دلم خلوتی ساده می خواهد …
چند خطی شعر فروغ فرخزاد
با دو فنجان قهوه
کمی سکوت
و او، کہ پایان هر قطعہ
دستش را زیر چانہ بزند و بگوید
باز هم بخوان.
من دلم گیرِ کسیست، که دلش گیرِ من است
او که مغرور و لَجوج، من خداوندِ غرور.
یه سری دوست داشتنا هستن که
هیچوقت تکرار نمیشن، یعنی یه دورهای
از زندگیت یهسریها رو جوری دوست داشتی
که هیچوقت کسی رو به اندازه اون یه نفر
دوست نداشتی، هیچکس به اندازه اون یه نفر
برات مهم نبوده و همیشه اون یه نفر بوده که
با همه آدما فرق داشته برات؛ هممون با
مزخرف ترین اخلاقایی که داریم یبار سعی
کردیم واسه همون یه نفر بهترین باشیم.