسته می شدم منو رو دوشت سوار می کردی حالا بیا و ببین روی خارا منو می دوونن
عشق بابا خسته شدن نداره
دست کوچیک بسته شدن نداره
سه ساله که تازیونه نمی خواد
کشیدن وحشیونه نمی خواد
سه ساله دختر که کتک نداره
اون که قباله فدک نداره
منابع:
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج30 ؛ ص294 وَ قَدْ صَرَخَتْ صَرْخَةً حَسِبْتُهَا قَدْ جَعَلَتْ أَعْلَى الْمَدِينَةِ أَسْفَلَهَا، وَ قَالَتْ: يَا أَبَتَاهْ! يَا رَسُولَ اللَّهِ! هَكَذَا كَانَ يُفْعَلُ بِحَبِيبَتِكَ وَ ابْنَتِك
الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص400 كَانَتْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَيْهِ رَحَّبَ بِهَا، وَ قَبَّلَ يَدَيْها
كتاب سليم بن قيس الهلالي ؛ ج2 ؛ ص586 فَكَاثَرُوهُ [وَ ضَبَطُوهُ] فَأَلْقَوْا فِي عُنُقِهِ حَبْلًا وَ حَالَتْ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَهُ فَاطِمَةُ ع عِنْدَ بَابِ الْبَيْتِ فَضَرَبَهَا قُنْفُذٌ الْمَلْعُونُ بِالسَّوْطِ فَمَاتَتْ حِينَ مَاتَتْ وَ إِنَّ فِي عَضُدِهَا كَمِثْلِ الدُّمْلُجِ مِنْ ضَرْبَتِهِ لَعَنَهُ اللَّه
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج8 ؛ ص151 فَأَنَا إِذَا اشْتَقْتُ إِلَى الْجَنَّةِ أَدْنَيْتُهَا فَشَمِمْتُ رِيحَ الْجَنَّةِ فَهِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص240 فَكُلَّمَا اشْتَقْتُ إِلَى الْجَنَّةِ قَبَّلْتُهَا وَ مَا قَبَّلْتُهَا إِلَّا وَجَدْتُ رَائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبَى مِنْهَا فَهِيَ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ «
عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد ؛ ج11-قسم-2-فاطمةس ؛ ص586
«نبت المسمار في صدرها عليها السّلام»
مؤتمر علماء بغداد: و نبت مسمار الباب في صدرها
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
[ربط تاریخ به حوادث امروز و روضه جانسوز حضرت رقیه]
عزیزان من! روایت الهی و کلاننگر سختی ها را منکر نمی شود بلکه میگوید مسیر حق اگرچه مانند هر مسیر دیگری همراه با فراز و نشیب است اما فرجامش پیروزی است. در زمانه ما هم همینگونه است؛ اگرچه در این ایام ما حوادث عظیمی مثل جنگ رمضان و بالا و پایین روزگار را به چشم دیدیم. اما یقین و باور داریم با دست یاری خدا حتما آخر این ماجرا پیروزی است.
نمونه سنگین و دردآور این سختی ها، ماجرای مظلومیت و سختیهای شدیدی بود که بر بچههای مظلوم میناب گذشت؛ اینکه کودکان بیگناه و معصوم این طور وحشیانه مورد جنایت و بمباران عمدی و مستقیم قرار بگیرند
قلب آدم را به درد می آورد. اینکه فقط یک کفش تنها یادگار و باقی مانده جگرگوشه یک خانواده باشد حقیقتا جان سوز است. اینکه ۱۶۸ امید خانواده و فرزند دلبند پدر و مادر در یک چشم بر هم زدن جان شیرین خود را از دست بدهند بسیار ناراحت کننده است، اما الان وقت عزاداری و اقامه ماتم این وقایع نیست.الان ، وقت دلاوری و سلحشوری است.
برادران و خواهران! امروز وقت ایستادگی و صلابت است تا پرچم این خونها زنده بماند. ما امروز سختیها را تحمل میکنیم و سست نمیشویم، تا انتقام تک تک این شهدای بی گناه را از قاتلان بگیریم و به زودی روزی برسد که در اوج عزت، سر فرصت، بنشینیم و برای این غربتها جانسوزانه گریه کنیم؛ درست مثل آن دختر سه ساله امام حسین (ع) که در تمام طول مسیر اسارت، پا به پای کاروان ایستادگی کرد و سست نشد، اما وقتی رسوایی یزید در آن مجلس را دید، وقتی خیالش از اینکه خون پدر پامال نمی شود راحت شد به گوشه خرابههای شام رفت و در خلوت خود سر پدر را در آغوش گرفت و یک دل سیر عزاداری کرد….. بابا! من الذی ایتمنی علی صغر سنی….. من الذی قطع وریدک…. من الذی خضبک بدمائک….. الا لعنه الله علی القوم الظالمین.
🖤سایر اشعار حضرت رقیه
https://eitaa.com/fatemi8/217
حاجسیدمجید بنیفاطمه موهامو شونه کنید.mp3
زمان:
حجم:
22.2M
#زمینه
📝 موهامو شونه کنید
🎤حاجسیدمجید #بنی_فاطمه
▪️ویژه #سوم_محرم ؛ #حضرت_رقیه
متن اشعار دهه محرم
https://eitaa.com/fatemi8/484
حاجامیر کرمانشاهیسلام_خانوم_خانوما_دیر_اومدم_میدونم.mp3
زمان:
حجم:
12.2M
#زمینه
📝 سلام خانوم خانوما دیر اومدم میدونم
🎤حاجامیر #کرمانشاهی
▪️ویژه #سوم_محرم ؛ #حضرت_رقیه
متن اشعار دهه محرم
https://eitaa.com/fatemi8/484