هدایت شده از پنـــاهِاو:-)
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری؛
این صبر که من میکنم افشردن جان است.
هدایت شده از پنـــاهِاو:-)
دوست داشتن،گاهی یعنی هیچ نخواهی جز اینکه حالِ او خوب باشد..
گفت از حال ِدلت بگو ، چه برش میگذرد ؟ .
گفتم متروکهای بود ، حسین آبادش کرد ..