هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
ترسیده جیغی کشیدم.
+ برو کنار... زدی کشتیشش!
بزور خودش کنار کشید و گفت:
- میخواست بیاد خواستگاریت!
متعجب لـ.ب زدم:
+ بخاطر همین آش و لاشش کردی؟؟
پوزخندی زد و گفت؛
- آره برای تو کل دنیارو اتیش میزنم اینکه چیزی نیست...اگه ام میخوای بقیرو آش و لاش نکنم هم زنـ.م شو هم مامان بچه هام...😱😁💢
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
#یکی_نیست_کتابااامو_جلد_کنهه؟!🤣👇🏻🌸
_بیا انتخاب واحد کنم برات!
با حالت قهر گفتم:
_کردم!
آقا گند زده بود و حالا بلد نبود ناز بکشه؛ دنبال بهونه میگرده من و بکشونه خونهشون..
گفت:
_خب بیا تست بزنیم!!
+امروز خیلی زدم..
نگاهش رو اجزای صورتم چرخید و یهو خیلی بی ربط گفت:
_بیا کتاباتو جلد کنم...🫥🤣🍓❌🙌
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
#پسری_که_اینجوری_ناز_میکشههه_مرد_زندگیههه🫴🏼😚🤣🚗
ـ..
تا ساعت 6 الی 12 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
سلام روانیم کردید بچه ها بسه😡🤬
دو روزه ما یک غلطی کردیم این لینکه چنل پرستار بی حـ"یا رو براتون گذاشتیم...
روزی ۴۰ بار پیام میدید دوباره بزارش😤
برای دفه اخر میزارمش👇❌
•
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
دخترااااا حمله🏃♀🔥
پسر نیاد ریمو میگنم 🤫😡🤬.
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- کدوم بخش پرستاری میکنی؟
نگاهی به چهره خشن و جذابش کردم
- بخش اطفال
بی طاقت غرید:
- من طفل مریضتم بهم برس..
نگاهی بهش کردم ، این کجاش طفل بود؟
- اشتباه اومدید باید برید بخش بزرگسالان!
نچی کرد
- تو فکر کن من دو سالمه .. فقط خودت باید بهم برسی ، میخوامت پرستار کوچولو..
با بهت بهش خیره شدم که..😱🔥🍃
https://eitaa.com/joinchat/3909682755C9e583188f8
تا ساعت 14 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از - GoStArDe MaLaKe -
صدای شکستن خودم را شنیدم!
دویدم سمت مادرم. میخواستم در آغوشش بگیرم، میخواستم بگویم من بیگناهم، میخواستم بگویم بردیا مرا نجات داد... اما قبل از اینکه به او برسم، ضربهی سنگین و داغ سیلیاش روی صورتم نشست.سرم به یک سمت پرت شد😭😭
طعم خون را در دهانم حس کردم.
صدای عمه و پگاه که جیغ میزدند و مادرم را عقب میکشیدند، مثل صدای وزوز مگس در گوشم میپیچید.
مادرم زنی که دنیا را به خاطرش زیر و رو کرده بودم، با صورتی که از خشم و نفرت مطلق متلاشی بود، به سمتم فریاد کشید:«دق کرد! شنیدی؟! از غصه دق کرد! تو آبروی این خونه رو بردی، تو با رفتنت، با کثافتکاریهات، با اون فرار احمقانهت، تیشه به ریشهی زندگی ما زدی! ما دختر نداریم! تو برای ما خیلی وقته که مردی... همون لحظه که از این خونه رفتی، همون لحظه که برای هوس خودت مارو تنها گذاشتی، بابات رو کُشتی!»🥀😔
🔥🔥توصیه میکنم این رمان هیجانی و پر از چالش و ماجرا رو بخونی.
زود جوین شو تا گمش نکردی 👇
https://eitaa.com/joinchat/253888005C05320c8ada
هدایت شده از - GoStArDe MaLaKe -
همه چیز از پشت اون در شروع شد…
با دیدن اون کفش غریبه، باید میفهمیدم قراره زندگیم عوض بشه.
وقتی در رو باز کردم،صحنهای رو دیدم که حتی توی فیلمهای جنایی هم ندیده بودم.😢😱
باقی این ماجرا رو نمیتونم تنهایی هضم کنم. بیاین توی کانال تا بگم اون شب چطور گذشت👇🔥🙈
https://eitaa.com/joinchat/253888005C05320c8ada