-
میگفتتویهیئتبودیمهمهگریه،گریه ..
امادونفرهیمیومدنگریهکهنمیکردنهیچ ..
بهمجلسعزایامامحسین
میخندیدنمجلستمومشد ..
ایناهمرفتنفردادوباره
اومدنامانهباخنده! ..
بااشکهاییکهنفسشونروبودمیگفت :
رفتمعلتشوجویا شدمایندونفرگفتنشبکهخوابیدیم ..
آقاامامحسینوحضرتعباسرودیدیم
آقاامامحسینمیگفت ..
آقاعباسمینوشتآقامیگفت
مثلنفلانیگریهکرده ..
فلانیروضهخوندهیهو
آقاچشمشبهماافتاد ..
امامحسینگفتایناروهم
بنویسحضرتعباسگفت ..
ایناکهخندیدنآقاگفتناین
دوتاوقتیداشتنبیرون
میومدنیکمقندروزمینریخته
بوداونقندهاروجمعکردن ..
آقاهرکاریکهمامیکنیمرومیبینه
نگراننباش ..
عباسهمهرومینویسه(:💔..!
-