eitaa logo
یک فنجان شعر
8.3هزار دنبال‌کننده
318 عکس
349 ویدیو
1 فایل
نثر وشعرهای زیبا که حال دلتونو خوب میکنه اکثر نثرها را خودم می نویسم.... کپی لطفا نه ناشناس https://punz.ir/message/04YEpTt ارتباط باادمین: @mohamadeian برای رشدبیشترشما👇 تبلیغات https://eitaa.com/cafetb
مشاهده در ایتا
دانلود
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
می‌ترسم اگه یه بار نگاش کنم دیگه نتونم چشم بردارم🍂🍂 خودمونیم یوسف هم زلیخا رو دوست داشته ها....❤️. خیلی زیباست من که خوشم اومد... پیشکش دلهای مهربونتون🌼 @fenjan
من پزشکی خوانده ام درد تو میدانم که چیست.... فاصله داری ز آغوشم که تب دارد تنت @fenjan
نفسم می گیرد در هوایی که نفسهای تو نیست @fenjan
گر مرا ترک کنی من زِ غمت می سوزم ، آسمان را به زمين جان خودت می دوزم، گر مرا ترک کنی ترک نَفَس خواهم کرد، بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد...
هرکه با مرغ هوا دوست شود.... خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود @fenjan
تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوت؟ تو حالِ تشنه ندانی که بر کناره ی جویی
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قباد عاشقش بود !♥️ هرتعلق خاطری عشق نیست... هر وقت بخاطر کسی اشک ریختی اونموقع معنی عشقو میفهمی.... یه دوستی میگفت کار هر روز منه😭 @fenjan
دکترم حال مرا دید چنین نسخه نوشت؛ اندکی شانه کمی بوسه،شبی هم آغوش... @fenjan
چه داری در نگاهِ خود که مستم می‌کند هردَم ؟ تو الحق المُثنای شراب ناب شیرازی . @fenjan
🌸🌼🌸🌼 چندروز پیش رفته بودم محلِ کار دوستم ببینمش.... اهل ادبیات وشعر هستند...یه لحظه دیدم دوستم دختر کوچولوشو صدا زد....مولیان...مولیان؟ گفتم چه اسم قشنگی معنیش چیه؟ دوستم شروع کرد وشعر زیر را خوند:👇👇👇
🌸بوی جوی مولیان آید همی... یاد یار مهربان آید همی... ریگ آموی ودُرشتی های او... زیر پایم پرنیان آید همی... آب جیحون از نشاط روی دوست خِنگِ ما را تا میان آید همی... ای بخارا شاد باش ودیر زی.. میر زی تو شادمان آید همی... مهرماه است وبخارا آسمان... ماه سوی آسمان آید همی... میر سرو است وبخارا بوستان... سرو سوی بوستان آید همی... آفرین ومدح سود آید همی... گر ، به گنج اندرزیان آید همی... @fenjan
نظامی عروضی نویسنده قرن ششم هجری می گوید:🌸 امیرنصر دوم سامانی چهار سال از مرکز حکومت خود یعنی بخارا دور بود...لذا لشکریان که بسیاردلتنگ شده بودند وجرأت بیان خواسته ی خود را هم با امیرنداشتند ..از رودکی شاعر پرآوازه می‌خواهند امیر را به بازگشت ترغیب کند. رودکی که امیر را خوب می‌شناسد تصمیم می‌گیرد با سرودن شعری بخت خود را برای بازگرداندن امیر به بخارا بیازماید... رودکی در حضور امیر چنگ زنان قصیده ی"بوی جوی مولیان آمد همی " را آغاز می کند...امیر با شنیدن قصیده ی رودکی چنان دلتنگ می‌شود که بی کفش ورختِ سفرسوار بر اسب تا بخارا می تازد... جوی مولیان ...🌊 نام رودی ست زیبا در نزدیکی قلعه بخاراکه سامانیان در آنجا باغ بزرگی داشتند... واین شعر در توصیف زیبائیهای شهر بخارا است....🍂🍂🍂🍂