eitaa logo
یک فنجان شعر
8.2هزار دنبال‌کننده
322 عکس
361 ویدیو
1 فایل
نثر وشعرهای زیبا که حال دلتونو خوب میکنه اکثر نثرها را خودم می نویسم.... کپی لطفا نه ناشناس https://punz.ir/message/04YEpTt ارتباط باادمین: @mohamadeian برای رشدبیشترشما👇 تبلیغات https://eitaa.com/cafetb
مشاهده در ایتا
دانلود
شدی به خواب وبه هم ریخت خیلِ مژگانت... گشای چشم وجدا کن سپاهِ ناز از هم... @fenjan
در حال رانندگی بودم ومحوِ صدایِ زیبایِ خانم گوینده...درموردِ پرستارِ شهید مرضیه نبوی نیا🕊🕊...که در اغتشاشاتِ اخیر در بیمارستانی در رشت مظلومانه به شهادت رسید سخن می گفت... به فکر فرو رفتم... چطور میشود در هیاهوی زندگی از بین همه ی مردم شهادت سراغِ بانویی در حالِ خدمت در رشت می رود؟ باخود می‌گویم مرضیه عزیز کرده ی خدا بوده وبرگزیده شده از جانبِ حق وقطعا شهید بوده قبل از اینکه شهید بشه....🌷 اگر آهِ تو از جنسِ نیاز است: درِباغِ شهادت باز باز است... باتمامِ روسیاهیم دوست دارم پایانم شهادت باشه...🌷🌷
زنگِ تفریحِ دنیا همیشگی نیست...! زنگِ بعدی حساب داریم.... @fenjan
آهای....شما که بیدارید ودر حالِ عبادت... التماسِ
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجل الله ماه زهرا      امام زمانم 🌱ای عشق! بیا که سینه‌هامان شد چاک «این النّبأ العظیم؟»، گشتیم هلاک... 🌱چشمی که تو را ندیده باشد کور است خون شد دل ما، «متی ترانا و نراک»...
آن یار کزاو خانه ی ما جای پری بود سرتاقدمش چون پری از عیب بری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود... @fenjan
تادر دلِ من عشقِ تو اندوخته شد جزعشقِ تو هرچه داشتم سوخته شد... @fenjan
تو را من چشم در راهم شباهنگام... گَرَم یاد آوری یا نه ...من ازیادت نمی کاهم... @fenjan
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرابچه شدی..چراباهام قهری..؟ گفته بودم طاقت ندارم...بخداکه ندارم... @fenjan
یعنی محبوبِ من افطار کرد...
کار دلم به جان رسد، کارد به استخوان رسد، ناله کنم، بگویدم: «دم مزن و بیان مکن.» . @fenjan
از کودکی روزه می گرفتم وقتی میگم کودکی ...شما برگردید برید تو ۹ سالگی من.... بدونِ حجاب وکودک گونه در کوچه فارغ ازهمه ی غم وغصه های عالم مشغول بازی وشادی و دویدن و لی لی کردن و هفت سنگ و والیبال و... بودم.. در حالی که روزه بودم...روزه بودم ... آخه آقاجونم گفته بود دخترها از ۹ سالگی روزه می‌گیرند.. با بهترین دوستم که خواهرم بود با پول توجیبیِ اندکی که داشتیم لواشک و آب‌نبات و ترشک.و.....میخریدیم ونگه می داشتیم افطار... راستش اون موقع فقط خوراکی‌های افطار رو دوست‌داشتم.......وقتی رسیدم به نوجوانی روزه میگرفتم ولی غُر میزدم ...راضی نبودم... فکر می‌کردم آقا جونم مجبورم می کنه و کار بیهوده ای است... تا رسیدم به سالها ی بالاتر به سال شیوع کرونا...و من به دلایلی نتونستم روزه بگیرم... وقتی ربنای دم افطار رو می شنیدم وقتی حال وهوای سحر رو میدیدم وقتی مراسمهای ماه رمضان رو میدیدم... اشکم جاری میشد...جاری میشد.... من نعمت بزرگی را از دست داده بودم نعمتی که ناشکری کرده بودم... آنقدر بی تابی کردم تا خدایم دوباره توفیق داده بتوانم روزه بگیرم...باسختی میگیرم ولی ...میگیرم.. میخوام بگم قدر همه ی نعمت‌های خدا را که ازآنها غافل میشیم بدونیم...و نهایت استفاده رو ببریم... رمضان زیباست خیلی خیلی ... سحرگاه..افطار...قرآن خواندن...مراسمهاش شبهای قدرش...میلاد امام حسن (ع) در قلب رمضان...افطاری دادن...زولبیا وبامیه ..ونان چای ..و خرما.. و عطر چای هل دار وتکاپوی دم افطار همه وهمه زیباست... رمضانتون مبارک..