هدایت شده از - دچـٰارت .
-
چشم ِ شوری به علیاکبرتان خیره شده ؛
صحبت از مرگ ِجوان است ؛ بیا برگردیم💔 .
-
هدایت شده از - دچـٰارت .
-
دارم از روی خاك جگر جمع میکنم ؛
تکه بروی تکه ، پسر جمع میکنم . .
-
ازم پرسیدن...
بیحسین ميشود زندگی کرد؟!
گفتم نفس نکش!
گفت: میمیرم.
گفتم: بیحسین، میمیریم .
مادَرَمْگُفْت:حُسِینْتِکِهکَلامَتْباشَد؛ هَروَقْتشُدےمَسْتِرُخَش؛شیرَمْحَلالَتباشَد! مِثلِیِکمُردِهکِهیِکْمَرتَبهجانمیگیرَد؛ دِلَماَزبُردَنْنامَتهَیِجانمیگیرَد! قَلَبماَزکارکہاُفْتادبِهمَنشُوکنَدَهید؛ اِسمِاَرْبابْبیایَد،ضَرَبانمیگیرَد:))🫀
ولے تو عباسی..
میگن عراقیا وقتے ڪارد به استخونشون میرسه میرن رو به رو ضریح و بلند میگن .. اَنتَ عباس:)
پاشو تکیهگاه من ..
پاشو دخترام میترسن تکیهگاه من :)💔
ای با غریبه های جهان آشنا بدان ،
من با همه به غیر ِاباالفضل'ع' غریبه ام ؛