‹ شك ندارم مادرم فهمیده من میخواهمت ،
سجدههای آخرش این روزها طولانیتر است...
@fenjan
منتظر بودم که بگشاید
به رویم آسمانِ تار..
دیدگانِ صبحِ سیمین را...
تا بنوشم از لبِ خورشیدِ نورافشان
شهدِ سوزان هزاران..
بوسهٔ تبدار و شیرین را...
#فروغفرخزاد
@fenjan
گفتند که در شهر تو را با همه دیدند
ایکاش ؛ که این فاجعه یک شایعه باشد
@fenjan
نازنين يك لحظه در فكرم كمى آرام گير..
خسته ام از بس نمازم را ، از اول خوانده ام!
@fenjan
ناگهان آمد و زَد ،
آمد و کُشت ،
آمد و بُرد ؛
او فقط آمده بود از دل ما رد بشود .
@fenjan
امشب غرقِ عطرِ خیالت هستم..
لحظه های نابِ دلتنگی..
سکوت شب وآرامش آن به اندیشدنم به تو کمک می کند...🌙⭐️
در هاله ای از افکار شیرینِ خودم غرق میشوم...
افکاری که آغشته به حرف زدن باتو...نگاه به چشمانت..و نوشیدنِ نفسهایت می شود...
خیالاتی که مزه دنجِ آغوشت...نوازشها وبوسه هایت را ویک کلام آرامشِ ابدی را ترجمه می کند...❤️
من #بوسه_هایمان رادوست دارم...
#پگاه