🔺 کمک مردم شمال بصره عراق به مددجویان اصفهانی
زارع،مدیرکل کمیته امداد استان اصفهان :
🔹 با مشارکت مردم شمال بصره در پویش ایران همدل، ۶۰۰ بستههای معیشتی بین خانوادههای آسیب دیده از جنگ تحمیلی رمضان هدیه شد.
🔹 هر بسته به ارزش ۳ میلیون تومان شامل یک کیسه ده کیلوگرمی برنج، روغنهای پخت و پز و سرخ کردنی، حبوبات در انواع نخود، عدس و لوبیا، همچنین ماکارونی، سویا و رب گوجه است.
🔹 این هدایا به ارزشی بالغ بر یک میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان بوده و مشارکت مردم بصره در جمع آوری کمکهای نقدی و اهدای اقلام معیشتی به خانوارهای آسیب دیده از جنگ تحمیلی سوم، نشان از نگاه مثبتی است که مردم و شیوخ عراقی در قبال ایران عزیزمان دارند.
┅═══✼💠✼═══┅┄
#حقیقت_پنهان_نمی_ماند
#ما_صدای_رسای_فردوسیم
تلگرام / ایتا / بله/آپارات
@ferdosrasa
Www.ferdosrasa.ir
‼️‼️از اول درگیری تا الان ایران ۳۶تا کشتی رو تو خلیج فارس و دریای عمان هدف قرار داده
‼️‼️ بلومبرگ: هیچ کشتی روز یکشنبه از تنگه هرمز عبور نکرد
┅═══✼💠✼═══┅┄
#حقیقت_پنهان_نمی_ماند
#ما_صدای_رسای_فردوسیم
تلگرام / ایتا / بله/آپارات
@ferdosrasa
Www.ferdosrasa.ir
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفیقم بعد از ثبت نام تو جانفدا: 😂
┅═══✼💠✼═══┅┄
#حقیقت_پنهان_نمی_ماند
#ما_صدای_رسای_فردوسیم
تلگرام / ایتا / بله/آپارات
@ferdosrasa
Www.ferdosrasa.ir
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌼خیلی ها هنوز نفهمیدن...
🌱دکتر الهی قمشه ای
┅═══✼💠✼═══┅┄
#حقیقت_پنهان_نمی_ماند
#ما_صدای_رسای_فردوسیم
تلگرام / ایتا / بله/آپارات
@ferdosrasa
Www.ferdosrasa.ir
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️ روز دختر همهی چشمها سمت خانوادهی دختران مینابی است...
اعزام ۳۰۰ نفر از خانواده شهدای دانشآموز میناب به مشهد مقدس
کاروانی متشکل از ۳۰۰ نفر از خانوادههای معظم شهدای دانشآموز، امروز راهی سفر زیارتی قم و مشهد مقدس شدند
┅═══✼💠✼═══┅┄
#حقیقت_پنهان_نمی_ماند
#ما_صدای_رسای_فردوسیم
تلگرام / ایتا / بله/آپارات
@ferdosrasa
Www.ferdosrasa.ir
🔴 مشکل آمریکا جمهوری اسلامی، بمب هسته ای و یا حتی برد موشک نیست!
┅═══✼💠✼═══┅┄
#حقیقت_پنهان_نمی_ماند
#ما_صدای_رسای_فردوسیم
تلگرام / ایتا / بله/آپارات
@ferdosrasa
Www.ferdosrasa.ir
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبیه سازی شلیک موشک ایران از لانچر تا خارج شدن از جو و رسیدن به اسرائیل
┅═══✼💠✼═══┅┄
#حقیقت_پنهان_نمی_ماند
#ما_صدای_رسای_فردوسیم
تلگرام / ایتا / بله/آپارات
@ferdosrasa
Www.ferdosrasa.ir
💯 پیشنهاد عجیب یک پزشک به یک مدافع امنیت
🔻 صدای آژیرهای آمبولانس هنوز در گوش شهر میپیچید. خیابانها آنطور که باید آرام نبودند؛ جنگ، حتی اگر چند خیابان دورتر رخ دهد، ردّش را روی چهره آدمها میگذارد. همان روز، میان رفتوآمدهای عجولانه و نگاههای نگران، مردی با دستی زخمی وارد یک بیمارستان خصوصی شد. همراهش یکی از همکارانش بود. لباس سادهای به تن داشتند، اما خستگی و گرد حادثه از چهرهشان پیدا بود.
🔻 سه روزی میشد دستش در حمله جنگندههای آمریکایی به محل خدمتشان در شهر آسیب دیده بود. زخمش عمیق نبود، اما درد داشت. مثل خیلی از دردهایی که این روزها در شهر پخش شده است. در سالن انتظار نشستند. چند دقیقهای گذشت تا نوبتش رسید. وقتی وارد اتاق شد، دکتر جوان پشت میز نشسته بود؛ پزشکی که شاید مثل بسیاری از پزشکان دیگر، آن روزها بیشتر از همیشه با زخم و اضطراب سر و کار داشت.
🔻 دکتر نگاهی به دست باندپیچی نشده او انداخت و پرسید: «دستت چی شده؟»
مرد لحظهای مکث کرد. انگار دنبال سادهترین جواب میگشت؛ جوابی که توضیح زیادی نخواهد. گفت: «توی آوار گیر کرده!»
🔻 همین جمله کوتاه کافی بود. دکتر لحظهای بیشتر به او نگاه کرد. در این میان گاهی بعضی جملهها کوتاهاند اما داستان بلندی پشتشان پنهان است. او فهمید که بیمار روبهرویش یکی از مدافعان امنیت است؛ یکی از همان نیروهایی که این روزها بیوقفه در گوشه و کنار کشور ایستادهاند تا شهر آرام بماند.
🔻 دکتر بدون اینکه حرفی اضافه بزند، دستش را به سمت کشوی میز برد. کشو را آرام باز کرد. از داخل آن یک کلید برداشت و روی میز گذاشت.
کلید فلزی سادهای بود، اما حرفی که همراهش آمد ساده نبود.
رو به بیمار گفت: «در این شرایط، من سه تا کار میتوانم برایتان انجام بدهم.»
🔻 کمی مکث کرد: «اول اینکه همین نزدیکیها یک واحد کوچک دارم. اگر خواستید برای استراحت یا استحمام، شما و نیروهایتان میتوانید از آن استفاده کنید.»
مرد زخمی سکوت کرده بود.
دکتر ادامه داد: «دوم اینکه اگر خدایی نکرده برایتان اتفاقی افتاد، لازم نیست خودتان را به بیمارستان برسانید. من خودم میآیم.»
و بعد لبخند کمرنگی زد و گفت: «و سومین کاری هم که میتوانم انجام بدهم این است که برایتان دعا کنم.»
🔻 اتاق کوچک معاینه برای چند لحظه ساکت شد. گاهی چند جمله کوتاه بیشتر از هر سخنرانی بلندی اثر دارد. آن کلید روی میز، شاید فقط کلید یک واحد کوچک بود، اما در واقع نشانه چیزی بزرگتر بود: «همدلی».
البته این روزها چنین صحنههایی کم نیست. در گوشه و کنار کشور، آدمهایی از قشرهای مختلف؛ از پزشک و پرستار گرفته تا راننده، مغازهدار و کارگر هرکدام به اندازه توانشان سهمی از همراهی را بر عهده گرفتهاند.
🔻 شاید کار آن پزشک در یک بیمارستان خصوصی در ظاهر ساده به نظر برسد؛ اما همین چند جمله، یک کلید و یک پیشنهاد صمیمانه در قالب رفتارهای کوچک نشان میدهد زیر پوست این سرزمین، چیزی زنده و تپنده جریان دارد. دلهایی که برای هم میتپد.
👤 راوی: آزاده زینوند لرستانی
┅═══✼💠✼═══┅┄
#حقیقت_پنهان_نمی_ماند
#ما_صدای_رسای_فردوسیم
تلگرام / ایتا / بله/آپارات
@ferdosrasa
Www.ferdosrasa.ir