eitaa logo
𝒇𝒆𝒓𝒂𝒈𝒉 | ـ؋ــــراق
401 دنبال‌کننده
13 عکس
67 ویدیو
0 فایل
"به‌نام‌نامی‌یزدان" فراق؟!دوری وماباصَبری‌که‌اجبار‌بود،روزگارگذراندیم؛ جان‌دلم!؟:)https://punz.ir/message/0AwzeXZ
مشاهده در ایتا
دانلود
آن‌قدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد کاسه‌ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد تیر، دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفت از غمت، شهریورِ بیچاره حلق‌آویز شد مهر با بی‌مهری و نامهربانی می‌رسد مهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد بی‌تو یک پاییز ابرم، نم‌نم باران کجاست؟ بی‌تو حتی فکر باران هم خیال‌انگیز شد آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ آن‌قدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد...
دلم از دست غمت خون شد و درمانی نیست درد عشق است و به جز عشق، دوایی نیست
خواب دیدم آسمون از چَشم ماه افتاده بود؛ خونِ من از گوشه ی چَشم تو راه افتاده بود...
مادرم گفت که عاشق نشوم گفتم چشم چشمان تو مرا بی خبر از چشمم کرد..
با رقیبان سخن از کشتنِ ما می‌گوید ‌کشتن آن است که با غیر سخن می‌گوید
کسی مانندمن این گونه ازتو بت نمی سازد مگر اینکه خدا باشی و او پیغمبرت باشد
بس ك دارم دوستت خود را به بیماری زدم ، چون ك از آداب ِزیبای ِعیادت بـوسـه است.
همه شب سجده بر آرم که بیایی تو به خوابم و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی