سلام
من از دنیا بریده بودم نه با آموخته ها و نه با تربیت، بلکه با فکر مرگ و بیماری سرطان.
این اتفاق باعث شد به این نتیجه برسم و بفهمم که دنیا پوچه،سعی کردم از دنیا دست بکشم ،بعد فهمیدم به فرزند و خانواده هم دلبستگی دارم.
تمام تلاشم رو کردم که بتونم از این ها هم دست بکشم.ولی ،نه برای رضای خدا بلکه برای ترک این دنیا و رهایی از درد و رنج
با خودم گفتم
یعنی، فرصتی برای زندگی هست یا نه؟؟؟
دوستی دستم رو گرفت و سر کلاس معنای زندگی نشوند.
وااای
تازه فهمیدم که من تو این دنیا ،زندگی نکردم
یعنی ؛بلد نبودم که چطور زندگی کنم
فکر می کردم باید خوب باشم و خوب زندگی کنم برای خدا،ولی این فکر و رفتار کجا و آن فهم و رفتار بعد از دوره کجا!
دوره ی معنای زندگی به وجود تشنه ی من آب داد و به من جان دوباره بخشید وجود نا امیدم رو امید بخشید،و من با هر کلمه و هر جمله انگار تمام وجود گمشده ام رو جمع میکردم.
من درمانده بودم و خدا دستم رو گرفت و بهم قرار داد و حالا من رو سر کلاس سوم معنای زندگی نشونده
از خدای بزرگ ممنونم که این توفیق رو بهم داد و من رو از سرگشتگی رها کرد،راه رو نشونم داد،از طریق کسی که نیست ولی اندیشه اش ،روزی منه✨
همیشه دعاگوی تمامی عزیزان این مسیر هستم که راه رو نشون میدند و به در راه ماندگان کمک میکنند.
خدای بزرگ پشت و پناه همیشگی شما
🌱فراگیر ترم سوم معنای زندگی
🆔@feedback_school
سلام
من فلسفه اسلامی خوندم و با خیلی از مفاهیم دینی آشنایی داشتم.
اما استادیزدی در دوره اول و دوم معنای زندگی عمق این مفاهیم،دین و برنامه ی زندگی رو برام روشن کردند.
کلمه های توکل، عجز ، شکر و کفر و... حالا جای درستی نشستن و برام کاربردی شدند.
انگار استاد صفایی دین آسمانی رو به زمین و زندگی روزمره من آوردند.
واقعا هیچ کلمه ای در توصیف این جریان فکری قشنگی که بهمون هدیه دادن رو، ندارم.
والان سر کلاس سوم معنای زندگی هستم تا این مسیر زیبا رو ادامه بدم.
🌱فراگیر ترم سوم معنای زندگی
🆔@feedback_school
سلام
دوباره حالم خوب نبود و گذشته آزارم میداد،اما با غصه خوردن و ناراحتی چیزی درست نمیشد.با خودم گفتم خدا بزرگ است و راهی برای بدحالی من دارد.
چرا که او کتاب و وحی؛رسول و امام را برای من فرستاده تا زندگیم از معنا خالی نشود که حال دلم بد شود.
🍃بله،او راه را نشان داده
اما این منم که راه را گم کرده ام و نوری پیش رویم نمی بینم. انگار نشانی را در مشتم گرفته ام و به هر سویی غیر او می دوم و همین است که آرام و قرار ندارم.
هنگامه التفاتی مرا متوقف میکند
بایست!
به کجا چنین شتابان؟!
بایست،مشتت را باز کن!
نشانی را بخوان
نزدیک ترین راه، صراط مستقیم ،پیش روی توست.
🌱نشانی را که خواندی و دیدی،
میبینی که خداوند با تو حرف زده،
راه را برایت روشن کرده،گویی دیگر تاریکی جای خود رو به نور و روشنایی داده و حالاست که گوشهایت میشنود و مینشینی پای درس استاد و مو به مواجرا میکنی.
📖این قرآن، سالهاست در دستان من بوده، به پشت سر که نگاه میکنم می بینم ۵۰ سال از عمرم گذشته و تا حالا اصلاً فکر نمیکردم قرآن برای من است. میخواندم که ثواب و توشهای از قرائتش نصیبم شود؛ مثل همان نابینایی که در قبرستان قرآن میخواند.
آری ،من نه او را میدیدم و نه او را میشنیدم و نه فکر میکردم من،مخاطب کلام او هستم.
حالا که استاد یزدی در اولین جلسه از کلاس معنای۳ آیاتی را میخوانند، متوجه میشوم که قرآن کاملاً برای من است؛ انگار که همین حالا خدا دارد با من سخن میگوید و من تازه متولد شدهام،دارند در گوشم اذان میگویند و من ذکر و قرآن را تازه میشنوم.در گوشم اذان میگویند و همان بدو تولد، من را با توحید و نبوت و ولایت آشنا میکنند و من راه را پیدا میکنم.
احساس میکنم بینا شدهام و نور معرفتی برقلب من تابیده است، آنجاست که مینشینم و دنیا را کوچک میبینم و اشک میریزم و سر بر سجده میگذارم.✨
و می بینم خدا چطور از بلا، از درد، ازگریهها ،من را کشانکشان آورد که بنشاند اینجا، سر کلاس سوم معنای زندگی ، و راه سلوک را نشانم بدهد و بگوید:
«بندهی من، راه طولانی است و تو باید بنشینی و در کلاس درس قرآن و انبیای مشق عشق کنی تا رسیدن به من و من هر که را بخواهم هدایت میکنم.»
و من مثل بچهای که آمده مدرسه و میترسد و دلش برای خانه و اسباب بازیهایش تنگ میشود، در سر کلاس نشستهام؛ ولی هر لحظه دلم میرود به بازیها و سرگرمی ها اما نهیبی به خود میزنم و دلم را میگیرم و میآورم و میگویم:
«آن اسباببازیها دیگر به کار تو نمیآیند. تو راه بهتری در پیش داری. بنشین و آرام باش و ادامه بده، تا خدا.»
🌱فراگیر ترم سوم معنای زندگی
🆔@feedback_school