eitaa logo
یک فنجان شعر
7.2هزار دنبال‌کننده
275 عکس
287 ویدیو
0 فایل
نثر وشعرهای زیبا که حال دلتونو خوب میکنه اکثر نثرها را خودم می نویسم.... کپی لطفا نه ناشناس https://punz.ir/message/04YEpTt ارتباط باادمین: @mohamadeian برای رشدبیشترشما👇 تبلیغات https://eitaa.com/cafetb
مشاهده در ایتا
دانلود
دیده ام ماتِ نگاهت شد چو طفلی گیج که زنگ املا بر سر قُسطنطنیه مانده است...! @fenjan
از سرِ تعمیر دل بگذر که معمارانِ عشق روزِ اول رنگِ این ویرانه ویران ریختند! @fenjan
از عکسِ تو و بغض همینقدر بگویم: دردا که چه شب ها... که چه شب ها... که چه شب ها...
دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم وچکه چکه می چکم ..به سطر های دفترم شنیده ام زپنجره سراغ من گرفته ای؟ هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم شبی بخواب دیدمت ..میانِ تنگِ کوچه ها قدم زنان... قدم زنان ..تو را به خانه می برم غزل بخواب می رود ..به انتها رسیده ام تمام من چکیده شد ..کنارِ بیت آخرم ... @fenjan
زندگی هر چیز که دلخوش به آن بودیم را یا به چشمِ ما نشان هرگز ندادش یا گرفت… @fenjan
یک شهر رابه عطرتنش مست کرده بود نوبت به مارسید"علیه السلام" شد! @fenjan
تو خیابان به خیابانِ جهان را گشتی! من تهِ کوچه ی آغوشِ تو سرگردانم... منطقی نیست ولی، منتظرت می مانم...😭 @fenjan
نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش قناری‌های این اطراف را بی بال و پر کرده صدای نازک برخورد چینی با النگویش مضاعف می‌‌کند زیبایی‌اش را گوشوار آن‌سان که در باغی درختی مهربان را آلبالویش کسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای من به روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟ اگر پیچ امین‌الدوله بودم می‌توانستم کمی از ساقه‌هایم را ببندم دور بازویش تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی یکی با خنده‌‌ی تلخش یکی با برق چاقویش   قضاوت می‌کند تاریخ بین خان ده با من که از من شعر می‌‌ماند و از او باغ گردویش رعیت‌زاده بودم دخترش را خان نداد و من هزاران زخم در دل داشتم این زخم هم رویش @fenjan
..... مگر به سینه بخوابانی ام که این شب‌ها خیال خواب ندارم مگر در آغوشت .. @fenjan
بوی آغوش توآید از هوای نیمه شب...❤️
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام عزیزای دلم... صبح زیبای بهاریتون پرعشق...