💠اشعار مدیحه میلاد رسول اعظم صلی الله علیه و آله و سلم
🎧صوت سبک مداحی
🔸زِ يک مشرق نمايان شد دو خورشيدِ جهانآرا
که رختِ نور پوشاندند بر تن آسمانها را
🔹دو مِرآتِ جمالِ حق، دو دريايِ کمالِ حق
دو نورِ لايَزالِ حق، دو شمعِ جمعِ محفلها
🔸دو وَجهُاللهِ رَباني، دو سِرُّاللهِ سُبحاني
دو رخسارِ سماواتي، دو انسانِ خداسيما
🔹دو عيسيٰ دَم، دو موسيٰ يَد، دو حُسنِ خالقِ سَرمَد
يکي صادق، يکي احمد، يکي اعلا، يکي عالی
🔸يکي بنيانگرِ مکتب، يکي آرندهیِ مذهب
يکی اَنوار را مشعل، يکي اسرار را گويا
🔹يکی از مکه، اَنوارِ رُخَش تابيد در عالَم
يکی شد در مدينه، آفتابِ طلعتش پيدا
🔸يکی نورِ نبوت را به دلها تافت تا محشر
يکی نورِ ولايت را زِ نو کرد از دَمَش احيا
🔹رِسَد آوايِ قالَ الصادِق و قالَ رَسولُالله
به گوشِ اهلِ عالَم تا که اين عالَم بُوَد برپا
🔸يکی جانِ گرامی در دو جسمِ پاک و پاکيزه
دو تن اما چو ذاتِ يکتا هر دو بيهمتا
🔹محمّد کيست؟! جانِ جانِ عالَمِ خلقت
که گر نازي کُنَد، در هم فرو ريزد همه دنيا
🔸محمّد کيست؟! روحِ پاکِ کُلِ انبياء در تن
که حتيٰ در عدم بودند بي او انبياء يکجا
🔹محمّد کيست؟! مولايی که مولانا علي گويد
منم عبد و رَسولُالله بر من رهبر و مولا
🔸محمّد از زمانها پيشتر ميزيست با خالق
محمّد از مکان پيموده رَه تا اوجِ أَوْ أَدْنیٰ
🔹محمّد محورِ عالم، محمّد رهبرِ آدم
محمّد منجيِ هستي، محمّد سيدِ بَطحا
🔸محمّد کيست؟! آنکو بوده قرآن دفترِ مدحش
که وصفش را نداند کَس به غير از قادرِ دانا
🔹محمّد را کسي نشناخت جز حق و علي، هرگز
چنانکه جز خدا و او کسي نشناخت حيدر را
🔸وضو گيرم زِ آبِ کوثر و شويَم لب از زمزم
کنم آنگَه به مدحِ حضرتِ صادق سخن انشا
🔹ششم مولا، ششم هادي، ششم رهبر، ششم سرور
که هم دريايِ شش گوهر بُوَد، هم دُرِّ شش دريا
🔸صداقت از لبش ريزد، فصاحت از دَمَش خيزد
فَلَک قَدر و مَلَک عبد و قَضا مِهر و قَدَر امضا
🔹بسي زُهّاد و عُبّادند بيمهرش همه کافر
بسي عالَم، بسي عارف، همه بينورِ او اَعميٰ
🔸دو خورشيدِ منيرِ او، هِشام و بوبَصيرِ او
دو کوهِ حکمت و ايمان، دو بحرِ دانش و تقويٰ
🔹مرا دينِ نبي، مِهرِ علي و مذهبِ جعفر
سه مشعل بوده و باشد، چه در دنيا، چه در عُقبيٰ
🔸دَرِ ديگر زنم غير از دَرِ آلِ علي؟! هرگز!
رَهِ ديگر رَوَم غير از رَهِ اين خاندان؟! حاشا!
🔹بهشتِ من بُوَد مِهرِ علي و مِهرِ اولادش
نه از محشر بُوَد بيمَم، نه از نارَم بُوَد پروا
🔸سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پيکر
اگر گردم جدا يک لحظه از ذُرّيهيِ زهرا
🔹از آن بر خويش کردم انتخاب نامِ «ميثم» را
که باشم همچو او در عشقِ ثارُالله، پابرجا
📝 اشعار_فاطمی
↳ @fatemi8
•┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈•
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - جبرئیلی که از اول جلوه ی رب میریزد - سیدمهدی میرداماد.mp3
زمان:
حجم:
10.9M
جبرئیلی که از او جلوه رب میریزد
به زمین آمده و نُقل طرب میریزد
#مدیحه_سرایی🔊
#سید_مهدی_میرداماد🎙
#میلاد_پیامبر_اکرم(ص)🌺
#میلاد_امام_جعفر_صادق(ع)🌼
📝 اشعار_فاطمی
↳ @fatemi8
مداحی آنلاینمداحی آنلاین - ای نقش ترنج آسمونا - محمود کریمی.mp3
زمان:
حجم:
8.2M
ای نقش ترنج آسمونا
ای نقشهی گنج آسمونا
ای جان حیات یا محمد
عالم به فدات یا محمد
#سرود🔊
#محمود_کریمی🎙
#میلاد_پیامبر_اکرم(ص)🌺
#میلاد_امام_جعفر_صادق(ع)🌼
📝 اشعار_فاطمی
↳ @fatemi8
#پیامبر_اعظم_ص_مدح_و_ولادت
نه تنها من که عشق تو به شور آورده هرکس را
طوافت میکند کعبه، به سجده آمده کسری
دل از شوقت پرستوییست در این سینه سرگردان
بخوان «اِنّا فَتَحنا»یی و بشکن قفل محبس را
بیا و کوچهها را با سلام خود معطر کن
تعارف کن به ما سیب تبسمهای نورس را
تو آوردی به عالم راه و رسم مهربانی را
تو بخشیدی به آدم عشق، این حس مقدس را
تو آن ماهی که شد راهی شبی تا اوج معراجش
و جبریل امین میخواند «سبحانَ الّذی اَسری»
شدی نزدیکتر آخر به قدر دو کمان -کمتر-
کسی غیر از خدا دیگر نمیداند از آن پس را
سلامالله بر روی گلِخوشرنگ و خوشبویت
که دادی آبرو مانند من هر خار و هر خس را
✍ #سیدمحمد_بهشتی
📝 اشعار_فاطمی
↳ @fatemi8
#پیامبر_اعظم_ص_مدح_و_ولادت
باشد که دلم راهبری داشته باشد
از عالم بالا، خبری داشته باشد
تا با مدد معرفت، از خاک بر افلاک
اندیشۀ سیر و سفری داشته باشد
تا چند توان زیست در این ظلمت تردید
باید شبِ هجران سحری داشته باشد
تا چند بسوزد بشر از آتشِ بیداد
چون لاله دلِ شعلهوری داشته باشد؟
تا چند قرار است در این باغِ شقایق
داغِ دل و خونِ جگری داشته باشد؟
حیف است که گهوارۀ دختر بشود گور
وز مِهر گریزان پدری داشته باشد
تا چند بشر، دل بسپارد به تَغافل
در وادی حیرت، گذری داشته باشد؟
تا چند بَرَد سجده به بتهای زر و زور
با لات و هُبل سِرّ و سَری داشته باشد؟
باید که خدا از پیِ روشنگریِ خلق
پیغامی و پیغامبری داشته باشد
باید که خدا بتشکنی را بفرستد
تا در کفِ همّت، تبری داشته باشد
شب، این شبِ تاریک و نفسگیر و غمافزا
باید که مبارک سحری داشته باشد
هر جا چمنی بود، ببوسید که شاید
از پیک بهاری، خبری داشته باشد
هان! میرسد از دور شمیم نفس صبح
صبحی که پیام ظفری داشته باشد
صبحی که به همراهیِ پیغام رسالت
مضمون طربناک و تری داشته باشد
صبحی که دهد مژدۀ پیغمبر موعود
با خود خبر معتبری داشته باشد
صبحی که دهد بویِ دلانگیز محمّد
تا باغ، صفای دگری داشته باشد
آن مهر که در «هفدهم ماه» برآمد
شاید که به ما هم نظری داشته باشد
انجیل خبر داد به عیسی که همین است
گر مادر هستی پسری داشته باشد
از پرتو انوار رُخش وام گرفتهست
گر وادی سینا شجری داشته باشد
آمد که فرود آورد از اوجِ تکبر
شاهی که شکوهی و فری داشته باشد
میخواست که از کنگرۀ کاخ مداین
آیینۀ عبرت، اثری داشته باشد
با آمدنش سرد شد آتشکدۀ فارس
حاشا که پس از این شرری داشته باشد
سوگند به سرچشمۀ کوثر که همین است
گر نخلۀ طوبی ثمری داشته باشد
در گلشنِ ایجاد، مُحال است که هستی
از این گل شادابتری داشته باشد
پیراهن او را برسانید به یعقوب
تا دیدۀ روشننگری داشته باشد
شاید که به شکرانه بریزد به قدومش
خورشید اگر مشت زری داشته باشد
مهتاب سِزَد بر سر راهش بنشیند
وز نقرهفشانی هنری داشته باشد
با مشعل توحید فراز آمد از این راه
تا نوع بشر، راهبری داشته باشد
با خُلق عظیمش هیجان داد به دلها
تا نخل وفا برگ و بری داشته باشد
تا راه به جایی ببرد، نالۀ مظلوم
فریادرَس دادگری داشته باشد
با خویش نماز شب و ذکر سحر آورد
تا نالۀ عاشق اثری داشته باشد
تا باز کند پنجرهای رو به خدا، دل
تا دیده سوی دوست، دری داشته باشد
جبریل امین، در حرمش عرض ادب کرد
تا در صف عشاق سری داشته باشد
سیمرغ دل ما به حریمش نَبَرد راه
از عشق مگر بال و پری داشته باشد
خورشید بَرَد رشک بر آن کس که ز مهرش
اندوختۀ مختصری داشته باشد
از جملۀ خوبان جهان، دل به «علی» بست
تا شمسِ نبوّت قمری داشته باشد
با عترت او هر که وفا کرد امید است
از آتش دوزخ سپری داشته باشد
ای کاش «شفق» نیز به امّیدِ وصالش
از کوچۀ رندان گذری داشته باشد
✍ #محمدجواد_غفورزاده
📝 اشعار_فاطمی
↳ @fatemi8
#پیامبر_اعظم_ص_مدح_و_ولادت
قبل از تو انسان حرف انسان را نمیفهمید
گُل را نمیدانست، باران را نمیفهمید
«آن»ی که از صبح ازل پیچیده در هستی
انسان قبل از خندهات، «آن» را نمیفهمید
انسان قبل از چشمهایت هر چه میکوشید
پیداییِ آن ذات پنهان را نمیفهمید
هر شب میآمد بشنود عطر صدایت را
حتی ابوجهلی که قرآن را نمیفهمید
در بیزمان بوسیده پایت را و الّا رود
در خود معطل بود و «جریان» را نمیفهمید
تا آمدی انسان به انسان گل تعارف کرد
قبل از تو انسان حرف انسان را نمیفهمید
✍ #سعید_مبشر
📝 اشعار_فاطمی
↳ @fatemi8