eitaa logo
𝒇𝒆𝒓𝒂𝒈𝒉 | ـ؋ــــراق
409 دنبال‌کننده
13 عکس
66 ویدیو
0 فایل
"به‌نام‌نامی‌یزدان" فراق؟!دوری وماباصَبری‌که‌اجبار‌بود،روزگارگذراندیم؛ جان‌دلم!؟:)https://punz.ir/message/0AwzeXZ
مشاهده در ایتا
دانلود
تو را با غیر میبینم،صدایم در نمی‌آید دلم میسوزدُ کاری ز دستم بر نمی‌آید
آمدی نعش غزل‌ باخته را جآن بِدهی؟ جنگل سوخته را وعده‌ی بآران بِدهی؟
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت ، در من غزلی درد کشید و سر زا رفت . سجاده گشودم که بخوانم غزلم را ، سمتی که تویی عقربه‌ی قبله نما رفت . در بین غزل نام تو را داد زدم داد ، آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت . بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت ، این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت ؟ من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم ، من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت . با شانه شبی راهی زلفت شدم اما ، من گم شدم و شانه پی ِکشف طلا رفت . در محفل شعر آمدم و رفتم و گفتند ، ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت ؟ می‌خواست بکوشد به فراموشی‌ات این شعر ، سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت .