بازم نتونستم با اون موهای لخت و خرمایی رنگش که توی نور آفتاب و با وجود بادی که میومد مثه شاخه های بیدی که توی هوا چرخ میخورد بازی کنم
اگه کنارم بخوای از خیابون رد بشی همیشه دستتو میگیرم و سمتی وایمیسم که ماشینا دارن میان
اما تو انقدر نرد نیستی که معنی کارمو متوجه شی..