eitaa logo
یک فنجان شعر
8.8هزار دنبال‌کننده
403 عکس
467 ویدیو
1 فایل
نثر وشعرهای زیبا که حال دلتونو خوب میکنه اکثر نثرها را خودم می نویسم.... کپی لطفا نه ناشناس https://punz.ir/message/04YEpTt ارتباط باادمین: @mohamadeian برای رشدبیشترشما👇 تبلیغات https://eitaa.com/cafetb
مشاهده در ایتا
دانلود
شعرهایم همگی دردفراق است🖤 ببخش صحبت از کرب و بلایت نکنم میمیرم @fenjan
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عجب کلیپی عراقیا ساختند 🖤 فقط ببینید .. اگر اشک ات جاری شد..التماسِ دعا @fenjan
خانم جانِ خدابیامرز میگفت: اونایی که اینجا تو بهشت هستند در آخرت هم احتمالا توبهشت باشند... با ذهن کودکانه خودم غصه میخوردم و میگفتم اینکه بی عدالتییه... یه روز ازش پرسیدم ... اینطورجواب داد: اونایی که غرق در نعمتند..حالشون خوبه وضع مالی شون خوبه موقعیت اجتماعیشون خوبه...قطعا دست به کارهای خیرشون ، هم خوبه...گناه نمی‌کنند...زیرآب کسی رو نمی زنند...غیبت نمی کنند...تهمت نمی زنند...حسودی کسی رو نمی‌کنند ودر نتیجه این کارها به کسی صدمه نمی زنند،حق الناسی هم برگردن ندارند...ودرنهایت حواله می‌شوند به بهشت... میدونم پیرزن تحت فشارهای زندگی این حرفها رو میزد... ولی گاهی فکر میکنم نکنه حق با خانم جان باشه یعنی ما باتوجه به اعمالمون جهنمی باشیم...؟ برام اهمیتی نداره... فقط سؤالم اینه که آیا تو جهنم زنانه مردانه جداست؟ یاحداقل لابه لای آتش کنار هم هستیم...؟ که اگر اینطور باشد کنار تو جهنم برایم گلستان خواهد بود... بازهم میگم نکنه حرف خانم جان درست باشه واونوقت حتی در جهنم هم به وصالت نخواهم رسید چرا که تو در بهشت خواهی بود ومن بازهم از تو دور...
می‌پذیرم عشق هم تنها دروغی بیش نیست گر در آغوش تو هم احساس تنهایی کنم! @fenjan
هر لبش.. گاهِ تبسم، مُعجزی دارد جدا... یک لبش جان می سِتاند، یک لبش جان میدهد! @fenjan
امروز نامه‌ام ز برِ یار می‌رسد... من گامِ قاصد از تپشِ دل شمرده‌ام. @fenjan
ای دل که بی‌گُدار به آب‌ها نمی‌زدی بی قایقت میانه‌ی دریا چه می کنی... @fenjan
بی هیچ سوالی و جوابی بغلم کن! من خسته‌تر از آنم که بگویم به چه علت @fenjan
زنی را می شناسم من 🍂 که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن درون آشپزخانه سرود عشق می خواند نگاهش ساده و تنهاست صدایش خسته و محزون امیدش در ته فرداست زنی هم زیر لب گوید🍂 گریزانم از این خانه ولی از خود چنین  پرسد: چه کس موهای طفلم را پس از من می زند شانه؟ زنی  با تار تنهایی🍂 لباس تور می بافد زنی در کنج تاریکی نماز نور می خواند زنی خو کرده با زنجیر🍂 زنی مانوس با زندان تمام سهم او اینست نگاه سرد زندانبان زنی را می شناسم من🍂 که می میرد ز یک تحقیر ولی آواز می خواند که این است بازی تقدیر زنی با فقر می سازد🍂 زنی با اشک می خوابد زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمی داند زنی واریس پایش را🍂 زنی درد نهانش را ز مردم می کند مخفی که  یک باره نگویندش چه بد بختی ، چه بد بختی زتی را می شناسم من🍂 که شعرش بوی غم دارد ولی می خندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد ... @fenjan
قصد دارم دل به چشمانت "ببازم حاضری؟ کعبه ام را "دور چشمانت "بسازم حاضری؟ دوست دارم" باتو معراجی "کنم در آسمان بستری در "کهکشانها "من بسازم حاضری؟ @fenjan