eitaa logo
فیضیه - در انتظار انتقام سخت
299 دنبال‌کننده
9.2هزار عکس
13.5هزار ویدیو
49 فایل
کانال اختصاصی روزنامه فیضیه - برای ارتباط با ادمین پیام خود را به @hakimi بفرستید
مشاهده در ایتا
دانلود
15.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢👈 اگر هزارتا جان داشته باشی همه را فداش می‌کنی!! 💢👈 ما می‌توانیم!🇮🇷🇮🇷 https://eitaa.com/feyziehnews
8.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢👈 با خدا درگیر نشو!!! 💢 حضرت موسی، علی نبینا و آله و علیه السلام از خدا خواست تا محبوبترین بنده‌اش را به او نشان بدهد!!!.... https://eitaa.com/feyziehnews
15.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢👈 ضرر و زیان لوله‌ها و لیوانها و ظروف پلاستیکی!! با دقت گوش کنید!! https://eitaa.com/feyziehnews
7.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔔زنگ عبرت: 🔴 مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین ♦️بلایی که انگلیس می‌خواست بر سر ایران و لبنان بیاره دامن‌گیر خودش شد، سال ۹۸ هم سرویسهای انگلیس و فرانسه توانستند برای دو روز اوضاع بعضی از شهرهای ایران را ملتهب کنند ولی به فاصله کوتاهی خودشان درگیر شدیدترین اغتشاشات و درگیری و ناآرامی شدند. https://eitaa.com/feyziehnews
13.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺خانم زائر امام حسین که در سامرا از صهیونیست ها اظهار تبری کرده بود توسط مامورین امنیتی آذربایجان دستگیر و به زندان روانه شد حاکمیت آذربایجان ثابت کرد که کشور آذربایجان در سیطره صهیونیست هاست و هیچ مسلمانی حق ندارد کمترین حرفی در خصوص رژیم جعلی و جنایتکار اسرائیل بزند. https://eitaa.com/feyziehnews
🛑 حادثه‌ تلخی که دوباره تکرار شد/ تصادف خانوادگی با موتور در قم! 🔹مرحوم حجت‌الاسلام علی عبدلی که از سخنرانان و روضه خوانان مسجد امیرالمومنین(ع) شهرک مهدیه قم بودند، متاسفانه در روز اربعین به همراه همسرشان بر اثر سانحه تصادف دار فانی را وداع گفتند کودک ۶ ساله‌ ایشان در کما و پسرشان هم آسیب دیده‌ است. https://eitaa.com/feyziehnews
🌹هفتم مهر روز بزرگداشت فرماندهان دفاع مقدس گرامیباد 🕊شادی روح بلندشان صلوات https://eitaa.com/feyziehnews
🌼 حجت الاسلام ماندگاری به سوال يكی از بينندگان برنامه سمت خدا درباره آرايش كردن پاسخ جالبی داده است كه در ادامه می‌خوانيد. ❓سؤال: من دختری هستم که عاشق آرایش کردن هستم و آرایش هم برای دل خودم است و آرایش من، برای جلب توجه دیگران نیست. من وقتی بیرون می روم به سر و وضع خودم می رسم تا دلم شاد بشود. آیا این کار من ایرادی دارد؟ ✅ پاسخ: کار ایشان کمال نامهربانی، بی انصافی و ناسپاسی به خداوند است. قرار نیست که هر کس به دل خودش عمل کند. قرار است که همه به امر خدا عمل کنند. 🔹موتورسواری که در پیاده رو موتورسواری می کند و امنیت مردم را به خطر می اندازد، می گوید: دلم می خواهد به پیاده رو بروم و در واقع به خواسته دلش عمل کرده است. کسی که دم بیمارستان بوق می زند می گوید که من می خواستم شاد باشم بوق زدم و اِلا قصد کار دیگری ندارم. اگر این حرف ها عاقلانه است حرف این خانم هم عاقلانه است. 🔹وقتی ما کاری می کنیم که به دیگران آسیب و ضرری می رسد، باید روی دل خودمان پا بگذاریم. اگر شما به حرف خدا گوش بدهید و حق کسی را ضایع نکنید می توانید به حرف دل تان عمل کنید. این خانم حرف خدا را ضایع کرده است زیرا در قرآن داریم که زنها نباید زینت و آرایش خودشان را آشکار کنند مگر برای همسران و مَحرم هایشان. در اینجا شما نمی توانید به دل تان عمل کنید زیرا ناسپاسی خدا می شود. ❗️ این خانم به چهار گروه لطمه می زند: 1️⃣ در خیابان جوان عفیف نمی خواهد به چهره ی این خانم نگاه کند بنابراین به خودش فشار می آورد و سرش را پایین می اندازد. پس این فرد اذیت می شود و حقش ضایع می شود زیرا می توانست راحت در خیابان راه برود. مثل فردی که وقتی آلودگی هوا وجود دارد مجبور است که ماسک بزند. 2️⃣ به جوان بی بند و بار هم ظلم می شود زیرا این جوان وقتی خانم را در خیابان می بیند ازدواجش عقب می افتد چون مجانی دارد نیازش را برطرف می کند. فرد باید نیازش را با ازدواج تامین کند نه با هرزگی و چشم چرانی. 3️⃣ به متأهل‌ها هم ظلم می شود زیرا آقایان متأهل چشم شان به این خانم می افتد که خیلی مرتب است، وقتی به خانه می روند خانم را درآشپزخانه می بینند که خیلی مرتب نیست و بخاطر همین، قیافه ها را مقایسه می کند و شروع به بهانه گیری می کند و زندگی بهم می ریزد. پس بی حجابی حق الناس است و باید این خانم ها تغییر رویه بدهند. 4️⃣ به خودش ظلم میکند چرا که با اینکار خود را وسیله هوس رانی مردها قرار میدهد و حیا و عزت نفس خود پایمال میکند. https://eitaa.com/feyziehnews
11.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢👈 هیچ برگی در این دنیا اتفاقی نمی افتد. استاد عالی. https://eitaa.com/feyziehnews
*🖤🥀سلام *🥀اتفاق جالبی که برای یک زوج پزشک روی داده است. 👇🏼👇🏼 یکی از هم وطنان ایرانی یک سال در ایام محرم به انگلستان سفر کرده بود. یک روز که به منزل یکی از دوستان دعوت شده بود. وقتی وارد حیاط منزل شد. با تعجب دید که: آنجا نیز بساط دیگ و آتش و نذری برای حضرت امام حسین (علیه السلام) برپاست. همه پیراهن مشکی بر تن کرده اند. و شال عزا به گردن آویخته بودند. و عزادار حضرت امام حسین سید الشهداء اباعبدالله الحسین (علیه السلام) هستند. در این میان متوجه یک زوج جوان که خیلی عاشقانه در مجلس حضرت امام حسین (علیه السلام) فعالیت می کردند شدم. و وقتی از حال آن ها جویا شدم. متوجه شدم که آنها دو مسیحی بوده اند. و اخیرا مسلمان شده اند. و هر دو پزشک هستند. مرد متخصص قلب و عروق و زن هم فوق تخصص زنان است. برایم جالب بود. که در انگلستان برخی از مردم این طور عاشق اهل بیت (علیه السلام) باشند. و مخصوصاً دو پزشک مسیحی که به تازه گی مسلمان شدند. و با این شور و حال و با کمال تواضع در مجلس حضرت امام حسین (علیه السلام) نوکری می کنند. کمی نزدیک تر رفتم. با آن زن تازه مسلمان شروع به صحبت کردن نمودم. و از او پرسیدم که: *به چه علت مسلمان شده اند.*؟ و علت این همه شور و هیجان و عشق و محبت چیست؟؟؟!!! خانم دکتر: «درست است، شاید عادی نباشد، اما من دلم ربوده شده، عاشق حضرت امام حسین علیه السلام شدم. و این شور و حال هم که می بینی به خاطر محبت قلبی من است.» از او پرسیدم: «دلربای تو کیست؟؟؟!!! چه عشقی و چه محبتی!؟؟؟». پاسخ داد: «من وقتی مسلمان شدم، همه چیز این دین را پذیرفتم، به خصوص این که به شوهرم خیلی اطمینان داشتم. و می دانستم بی جهت به دین اسلام رو نمی آورد. نماز و روزه و تمام برنامه ها و اعمال اسلام را پذیرفتم. و دیگر هیچ شکی نداشتم. فقط در یک چیز شک داشتم. و هر چه می کردم. دلم آرام نمی گرفت. و آن مسئله آخرین امام. و منجی این دین مقدس بود. که هرچه فکر می کردم. برایم قابل هضم نبود. که *شخصی بیش از هزار سال عمر کرده* باشد. و باز در همان طراوت و جوانی ظهور کند. و اصلاً پیر نشود. در همین سرگردانی و حیرانی به سر می بردم. تا اینکه ایام حج رسید. و ما هم رهسپار خانه خدا شدیم. شاید شما حج را به اندازه ما قدر ندانید. چون ما تازه مسلمانیم. و برای یک تازه مسلمان خیلی جالب و دیدنی است. که باشکوه ترین مظاهر دین جدیدش را از نزدیک ببیند. وقتی اولین بار خانه کعبه را دیدم، به طوری متحول شدم. که تا به آن موقع این طور منقلب نشده بودم. تمام وجودم می لرزید. و بی اختیار اشک می ریختم. و گریه می کردم. روز عرفه که به صحرای عرفات رفتیم. تراکم جمعیت آن چنان بود. که گویا قیامت برپا شده است. و مردم در صحرای محشر جمع شده بودند. ناگهان در آن شلوغی جمعیت متوجه شدم. که کاروانم را گم کرده ام. هوا خیلی گرم بود. و من طاقت آن همه گرما را نداشتم. سیل جمعیت مرا به این سو و آن سو می برد. حیران و سرگردان، کسی هم زبانم را نمی فهمید، از دور چادرهایی را شبیه به چادرهای کاروان لندن می دیدم، با سرعت به طرف آن ها می رفتم، ولی وقتی نزدیک می شدم. متوجه می شدم. که اشتباه کرده ام. خیلی خسته شدم، واقعاً نمی دانستم چه کنم. دیگر نزدیک غروب بود. که گوشه ای نشستم. و شروع کردم به گریه کردن، گفتم: خدایا!!! خودت به فریادم برس!!! در همین لحظه دیدم. جوانی خوش سیما به طرف من می آید. جمعیت را کنار زد. و به من رسید. چهره اش چنان جذاب و دلربا بود. که تمام غم و ناراحتی خود را فراموش کردم. وقتی به من رسید. با جملاتی شمرده و با لهجه انگلیسی فصیح به من گفت: «راه را گم کرده ای؟ بیا تا من قافله ات را به تو نشان دهم.» او مرا راهنمایی کرد. و چند قدمی بر نداشته بودیم. که با چشم خود «کاروان لندن» را دیدم!!! خیلی تعجب کردم!!! که به این زودی مرا به کاروانم رسانده است. از او حسابی تشکر کردم. و موقع خداحافظی به من گفت: «به شوهرت سلام مرا برسان». من بی اختیار پرسیدم: «بگویم چه کسی سلام رسانده است؟؟؟!!!» او گفت: «بگو آن آخرین امام‌. و آن منجی آخرالزمان. که تو در رمز و راز عمر بلندش سرگردانی!!! من همانم که تو سرگشته او شده ای!!!» تا به خودم آمدم. دیگر آن آقا را ندیدم. و هر چه جستجو کردم، پیدایش نکردم. آنجا بود. که متوجه شدم. *🌴امام زمان عزیزم.را ملاقات کرده ام.وبه این وسیله طول عمر حضرت نیز برایم یقینی شد* از آن سال به بعد ایام محرم، روز عرفه، نیمه شعبان و یا هر مناسبت دیگری که می رسید. من و شوهرم هر دو عاشقانه. و به عشق آن حضرت خدمتش را می کنیم. و آرزوی ما دیدن دوباره اوست.» *منبع:* (کتاب ملاقات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در عصر حاضر.) https://eitaa.com/feyziehnews
5.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
*⭕حتی یک نفر هم سرفه نمیکند.* *✅لطفا نشر دهید.* اربعین *۱۴۰۰* امام حسین ع https://eitaa.com/feyziehnews