eitaa logo
شعر فاطمی
5هزار دنبال‌کننده
125 عکس
131 ویدیو
49 فایل
فهرست https://eitaa.com/fatemi8/100 محرم https://eitaa.com/fatemi8/484 فهرست روضه ومداحی کانال اصلی https://eitaa.com/fatemi222/6620 اشعارویژه سفر عتبات https://eitaa.com/fatemi414/277
مشاهده در ایتا
دانلود
مأذنه، اللهُ اکبرش به تو رفته‌است https://eitaa.com/fatemi8/2305 🔹بر عرش و زمین شمس درخشان آمد عالَم بهشت سَرمد و خُلدِ مُخلَّد است https://eitaa.com/fatemi8/2308 دلبر و دلدار یا رسول الله https://eitaa.com/fatemi8/2309 می‌گرده ماه تو مدار جمال محمد https://eitaa.com/fatemi8/2312 🌿انواع سرودها https://eitaa.com/fatemi8/3399 🌺شعر میلاد امام صادق علیه السلام مولای ما کسیست که شیر دلاور است https://eitaa.com/fatemi8/2310 امروز گشودند ز رحمت در دیگر https://eitaa.com/fatemi8/1651
🌸 امشب تمام عاشقان را دست به سر کن 🌸 يک امشبی با من بمان با من سحر کن 🌸 بشکن سر من کاسه‌ها و کوزه‌ها را 🌸 کج کن کلاه، دستی بزن، مطرب خبر کن 🌸 گل‌های شمعدانی همه شکل تو هستند 🌸 رنگين کمان را بر سر زلف تو بستند 🌸 تا طاق ابروی بت من تا به تا شد 🌸 دردی کشان پيمانه‌هاشان را شکستند 🌸 يک چکه ماه افتاده بر ياد تو و وقت سحر… 🌸 اين خانه لبريز تو شد شيرين بيان، حلوای تر… 🌸 تو مير عشقی عاشقان بسيار داری 🌸 پيغمبری با جان عاشق کار داری 🌸 امشب تمام عاشقان را دست بسر کن 🌸 يک امشبی با من بمان با من سحر کن 📝 اشعار_فاطمی ↳ ▪️ @fatemi8
ماه فرو مانَد از جمال محمد سرو نرويد به اعتدال محمد قدر فلك را كمال و منزلتى نيست      در نظر قدر با كمال محمد وعده ديدار هركسى به قيامت    ليلة الاسرى‌ شب وصال محمد آدم و نوح و خليل و موسى عيسى    آمده مجموع در ظلال محمد عرصه دنيا مجال همت او نيست    روز قيامت نگر مجال محمد شمس و قمر در زمين حشر نتابند      نور نتابد مگر جمال محمد وان همه پيرايه بست جنت فردوس      بو، كه قبولش كند بلال محمد شايد اگر آفتاب و ماه نتابد    پيش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا به خواب ديد جمالش  خواب نمى ‌گيرد از خيال محمد «سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى    عشق محمد بس است و آل محمد سعدی شیرازی 📝 اشعار_فاطمی ↳ @fatemi8
💠اشعار مدیحه میلاد رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم 🎧صوت سبک مداحی 🔸چهره انگار نه انگار ندارد، ماه است این چه نوری‌ست که در چهره‌یِ عبدالله است 🔹این چه نوری‌ست که تاریکیِ شب را برده دلِ مرد و زنِ اقوامِ عرب را برده 🔸این چه نوری‌ست که پُر کرده همه دنیا را راهیِ مکّه نموده است یهودی‌ها را 🔹جریان چیست؟! فقط اهلِ کتاب آگاه‌اند همه انگشت به لب، خیره به عبدالله‌‌اند 🔸همه حیرت‌زده نوری که معما شده است چند وقتی‌ست که در آمنه پیدا شده است 🔹شور تا در دلِ اِنس و مَلَک و جن افتاد چهارده کُنگِره از کاخِ مَدائِن افتاد 🔸غیر از این هر خبری بود فراموش شد و ناگهان آتشِ آتش‌کده خاموش شد و 🔹طالعِ نیکِ امیرانِ جهان بد افتاد تَهِ جامِ همه‌شان عکسِ محمّد افتاد 🔸طفلِ همراهِ خودش، بویِ خوشِ گُل آورد مثنوی رام شد و رو به تَغَزُّل آورد 🔹چهره آرام، زبان نرم، قدم‌ها محکم قامتی راست، تنی معتدل، ابرویی خَم 🔸گفتم اَبرو نه، دوتا قویِ سیاهِ عشق که لبِ ساحلِ امن‌اند ولی دور از هم 🔹لبِ بالایی او آبِ بقاءِ کوثر لبِ پایینی او آبِ حیاتِ زمزم 🔸دست، تفسیرگرِ خَیرُ الْاُمُورِ اَوْسَطُها آنچه کرده است کرامت نه زیاد است نه کم 🔹چون «لَمَا» زینتِ لَوْلاكَ خَلَقْتُ الْأَفْلاك هم نگین است به انگشتِ فلک، هم خاتم 🔸دخترش از سه زنِ برترِ عالَم برتر همسرش هم‌رَده با آسیه است و مریم 🔹قدرِ او را ولی افسوس که «مَنْ لَمْ یَعرِف» علمِ او را ولی افسوس که «مَنْ لَمْ یَعلَم» 🔸هرچه گفتیم کم و منزلتش بیش‌تر است پیشِ او خوارترین معجزه شَقُّ‌القَمَر است 🔹هرکه با نیتی از عشقِ پیمبر دَم زد دستِ غیب آمد و بر سینه‌یِ نامحرم زد 🔸مَحرَمِ راز علی باشد و باشد کافی‌ست جمع دستِ علی و دستِ پیمبر کافی‌ست 🔹و علی معنیِ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکُمْ است شاهدِ گفته‌یِ من خطبه‌یِ قرایِ خُم است 🔸منکران شاهدِ عینی غدیراند، دریغ سندِ بیعتِ خود را بپذیرند؟! دریغ 🔹باز از خصلتِ او با دگران می‌گوید آنچه در باطن او دیده، عَیان می‌گوید 🔹پیشِ پیری که به جنگاوری‌اش می‌بالد از جوانمردیِ سردارِ جوان می‌گوید 🔸سود در حُبِّ علی است و زیان در بغضش با عرب باز هم از سود و زیان می‌گوید 🔸حرف این است: فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاکم یک کلام است که با چند بیان می‌گوید 🔹خواست چیزی بنویسد دَمِ آخر، افسوس یک نفر گفت پیمبر هَذیان می‌گوید * 🔸تویی آن سروری که بر جهان پیغمبری کردی تویی پیغمبری که بر جهانی سروری کردی 🔹تو تنها خاتمی هستی که از روزِ اَزَل بودی و بر پیغمبران قبلِ خودت پیغمبری کردی 🔸میانِ کهکشان‌ها، ذره‌ها حیران و سرگردان اراده کردی و آن ذره‌ها را مشتری کردی 🔹به لطفِ خالِ هندویت گرفته طبعِ هندی‌گو تو صائب را و بیدل را، مَثَل در شاعری کردی 🔸تویی معنایِ وحی و حجت و اعجاز تا آنجا که جبرائیل و میکائیل را پامنبری کردی 🔹خداراشکر ای عطرِ نسیم و نَفحِ رَبانی جهان را مست از عطرِ گلابِ کوثری کردی 🔸تمامِ شیعیان مدیونِ حجِ آخرت هستند همان‌جا که زلالِ برکه‌ها را حیدری کردی 🔹چه دُرّی قیمتی هم‌چون سرودن از کمالاتت گدا را آبرو دادی، رعیت‌پروری کردی 📝 اشعار_فاطمی ↳ @fatemi8 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈•
💠اشعار مدیحه میلاد رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم 🎧صوت سبک مداحی 🔸گیسویِ تو برایِ پریشان شدن بس است چشمت برایِ سَر به بیابان شدن بس است 🔹دلدار اگر تویی، به خدا که برایِ ما بی‌دل‌ترین قبیله‌یِ دوران شدن بس است 🔸هر روز پایِ یار، قَبا چاک می‌زنیم کِی گفته‌ایم پاره‌گریبان شدن بس است 🔹از خِیلِ معجزاتِ تو، یک مهربانی‌ات کُفّار را برایِ مسلمان شدن بس است 🔸قدری زِ دست‌پُختِ خدیجه به ما بده نانش برایِ بوذر و سلمان شدن بس است 🔹مبعوث می‌شوی که بگویی به اَبتَران دختر برایِ کوثرِ قرآن شدن بس است 🔸تو آمدی نشان بدهی راه و چاه چیست آئینه‌دارِ پرتوِ خورشید و ماه کیست 🔹قرآن بخوان که سینه به سینه صدا شویم از گورهایِ جَهلِ اَبوجَهل، پا شویم 🔸قرآن بخوان که با نَفَحاتِ بهشتی‌ات قدری عوض شویم، کمی با خدا شویم 🔹این دست‌ها به شوقِ قنوتت بلند شد تا تکّه‌ای زِ نقشه‌یِ این «ربّنا» شویم 🔸بالی برایِ پر زدنِ ما درست کن تا جبرئیل‌هایِ مُقیمِ حرا شویم 🔹پُشتِ دَرِ حریمِ تو از اولیا پُر است ای کاش بینِ آن‌همه، ما نیز جا شویم 🔸فانوسِ راه را به یَدُالله داده‌ای می‌خواستی که با علی‌ات آشنا شویم 🔹یک هشتمِ عدس، به علی عشق داشتن گفتی که کافی است زِ آتش، رها شویم 🔸ما را «علی علیِ» تو اینجا کشانده‌ است پائینِ پایِ غارِ حرایت نشانده‌ است 🔹بالِ مَلَک کجا و بلندایِ بامِ تو از کهکشان بُرون زده حَدِّ مقامِ تو 🔸ای کعبه‌یِ نگاهِ تو، صدها بِلال ساز قبله، نماز خوانده به بِیتُ‌الحَرامِ تو 🔹ذکرِ مُدامِ اهلِ وِلا «یا محمد» است جانِ تمامِ شیعه، به قربانِ نامِ تو 🔸اما تو آمدی که بگویی علی که بود این داستان نهفته شده در قیامِ تو 🔹هرکس علی شناخت، خدا را شناخته این بود جانِ مطلب و اصلِ پیامِ تو 🔸معراج هم اگر بروی، دردِ دل کنی جز مرتضی کسی نشود هم‌کلامِ تو 🔹یک نیمه‌یِ تو «فاطمه» شد، آن یکی «علی» حالا بگو که سجده کنم بر کدامِ تو؟! 🔸طبقِ حدیثِ قدسیِ لولاک، گفته اند: زهراست مقتدایِ «علی» و امامِ تو 🔹از نورِ این دو، پرتوِ قرآن درست شد با «مرتضیٰ» و «فاطمه» ایمان درست شد 🔸سرمایه‌یِ محبتِ زهراست دینمان یعنی که فاطمه است دلیلِ یقینمان 🔹او بانیِ تَفاخُرِ حق بر ملائکه است: او فاطمه است، بنده‌یِ خلوت‌گُزینمان 🔸در حشر، او سواره و باقی پیاده‌اند آن بی‌مثال‌ بانویِ بالانشینمان 🔹در دستِ فاطمه است کلیدِ دَرِ جَنان از باغ‌هایِ اوست بهشتِ بَرینمان 🔸حوریّه‌ای که با دَمِ اُمّیدبخشِ خویش هجده نَفَس رسیده به دادِ زمینمان 🔹آن مادری که صبحِ قیامت یکی‌یکی با مِهر مادرانه کُنَد دست‌چینمان 🔸باید کسی شبیهِ علی، همسرش شود آئینه‌دارِ جلوه‌یِ پیغمبرش شود 🔹امّا پس از تو، حرمتِ حیدر شکسته شد آیه به آیه، سوره‌یِ کوثر شکسته شد 🔸دیگر کسی به عترتتان اعتنا نکرد این نخلِ ریشه‌دارِ تناورِ شکسته شد 🔹در کوچه، راهِ فاطمه‌ات سَد شد ای پدر در کوچه، گوشواره‌یِ دختر شکسته شد 🔸سیلی چنان به صورتِ زهرایِ تو گرفت آورده‌اند گونه‌یِ مادر شکسته شد 🔹آتش به جانِ لانه‌یِ آلِ نبی زدند بال و پَرِ کبودِ کبوتر شکسته شد 🔸او را چنان زدند که مِسمار، سرخ شد او را چنان زدند که در، سرشکسته شد 🔹ما که به پایِ دخترِ تو گریه می‌کنیم عُمری برایِ دخترِ تو گریه می‌کنیم 📝 اشعار_فاطمی ↳ @fatemi8 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈•
💠اشعار مدیحه میلاد رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم 🎧صوت سبک مداحی 🔸زِ يک مشرق نمايان شد دو خورشيدِ جهان‌آرا که رختِ نور پوشاندند بر تن آسمان‌ها را 🔹دو مِرآتِ جمالِ حق، دو دريايِ کمالِ حق دو نورِ لايَزالِ حق، دو شمعِ جمعِ محفل‌ها 🔸دو وَجه‌ُاللهِ رَباني، دو سِرّ‌ُاللهِ سُبحاني دو رخسارِ سماواتي، دو انسانِ خداسيما 🔹دو عيسيٰ دَم، دو موسيٰ يَد، دو حُسنِ خالقِ سَرمَد يکي صادق، يکي احمد، يکي اعلا، يکي عالی 🔸يکي بنيانگرِ مکتب، يکي آرنده‌یِ مذهب يکی اَنوار را مشعل، يکي اسرار را گويا 🔹يکی از مکه، اَنوارِ رُخَش تابيد در عالَم يکی شد در مدينه، آفتابِ طلعتش پيدا 🔸يکی نورِ نبوت را به دل‌ها تافت تا محشر يکی نورِ ولايت را زِ نو کرد از دَمَش احيا 🔹رِسَد آوايِ قالَ الصادِق و قالَ رَسول‌ُالله به گوشِ اهلِ عالَم تا که اين عالَم بُوَد برپا 🔸يکی جانِ گرامی در دو جسمِ پاک و پاکيزه دو تن اما چو ذاتِ يکتا هر دو بي‌همتا 🔹محمّد کيست؟! جانِ جانِ عالَمِ خلقت که گر نازي کُنَد، در هم فرو ريزد همه دنيا 🔸محمّد کيست؟! روحِ پاکِ کُلِ انبياء در تن که حتيٰ در عدم بودند بي او انبياء يک‌جا 🔹محمّد کيست؟! مولايی که مولانا علي گويد منم عبد و رَسول‌ُالله بر من رهبر و مولا 🔸محمّد از زمان‌ها پيشتر مي‌زيست با خالق محمّد از مکان پيموده رَه تا اوجِ أَوْ أَدْنی‌ٰ 🔹محمّد محورِ عالم، محمّد رهبرِ آدم محمّد منجيِ هستي، محمّد سيدِ بَطحا 🔸محمّد کيست؟! آنکو بوده قرآن دفترِ مدحش که وصفش را نداند کَس به غير از قادرِ دانا 🔹محمّد را کسي نشناخت جز حق و علي، هرگز چنان‌که جز خدا و او کسي نشناخت حيدر را 🔸وضو گيرم زِ آبِ کوثر و شويَم لب از زمزم کنم آنگَه به مدحِ حضرتِ صادق سخن انشا 🔹ششم مولا، ششم هادي، ششم رهبر، ششم سرور که هم دريايِ شش گوهر بُوَد، هم دُرِّ شش دريا 🔸صداقت از لبش ريزد، فصاحت از دَمَش خيزد فَلَک قَدر و مَلَک عبد و قَضا مِهر و قَدَر امضا 🔹بسي زُهّاد و عُبّادند بي‌مهرش همه کافر بسي عالَم، بسي عارف، همه بي‌نورِ او اَعميٰ 🔸دو خورشيدِ منيرِ او، هِشام و بوبَصيرِ او دو کوهِ حکمت و ايمان، دو بحرِ دانش و تقويٰ 🔹مرا دينِ نبي، مِهرِ علي و مذهبِ جعفر سه مشعل بوده و باشد، چه در دنيا، چه در عُقبيٰ 🔸دَرِ ديگر زنم غير از دَرِ آلِ علي؟! هرگز! رَهِ ديگر رَوَم غير از رَهِ اين خاندان؟! حاشا! 🔹بهشتِ من بُوَد مِهرِ علي و مِهرِ اولادش نه از محشر بُوَد بيمَم، نه از نارَم بُوَد پروا 🔸سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پيکر اگر گردم جدا يک لحظه از ذُرّيه‌يِ زهرا 🔹از آن بر خويش کردم انتخاب نامِ «ميثم» را که باشم همچو او در عشقِ ثارُالله، پابرجا 📝 اشعار_فاطمی ↳ @fatemi8 •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈•
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - ای نقش ترنج آسمونا - محمود کریمی.mp3
زمان: حجم: 8.2M
ای نقش ترنج آسمونا ای نقشه‌ی گنج آسمونا ای جان حیات یا محمد عالم به فدات یا محمد 🔊 🎙 (ص)🌺 (ع)🌼 📝 اشعار_فاطمی ↳ @fatemi8
نه تنها من که عشق تو به شور آورده هرکس را طوافت می‌کند کعبه، به سجده آمده کسری دل از شوقت پرستویی‌ست در این سینه سرگردان بخوان «اِنّا فَتَحنا»یی و بشکن قفل محبس را بیا و کوچه‌ها را با سلام خود معطر کن تعارف کن به ما سیب تبسم‌های نورس را تو آوردی به عالم راه و رسم مهربانی را تو بخشیدی به آدم عشق، این حس مقدس را تو آن ماهی که شد راهی شبی تا اوج معراجش و جبریل امین می‌خواند «سبحانَ الّذی اَسری» شدی نزدیک‌تر آخر به قدر دو کمان -کمتر- کسی غیر از خدا دیگر نمی‌داند از آن پس را سلام‌الله بر روی گلِ‌خوش‌رنگ و خوش‌بویت که دادی آبرو مانند من هر خار و هر خس را ✍ 📝 اشعار_فاطمی ↳ @fatemi8
باشد که دلم راهبری داشته باشد از عالم بالا، خبری داشته باشد تا با مدد معرفت، از خاک بر افلاک اندیشۀ سیر و سفری داشته باشد تا چند توان زیست در این ظلمت تردید باید شبِ هجران سحری داشته باشد تا چند بسوزد بشر از آتشِ بیداد چون لاله دلِ شعله‌وری داشته باشد؟ تا چند قرار است در این باغِ شقایق داغِ دل و خونِ جگری داشته باشد؟ حیف است که گهوارۀ دختر بشود گور وز مِهر گریزان پدری داشته باشد تا چند بشر، دل بسپارد به تَغافل در وادی حیرت، گذری داشته باشد؟ تا چند بَرَد سجده به بت‌های زر و زور با لات و هُبل سِرّ و سَری داشته باشد؟ باید که خدا از پیِ روشنگریِ خلق پیغامی و پیغام‌بری داشته باشد باید که خدا بت‌شکنی را بفرستد تا در کفِ همّت، تبری داشته باشد شب، این شبِ تاریک و نفس‌گیر و غم‌افزا باید که مبارک سحری داشته باشد هر جا چمنی بود، ببوسید که شاید از پیک بهاری، خبری داشته باشد هان! می‌رسد از دور شمیم نفس صبح صبحی که پیام ظفری داشته باشد صبحی که به همراهیِ پیغام رسالت مضمون طربناک و تری داشته باشد صبحی که دهد مژدۀ پیغمبر موعود با خود خبر معتبری داشته باشد صبحی که دهد بویِ دل‌انگیز محمّد تا باغ، صفای دگری داشته باشد آن مهر که در «هفدهم ماه» برآمد شاید که به ما هم نظری داشته باشد انجیل خبر داد به عیسی که همین است گر مادر هستی پسری داشته باشد از پرتو انوار رُخش وام گرفته‌ست گر وادی سینا شجری داشته باشد آمد که فرود آورد از اوجِ تکبر شاهی که شکوهی و فری داشته باشد می‌خواست که از کنگرۀ کاخ مداین آیینۀ عبرت، اثری داشته باشد با آمدنش سرد شد آتش‌کدۀ فارس حاشا که پس از این شرری داشته باشد سوگند به سرچشمۀ کوثر که همین است گر نخلۀ طوبی ثمری داشته باشد در گلشنِ ایجاد، مُحال است که هستی از این گل شاداب‌تری داشته باشد پیراهن او را برسانید به یعقوب تا دیدۀ روشن‌نگری داشته باشد شاید که به شکرانه بریزد به قدومش خورشید اگر مشت زری داشته باشد مهتاب سِزَد بر سر راهش بنشیند وز نقره‌فشانی هنری داشته باشد با مشعل توحید فراز آمد از این راه تا نوع بشر، راهبری داشته باشد با خُلق عظیمش هیجان داد به دل‌ها تا نخل وفا برگ و بری داشته باشد تا راه به جایی ببرد، نالۀ مظلوم فریادرَس دادگری داشته باشد با خویش نماز شب و ذکر سحر آورد تا نالۀ عاشق اثری داشته باشد تا باز کند پنجره‌ای رو به خدا، دل تا دیده سوی دوست، دری داشته باشد جبریل امین، در حرمش عرض ادب کرد تا در صف عشاق سری داشته باشد سیمرغ دل ما به حریمش نَبَرد راه از عشق مگر بال و پری داشته باشد خورشید بَرَد رشک بر آن کس که ز مهرش اندوختۀ مختصری داشته باشد از جملۀ خوبان جهان، دل به «علی» بست تا شمسِ نبوّت قمری داشته باشد با عترت او هر که وفا کرد امید است از آتش دوزخ سپری داشته باشد ای کاش «شفق» نیز به امّیدِ وصالش از کوچۀ رندان گذری داشته باشد ✍ 📝 اشعار_فاطمی ↳ @fatemi8
قبل از تو انسان حرف انسان را نمی‌فهمید گُل را نمی‌دانست، باران را نمی‌فهمید‌ «آن»ی که از صبح ازل پیچیده در هستی انسان قبل از خنده‌ات، «آن» را نمی‌فهمید انسان قبل از چشم‌هایت هر چه می‌کوشید پیداییِ آن ذات پنهان را نمی‌فهمید هر شب می‌آمد بشنود عطر صدایت را حتی ابوجهلی که قرآن را نمی‌‌فهمید در بی‌زمان بوسیده پایت را و الّا رود در خود معطل بود و «جریان» را نمی‌فهمید تا آمدی انسان به انسان گل تعارف کرد قبل از تو انسان حرف انسان را نمی‌فهمید ✍ 📝 اشعار_فاطمی ↳ @fatemi8